نگاه آزاد

اين وبلاگ در جهت نگاه منصفانه به موضوعات مختلف بنا شده است

نقد متفاوت یک مازندرانی بر پایتخت4/ پایان تخیلی قصه معمولی ها!

خیلی وقت بود که در لابه لای تار های تنیده شده ای شبکه های مجازی و موبایلی قصد آوردن افکارم بر روی صفحه ای وبلاگ را داشتم اما ظاهرا عصر ارتباطات وارد فاز تازه ای شده است عصری که دیگر در آن جایی برای وبلاگ ها نیست.اما نه زود قضاوت نکنید ؛ این فضا همچنان برای نسلی که فشردن دکمه های صفحه کلید رایانه را با هدف درج دلنوشته های (گاه خصوصی) در فضای آن روزهای یکته تاز وبلاگ ها آغاز کرده بود هنوز هم زنده است ، زنده به خاطرات تلخ و شیرین با دوستان مجازی اش.

از مقدمه که بگذریم می رسیم به اصل مطلب ؛ مطلبی قدرت وسوسه اش فراتر از جذابیت شبکه های موبایلی بود داستان بر میگردد به سریال پایتخت در سری چهارم !

قرار نیست در این سریال (به زعم مازندرانی بودنم) به فهوای بومی و فرهنگ مازندرانی بیان شده در این سریال بپردازم ؛ چه بسا که در سری های قبلی این سریال از موافقان و حامیان پابرو قرص تصویری بودم که پایتخت به نمایندگی از مردم مازندران به مردم کشورم نشان می داد .

بحثم بیشتر معطوف به فرهنگ وارداتی غربی است که در این سریال تبلیغ شده است ؛ موضوع بر سر ترویج دیدگاه فیمینستی است !

اما فیمنیست چیست ؟ به طور خلاصه فیمینیست دیدگاهی است که با تکیه بر برخی شواهد تاریخی از برابری زن ها و مردها در زمان های قدیم سخن می گوید و دلایل روان شناختی و جبر جامعه امروزی را در جهت استناد خود بر تضیع حقوق زنان در جامعه می پندارد .

این دیدگاه در مقابل دیدگاه اسلامی و نگاه به زن قرار دارد که حقوق زن ها و مردان را از جنس تساوی ناهمگون می داند ، متفکران اسلامی معتقدند زن و مرد از تساوی ناهمگون برخوردارند در حالی که فیمینست می گوید زن و مردم از تساوی همگون در جامعه برخوردارند.

از دلایل فلسفی و منطقی هر دو دیدگاه بگذریم که در این زمینه اندیشمندان به نامی به مباحثه و جدل پرداختند و آثاری زیادی از خود در این زمینه به جا گذاشته اند و دیگر جای عرضه اندام برای تفکرات جوانِ من باقی نگذاشته اند.

بپردازیم به خلاصه ای مضمون پایتخت 4 ؛ جایی که محور اصلی داستان حول حضور خانم هما سعادت در شورای شهر می گذرد ، نویسنده داستان ناگزیر است که به این قسمت توجه کند که حضور خانم سعادت در شورای شهر تبعاتی را در زندگی خانوادگی نقی معمولی و فرزندانش به بار آورده است ؛ از تربیت و رسیدن به امور پرورشی فرزندان گرفته(که در دین اسلام مهمترین وظیفه زن به شمار می رود ) تا به وجود امدن اختلافات عدیده ای با شوهر معمولی خود که از قضا قبل از آن رابطه ای عشقی محکمی میانشان وجود داشت .

تا به اینجای داستان را داشته باشید و تمام آن چیزی که از ارسطو و رحمت و سوسن و اوس موسی در ذهن دارید بیرون بریزید ، زیرا اینها جنبه های فرعی است و حکم چاشنی را دارد که مخاطب را پای گیرنده نگه می دارد.

اما برسیم به ته داستان .. خانم سعادت با تمام مشکلاتی که به واسطه عضویت در شورای شهر برایش به وجود آمده است و تا دم مرگ هم ادامه پیدا کرد همچنان بر سر اعتقادات خود ایستاد و توانست علاوه بر انجام رسالت خود در اجتماع (به سبک غربی) خانواده ای خود را هم جمع و جور کند .. !

اما تحلیل واقع نگر این داستان می گوید تقریبا پایان خوش زندگی نقی معمولی و خانواده اش در همچین شرایطی فقط در داستانها و فیلم ها به وقوع خواهد پیوست ؛ چه بسا که در سبک زندگی اسلامی یکی از مهمترین وظیفه ای زن تربیت و پرورش فرزندان است و تاثیر گذاری زن بر جامعه به تبع همین وظیفه است ؛ نکته کلیدی اینجاست که این وظیفه هیچ گاه در موازی وظایف فرعی زن در جامعه (مانند عضویت در شورای شهر) قرار نمی گیرد بلکه بر آن تقدم دارد .
البته باید ذکر کرد که اسلام هیچ گاه مخالف حضور زن در جامعه و تاثیر گذاری مستقیم آن بر اجتماع نیست و مثال بارز این ادعا مطالعه زندگی و سیره حضرت فاطمه (س) است چه بسا زنی که در زندگی خانوادگی و پرورش کودکان موفق است می تواند به طور مستقیم بر فعل و انفعالات اجتماعی تاثیر گذار باشد اما در سریال پایتخت 4 نه تنها اینگونه نبود بلکه هما سعادت نشان داد یک پا برای خود (مرد) است و می تواند اجتماع و خانواده را با هم مدیریت کند و این یک پایان کاملا تخیلی برای پر رنگ نشان دادن دیدگاه فیمینیست در مورد زنان است زیرا حتی از توانایی های یک مرد هم خارج است که اجتماع و خانواده را با هم مدیریت کند.

 

 


برچسب‌ها: پایتخت4, فیمینیست, هما سعادت, اوس موسی, الهام غفوری
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 17:23  توسط محمد قنبرنیا  | 

پلورالیسم سربازان آمریکایی در آزادی .. !

 

قبل نوشت : تاریخ نگارش این یادداشت بعد از دیدار والیبال ایران و آمریکا و قبل از بازی ایران و لهستان است

 

پلورالیسم سربازان آمریکایی در آزادی .. !

مسابقه والیبال میان تیم کشورمان و آمریکا با پیروزی ارزشمند تیم کشورمان به پایان رسید و به وضعیت تیم ملی ما در جدول مسابقات گروه دوم لیگ جهانی سر و سامانی داد ؛ با این حال اما ظاهرا تبعات فرهنگی حاصل از این مسابقه به پایان نرسیده است و عملکرد و رفتار بازیکنان تیم آمریکا قبل از شروع مسابقه دو تیم به ویژه ممناعت از نوشیدن آب قبل از اذان مغرب به افق تهران  همچنان نقل محافل مجازی مخاطبان ایرانی است .به این خاطر ضرروی به نظر می رسد تا در اندک فرصتی به اندازه پارگراف های یک یادداشت به شناخت این رفتار بازیکنان آمریکایی و تببین فلسفی و جامعه شناختی این پدیده پرداخت.

1_ پارگراف نخست ؛ پلورالیسم چیست ؟!

برای پی بردن به فهوای کلام و اشرافیت بر ذات عمل نیاز است تا ابتدا اطلاعاتی مقدماتی در مورد پلورالیسم دینی کسب کرد؛ این پدیده نو ظهور که حدود نیم قرن از تولد آن می گذرد فرایندی طی سکولاریزه شدن است که با روند تسامح و تساهل به حیات خود ادامه می دهد .طبق دستورالعمل این پدیده جوامع و ملت ها به جای فاصله گرفتن از یکدیگر به دلیل آیین های مختلف با تسامح و تساهل به یکدیگر نزدیک می شوند و جامعه ای با اجتماع مومنان چند دین را به وجود می آورند و به تبع آن حکومت ها در اجرای قوانین به جای برتری دادن قوم یا دینی بر دیگر ادیان با احکام اعتباری حاصل توافق جمع ، حقوق مردم را تنظیم می کنند.این پدیده در دهه های اخیر تبدیل به نسخه ای درمانی و حیاتی بسیاری از کشور ها از جمله استرالیا ، هند ، ایرلند شمالی ، کانادا ...  و آمریکا شده است !

2_اجرای فرهنگ پلورالیستی در تئاتر ورزشگاه آزادی !

رفتار بازیکنان آمریکایی در ممناعت از نوشیدن مایعات قبل از اذان مغرب پیش دیدگان 12 هزار مسلمان ایرانی بی شک نه فقط یک هنجار و فرهنگ شخصی بلکه سرچشمه در فرهنگ عمومی و پلورالیستی آمریکایی ها دارد .حقیقت آن است که جامعه آمریکا یک جامعه ای دینی است که آیین های مذهبی آن طی سکولاریزه شدن یا کمرنگ شده است و یا دچار انحراف گردیده است و هر چند با محقق شدن هشدار کارشناسان مذهبی نسبت به پیامد های سکولاریزه شدن ؛ قشر امروزی و جوان آمریکایی کمتر سنخیتی با مذهب دارد اما روح دینداری همچنان در بخش عظیمی از جامعه آمریکا به طور فردی در جریان است و رفتار بازیکنان آمریکایی هم با الهام از همین فرهنگ پلورالیستی سرچشمه در رفتار دینی رایج در آمریکا دارد.

3_ پارگراف سوم ؛ دیدگاه اسلام در برابر پلورالیسم چیست ؟!

در دین مبین اسلام همواره تاکید فراوانی به صلح و دوستی شده است و پیروان آیین ها و مذاهب دیگر علاوه بر رسمیت داشتن مورد حمایت دین اسلام هم بوده اند. اما تفاوت فاحش دیدگاه اسلام نسبت به پلورالیسم آنجا است که از دیدگاه اسلامی تنها ادیان ابراهیمی مورد وثوق هستند و ادیان دیگر ساخته و پرداخته ذهن بشر است و سرچشمه ای زمینی و مادی دارند مثال بارز این ادعا عملکرد حضرت محمد (ص) در قبال دیگر ادیان رایج جهان عرب پس از فتح مکه است .رسول اکرم (ص) پس از فتح مکه تبعیت از آیین مسیحیت و یهود را برای پیروان آن مذاهب بلا مانع برشمرد اما تمامی ریشه های بت پرستی را خشکاند .تفاوت دیگر نگاه اسلامی دربرابر پلورالیسم اجرای قوانین حکومت ها است ؛ دین اسلام هر چند ادیان دیگر در یک اجتماع را مورد پذیرش می داند اما قوانین و حقوق مستقر بر یک حکومت را هم نیز دینی بر می شمرد در حالی که پلورالیسم با همزیستی مومنان چند دین به دلیل ممناعت از اختلاف نظر و شکاف در جامعه با کنار گذاشتن قوانین ادیان مختلف قوانین و احکامی خارج از دایره دین را تصویب می کند.

4_ دیدگاه شهید مطهری در برابر پلورالیسم

در زمان حیات شهید مطهری پلورالیسم آنچنان رونق نگرفته بود که مستقیما مورد نقد و بررسی این شهید متفکر قرار بگیرد ؛ اما در آثار شهید مطهری مطالبی بیان شده است که عینأ ریشه های فلسفی پلورالیسم را مورد نقد قرار می دهد .در جلد 24 کتاب مجموعه آثار شهید مطهری ، ایشان ضمن بازگویی واقعه تاریخی از سفر ملکه انگلستان به هند آنرا برخوردی نادرست با آزادی عقیده می داند و می نویسد : ملکه انگلستان در سفر به هندوستان به همه معابد رفت ، در همه جا احترام گزارد.وقتی می خواست به فلان بتخانه وارد شود قبل از آنکه به کفش کّن معروف برسد از بیرون کفشهایش را در آورد و گفت اینجا معبد است ، محترم است.با اینکه می گفت من خودم مسیحی هستم و بت پرست نیستم اما از باب اینکه یک عده انسانها این بت ها را محترم می شمارند ، من باید آنها را محترم بشمارم ، عقیده آزاد است " . شهید مطهری اینگونه رفتار ها را احترام به آزادی عقیده در حصار احساس میبیند و معتقد است آزادی عقیده باید بر اساس تفکر و تعقل باشد نه آزادی عقیده بر اساس دلبستگی و احساس همچنین شهید مطهری محبت واقعی را محبت توام با واقعیت می داند و معتقد است محبت واقعی راه سعادت بشر را نشان می دهد نه محبتی که صرفا تصدیق کننده افکار انسانها باشد(حتی اگر افکاری پوچ و ضد تفکر و تعقل باشد مانند احترام گذاشتن به آیین بت پرستان) .از نظر شهید مطهری محبت واقعی نه تنها ممکن است جاذبه ای نداشته باشد بلکه ممکن است سبب دفع نیز شود لذا فرهنگ پلورالیستی که بر پایه احترام و محبت به دیگر ادیان استوار است اینگونه در اندیشه های استاد مطهری نفی می شود.

5_ ماموریت پلورالیسم در دنیای معاصر چیست ؟!

همان طور که بیان شد پلورالیسم یا کثرت گرایی دینی پدیده ای است که با احترام گذاشتن به تمامی عقاید و ادیان در فرایند تساهل و تسامح ؛ جامعه ای از اجتماع مومنان چند دین را به وجود می آورد که قوانینی اعتباری که فرای فرهنگ دینی و ایدئولوژی است را بعنوان راه حل سازش و همبستگی بر جوامع حاکم می کند .حال اینکه این احکام مورد پذیرش همگانی جامعه از چه طریق و از چه کانالی مشخص می شود سرنخی مطمئن از وظیفه پلورالیسم در دنیای معاصر را در اختیار ما قرار خواهد اما قبل از اشاره به این کانالها باید به نقش فرهنگ و عقاید جوامع در تصویب احکام اعتباری اشاره کرد ، بی شک زمانی که قانونی بر اساس توافق جمعی تصویب می شود حتما یک وجه اشتراک فرهنگی میان موافقان آن قانون وجود دارد.اما فرهنگ خود نیز در جوامع پلورالیستی تحت هدایت بازو هایی از جمله سینما ، اینترنت ، ماهواره و رسانه است ، به طور مثال این امر را در نظر بگیرید که چگونه همجنس گرایی در برخی کشور ها نه تنها امروز آزاد شده است بلکه حقوق همجنس گرایان در بسیاری از کشور ها به رسمیت شناخته می شود این آزادی از آنجایی محقق شده است که پدیده پلورالیستی این اجازه را به جوامع می دهد تا با سلیقه ی که ریشه در فرهنگ صادراتی کشور های لیبرال دارد قوانین و حقوق ملت خود را تصویب کند.

به عبارتی دیگر پلورالیست امروز فضایی ایجاد کرده است تا کشور های قدرتمند نظام لیبرالیستی موفق شوند ایدئولوژی را در کشور های دینی کنار زنند و با استفاده از ابزار های فرهنگی خود دست به استعمار نوین ملت ها بزنند ، حال بدیهی است این فرهنگ نه تنها در دین ما بلکه در ملت ما هم قابل پذیرش نیست و امکان ندارد به واسطه محبت احساسی بازیکنان تیم والیبال آمریکا جنایت هایی که این کشور در طول جنگ تحمیلی و بعد از آن و با اعمال تحریم های ناجوانمردانه در حق ملت ایران کرده است به دست فراموشی سپرده شود.


برچسب‌ها: پلورالیسم چیست, ورزشگاه آزادی, والیبال آمریکا, سربازان آمریکایی
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ساعت 13:30  توسط محمد قنبرنیا  | 

خطر سکولار شدن ایران چقدر جدی است/جبهه آرمانخواهی باید فداکاری کند

چند وقتی است که جریان روشن فکر مرعوب غرب بازی به راه انداخته که در راستای تعظیم رذیانه به فرهنگ غرب از آن بوی سوختن فرهنگ غنی و کهن ایرانی _اسلامی به مشام می رسد .

قصه از آنجایی آب می خورد که ایده ی به فکر سینما گران روشن فکر می زند که فیلمی با محتوای تجاوز به محارم را به پرده سینما ببرند ؛ فیلمی آنچان ضعیف که بازیگر مشهور آن برای جلب توجه عموم به این فیلم در روز بررسی آن مجبور به دلقک بازی و شکلک در آوردن رو به روی دوربین های عکاسی می شود (این فیلم  در روز های اخیر مجوز اکران گرفته است و سبب انتقاد بسیاری از منتقدین سینما شده است)

ادامه خم این تعظیم رذیانه به کف دانشگاه کشیده می شود ؛ جایی که در تالار یکی از گروه های علوم اجتماعی دانشگاه تهران همایشی برگزار می شود با محوریت پژوهش یکی از محققان این رشته در مورد زنا با محارم در ایران !

و در نهایت ضلع سوم این حلقه فرهنگی رسانه است جایی که تیتر "ازدواج سفید درد یا درمان" یکی از مجلات فیمینیستی منجر به توفیق چند باره این مجله می شود .

ذکر این نکته در اینجا ضروری است که یکی از مهمترین کارکرد های تابو شکنی و عبور از خطوط قرمز دینی ناکارآمد جلوه دادن حکومت دینی در اداره جامعه است و این مهمترین بستر آماده سازی جامعه برای سیر حکومت دینی به حکومت سکولار است.

اینکه سکولاریسم چگونه بر جامعه و دین اثر می گذارد بحثی مفصل است اما تاثیر سکولاریسیم بر هر کدام از این سطوح متفاوت است و با توجه به بستر های جامعه هدف اینکه جامعه سکولار می شود یا دین متفاوت است.

اما از عاقبت فرجام ما همین بس که امروز جریان روشن فکر مرعوب غرب در ایران با کمک ابزار فرهنگی در حال سکولار کردن جامعه از پایین و سکولار کردن دین با ابزار سیاست از بالا است و این با توجه به وضعیت جبهه آرمانخواهی که امروز به دلیل اشتباه در انتخابات 92 در وضعیت پایین تر قرار دارد جز با فداکاری ، ایثار و قربانی شدن در مسیر آرمان ها نمی تواند راهی برای مقابله با این جریان روشن فکری مرعوب غرب پیدا کند.

توضیح نوشت :

احیانا اگر برایتان سوال شده است که "رذیانه" به چه معنا است باید ذکر شود که این کلمه از ریشه رذی به معنای بیماری ، ضعف و سستی است.

"مرعوب غرب" را از مطالعه آثار آوینی به ارث برده ام و اشتیاق زیادی برای به کار بردن این کلمه به خصوص در وصف روشن فکران دارم.

پارگراف آخر مطلب را نه بعنوان یک تحلیل بلکه بعنوان یک هشدار پذیرا باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 1:5  توسط محمد قنبرنیا  | 

چرا وایبر مدیر ندارد؟!

امروزه نقش شبکه های اجتماعی بر هنجارهای جامعه غیر قابل انکار و تا گستره ای غیر قابل باور است ؛ شبکه هایی که با اعلام حیات خود در فضای مجازی تحولی چشمگیر در انتقال کاربران از وبلاگ ها و مسنجر ها به فضایی جدید داشتند ، این انتقال کاربر را می توان با توضیح امکانات برتر شبکه های اجتماعی نسبت به وبلاگ ها و مسنجر ها توجیه کرد ، امکاناتی که بیهوده در اختیار کاربران قرار نمی گیرند!

اگر فضای مجازی را بر اساس معیار امکانات ارائه شده شرکت های ارائه دهنده خدمات با اطلاعاتی که بدین وسیله از کاربران به دست می آورند مقایسه کنیم می توان مدعی شد که فضای مجازی ؛ فضای استعمار است ، استعماری نوین که درعصر حاضر در فضایی نوین ایجاد شده است.

در این زمینه ساده ترین مثال ممکن را می توان از موتور جستجوگر گوگل به میان آورد که بر اساس خدمات رایگان (هر کلمه ای را که سرچ کنید در هر کجای دنیا برایتان پیدا می کند) ریز علایق ، ذائقه ها ، دغدغه ها  و .. . کاربران خود را به دست می آورد ؛ شاید در نگاه اول پنداشت که این اطلاعات فردی به کار کسی نمی آید اما باید این موضوع را هم در نظر داشت که جمیع این اطلاعات کلی می تواند مختصات دقیقی از جوامع مختلف را در اختیار مدیران این موتور جستوجوگر قرار دهد.

اما پیشرفت فناوری رقابت برای جذب کاربران را وارد فضایی پیچیده تر کرد ؛ این بار شرکت های اینترنتی با سرمایه گذاری بر برنامه های پیام رسان تحولی دیگر در فضای مجازی به وجود آوردند و موفق به کشاندن پای بسیاری از کاربران از شبکه های اجتماعی به برنامه های پیام رسان شدند.

مهمترین امکاناتی که برنامه های پیام رسان را از شبکه های اجتماعی متمایز می کند می توان به همواره در دست بودن و ارزان بودن نسبت به استفاده از امکانات مخابراتی دانست همچنین جامعه ای مخاطبانی که شامل اد لیست های تلفن همراه کاربر در این برنامه ها هستند به پایبندی اولیه مخاطبان استحکام می بخشد.

به طور کلی اما با پیچیده تر شدن فناوری و ارائه خدمات جدید ؛ خواسته ی مدیران و دولت ها را هم نسبت به آنچه از این راه به دست می آورند پیچیده تر می کند.

در این مطلب سعی شده است نگاهی ویژه و جامعه شناختی به وایبر یکی از پراستفاده ترین برنامه های پیام رسان رایج میان ایرانیان که امروزه به خوبی جای خود را در میان موبایل های هوشمند پیدا کرده است پرداخته شود.

چرا وایبر فاقد مدیر است؟

وایبر از جمله برنامه های است که بدون واسطه شرکت های پوششی به طور مستقیم زیر نظر شرکت های اسرائیلی (4 مهندس ارتشی اسرائیل) اداره می شود و تقریبا ساز و کاری شبیه به دیگر برنامه های پیام رسان رایج دارد ، کاربران وایبر می توانند با استفاده از امکانات این برنامه علاوه بر پیام رسانی ؛ گروه هایی با حداکثر ظرفیت صد نفر تشکیل دهند و به بحث و گفتگو بپردازند .در حال حاضر بیشترین کاربران برنامه پیام رسان وایبر را ایرانیان تشکیل می دهند و به نظر می رسد جامعه هدف این برنامه کاربران ایرانی باشند.

با این وجود افرادی که از وایبر استفاده کرده اند می دانند که مهمترین ویژگی این برنامه نسبت به دیگر برنامه های رایج در فضای مجازی امکان ایجاد گروه های مختلف بدون داشتن مدیر و ادمین است ؛ البته وایبر در آخرین نسخه از برنامه به روز شده ای خود امکان افزایش کاربران گروه ها از صد به دویست نفر و تعریف مدیری با اختیارات محدود را در دستور کار قرار داده است.

جوهره انسان در دنیای مدرن ارتباط است و وایبر سعی می کند بر خلاف دیگر برنامه های پیام رسان با حذف کاراکتری مانند مدیر به گروه هایی که در علوم جامعه شناختی حوزه های عمومی اطلاق می شوند تاثیر گذار باشد.

حوزه های عمومی در علوم جامعه شناختی به فضاهایی اطلاق می شود که انسانها  می توانند فرصتی پیدا کنند تا در مورد مسائل مورد علاقه بدون کنترل و نظارت به بحث و گفتگو بپردازند ؛ این واژه برای اولین بار توسط یورگن هابرماس جامعه شناس معروف آلمانی در مکتب فرانکفورت مطرح شد.

وایبر چگونه حوز های عمومی را تحت تاثیر قرار می دهد؟

حذف مدیریت در گروه های وایبری خلاقانه ترین ابتکاری بود که مدیران شرکت های اینترنتی می توانستند به خرج دهند تا جوامعی بر اساس خواست دولت های غربی پرورش دهند .

جوامعی که بدون آگاهی؛ نظامی کوچک بر اساس دموکراسی غربی را در گروه های وایبری آموزش می بینند!

فرانسیس فوکویاما جامعه شناس ژاپنی الاصل آمریکا که تا سمت مشاور ویژه جورج بوش ریس جمهور جمهوری خواه ایالات متحده آمریکا نفوذ پیدا کرد معتقد است لیبرال دموکراسی پایان دنیا است و این نظام قادر به پاسخگویی به تمامی نیاز های بشری است ؛ برای دولت های غربی سوق دادن جوامع در حال توسعه به سمت نظامی که خود سازنده آن هستند بسیار مهم است زیرا این دولت ها همواره در تعامل و دیکته کردن خواسته های خود بر کشور هایی مانند ایران که فاقد نظام دموکراسی غربی است دچار مشکل و ضعف هستند (توافق با این کشور ها سخت تر و پر هزینه تر است (!) ؛ بدین جهت تمام توان و تلاش خود را به کار میبرند تا با تغییر نظام های مستقر به دموکراسی غربی به اهداف خود در کشور های در حال توسعه دست پیدا کنند.

وایبر از این جهت می تواند با ساز و کار خود در گروه های کوچک صد و دویست نفره کاربران را مجبور به تمرین نظام دموکراسی غربی نماید . در این برنامه به دلیل عدم وجود مدیر هر کسی می تواند فرد دلخواه خود را وارد گفتگو کند و همه می توانند در مواردی که در باره آن تخصص ندارند نظرات کارشناسی دهند ،از مهمترین ایرادی که در این زمینه ایجاد خواهد شد می توان به غلبه خواست فردی و منافع افراد بر خواست و مصالح کلی جامعه اشاره کرد بدون آنکه خود کاربر از این عمل مطلع باشد.

در این برنامه معمولا به دلیل عدم شناخت افراد از یکدیگر که به دلیل ورود خوشه ای کاربران به گروه ها ایجاد می شود نظرات نخبگان و کارشناسان هم ردیف افراد بدون تخصص و آگاهی قرار میگیرد ؛ در نسخه جدید این برنامه کاراکتر ادمین برای گروه ها تعریف شده است که اختیارات محدودی دارد وتنها برتری یک مدیر در وایبر نسبت به دیگر اعضا توانایی حذف افراد است که در عمل آن هم باید با هماهنگی و نظر دیگر اعضا صورت بپذیرد زیرا در غیر اینصورت فرد حذف شده توسط دیگر اعضا به گروه باز خواهد گشت ؛ انتظار می رود در ادامه وایبر به صورت تدریجی دیگر ویژگی ها و خصایص نظام های دموکراسی غربی را تا حد امکان در برنامه ای خود جا دهد.

در واقع وایبر با این ترفند ساده اما کار آمد حوزه های عمومی ای برای افراد تعریف می کند که بر اساس خواست دولت های غربی و نظام دموکراسی غربی به ارتباطات انسانها شکل و جهت می دهد تا در آینده از آن بهره برداری نماید و این عمل دقیقا تداعی کننده استعمار (نوین) در عصر حاضر است.

هر چند ناگفته نماند که استفاده از این دست شبکه های پیام رسان سبب افزایش شایعات و دروغ پراکنی های سیاسی ، اجتماعی و گروهی شده است که تقریبا در مورد تمامی شرکت های ارائه دهنده خدمات پیام رسانی در اینترنت از جمله وایبر صدق می کند ؛ اما معضلی که در این مطلب به آن اشاره شده است تنها ویژه نرم افزار وایبر است و در هیچ یک ار برنامه مشابه دیگر مشاهده نشده است.

 

رسانه نوشت: این یادداشت را اختصاصا برای پایگاه خبری دولت اعتدال کار کردم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:35  توسط محمد قنبرنیا  | 

آوینی حر امام زمان (عج) بود

اگر سالی تاریخ شهادت و یا سالروز الگو های زندگی ام را از یاد ببرم تا چندین ماه غم آن بر دلم سنگینی می کند ؛ شعاع تاریخی اسطوره های زندگی ام از جمال الدین اسد آبادی معاصر که با تازگی من را تحت تاثیر قرار داده تا عباس دوران خلبان شهید جنگ تحمیلی وسیعه اما ضلع سوم این اسطور ها برام ارزشی به فضایی بی نهایت دارد .. . شهید مرتضی آوینی!

آوینی را از اقبال خوب با شروع نگارش عقایدم در رسانه ها شناختم ؛ آوینی منطقی یعنی کامرانی که مرتضی شد یعنی همان آوینی که دهه چهل ریش پرفسوری می گذاشت و سیبل نیچه ای چرب می کرد تا آن آوینی که سال 72 خداوند در های شهادت را اختصاصی برایش گشود در غیر این صورت نسخه اسلامی شده ای آوینی از 56 به بعد در این خاک فراوان است .

مسعود بهنود فراری مدعی است آوینی قبل انقلاب را جوانی تند رو و معتاد یافته که در هر کاری افراط به خرج می داده است ؛ تاریخ نگاران دیگر ثبت کرده اند که آوینی شیفته فلسفه غرب بوده است ، شلوار جین می پوشید و از پانزده سالگی با همسر خود رابطه ای دوستانه داشته است .. .

از بهنود فراری تا ساده لوحان داخلی فکر می کنند این گذشته سیاه عامل خدشه دار شدن آوینی انقلابی است که الگوی جوانان شده است .. . غافل از آنکه تمام جذابیت و کشش آوینی برای دوستدارانش همین گذشته ای است که تبدیل به خون روان بر رمل های فکه شد.

شیعه هیاتی گمان می کند امثال حر اختصاصی کرب و بلا است و تمام فکر و ذکرش این است که اگر در کربلا حاضر بود جز یاران امام حسین (ع) قرار می گرفت یا عمر بن سعد ؛ اما شیعه حسینی باور دارد که حادثه کربلا یک الگوی کامل اجتماعی است و می داند که اگر روزی به اشتباه در خط اول مبارزه با امام زمان (عج) قرار گرفت باز هم راه برای بازگشت به سپاه اسلام باز است.

 

 تاریخ نوشت: 20 فرودین سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم گرامیباد

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:3  توسط محمد قنبرنیا  | 

خطر هنجار شکن با برائت از اندیشه سخیف رفع می شود ؛ نه مجازات قضایی

گاهی وقت ها انسان آنچنان از خوی لطیف و روحی که خداوند از خود در آن دمیده است فاصله میگیرد که نسبت دادن آن به خوی حیوانی حتی توهین به دنیای حیوانات است ؛ هیچ گاه نمی توان منطق بشر را قانع کرد که چطور عده ای آنچنان درهای عقلانیت و مروت را بر خود می بندند که در قبال یکدیگر اقدام به انجام حرکتی خشن و تند می کنند .البته فضایی که طرف مقابل در تشنج محیط فراهم می کند بی تاثیر بر بسته شدن راه عقل انسانهای کوته فکر نیست ؛ اما این هم نیز دلیلی مستدل برای اقدامات فیزیکی خارج از عرف بشر نیست چرا که اگر اینگونه بود نیمی از مردم جهان باید به جان هم بیافتند و یکدیگر را بدرند!

باید این اصل را در جهان ارتباطات پذیرفت که روی آوردن به خشونت و نبرد خارج از میدان اندیشه یعنی عجز و ناتوانی فکری و بن بست عقلی گروه مهاجم در اثبات اندیشه و نظر خود ؛ فلذا در قضیه حمله به علی مطهری در شیراز باید پذیرفت که هر چند کاروان حمله کننده به مطهری توانست مانع از سخنرانی وی در دانشگاه شود اما حقیت ضلال آن است که امروز صدای مطهری به واسطه این برخورد زشت و زننده رسا تر از گذشته در جامعه پیچیده است و رای به حقانیت وی می دهد .

البته زحمی که امروز در جامعه سر باز کرده است ریشه ای کهنه در مجلس دارد و کافی است تا به آرشیو اخبار خانه ملت از چند سال اخیر تا همین اواخر مراجعه کنند تا با کلکسیونی از درگیری های لفظی و فیزیکی برخورد کنند ؛ به طبع نقش آن درگیری ها و نحوه ای برخورد گروه های متضاد در مجلس بر هنجارهای امروز جامعه تاثیر گذاراست که نمود عینی آن در شیراز اتفاق افتاد.

با این همه امروز دو اصل برای دست یابی به جامعه ای ایده آل لازم به نظر می رسد ؛ اول آنکه برخوردی قانونی و مستحکم با این هنجارشکنی ها صورت بگیرد و دوم اینکه جامعه با انتقال عرصه تقابل اندیشه ها به میدان استدلال و گفتگو به صورت خودجوش به ترد اینگونه رفتار ها اقدام کند.

به طور مثال امروز حتی منتقدان اندیشه ای علی مطهری هم بر انزجار این گونه رفتار ها تاکید می کنند و این نشان از عزم و اراده جامعه در ایجاد محیطی دارد که مقدمه پیشرفت فکری و ارتقا سطح فرهنگی کشور است.

نکته مهم دیگر عدم تعمیم دادن فکری این اراذل و اوباش به تمامی منتقدین دیدگاه های علی مطهری است ؛ هر چند جرات و جسارت این اراذل در روز حادثه نشانه هایی از آن دارد که می توان احتمال داد این حرکت از طرف جریان و یا گروه هایی مورد حمایت قرار گرفته است و به زبان ساده "پشتشان گرم بود" اما این مورد دلیل محکمی برای تعمیم دادن این حرکت زشت به منطق فکری تمامی منتقدین علی مطهری نیست ؛ زیرا به همان اندازه که وسعت حامیان فکری علی مطهری گسترده است به همان میزان هم شعاع منتقدان وی بزرگ است.

با این همه شاید یک موضوع برای آقای مطهری در این جریان به اثبات رسیده باشد ؛ اینکه آزادی بیان در نگاه اسلامی معنایی خاص دارد که نظم و انظباط جامعه را تضمین می کند ؛ در حالی که معنای آزادی در تعبیر غربی مفهومی عام دارد که بر خلاف اینکه تفکر مثبت ایده آلیسمی در ذهن شهروندان غربی از آزادی حق و حقوق خود ایجاد می کند کارکردی منفی در عالم واقع دارد.

آزادی بیان در نگاه اسلامی اینگونه تعریف می شود که " حق طبیعی همه افراد و آدمی به مقتضای انسان بودن خود، که به طور یکسانی از آن برخوردار و به موجب آن در بیان اندیشه و فکر خود، تا جایی که موجب نقض حقوق دیگران و اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشود، مجازند" در اینجا باید ذکر شود که کلمه "بیان" را می توان به عنوان نماینده مفاهیم دیگر از جمله "نوشتار" "گفتار" "رفتار" و... دانست. اما آزادی بیان در نگاه غربی یعنی "هر کسی حق دارد عقاید و نظرات خود را آزادانه و بدون ترس مطرح کند" .

حال شاید برای آقای مطهری اثبات شده باشد که اگر گروهی از سر لج و لجبازی فردی را مورد تعارض قرار بدهد چه میزان بر پایه های جامعه تاثیر منفی می گذارد و برای کشور خطرناک است حال اگر این اتفاق  چه در وسعت اردوکشی های خیابانی سال 88 باشد و چه در واقعه ای که در شیراز برای علی مطهری رخ داد ،هر دو تلخ و ناگوار است.

اما نکته ای که مطمئن خود اقای مطهری هم بر آن اعتقاد خواهند داشت این است که باید این قشر اصلاح شود و این رویه ها برچیده شود ، اما آیا واقعا آقای مطهری فکر میکنند برای افرادی که در واقعه شیراز دخیل بودند 80 ضربه شلاق به موجب توهین به ایشان و یا مجازات های سنگین تر که در قوانین قضایی آمده است موجب اصلاح و تغییر فکر متجاوزان می شود ؟! قطعا این افراد ممکن است جزای عمل ناشایستی که مرتکب شدند را بپردازند اما تفکر و دیدگاه رادیکالی آنان همچنان ممکن است پا برجا بماند و بعد از مدتی ؛ مشابه عملی که بر سر علی مطهری در شیراز آوردند را بر سر دیگران بیاورند.

به همین میزان باید پذیرفت که در بحث مورد مناقشه آقای مطهری در مورد سران فتنه اگر این سران مجازات عمل خود را تحمل کنند و دیدگاهشان را (که طبق معیار اسلامی خارج از آزادی بیان است) تغییر ندهند مجددا ممکن است سبب آن شوند تا کشور و جامعه را در مواجه با خطر بزرگی قرار دهند.

بنابراین به اعتقاد نویسنده در این جریان باید دو حمد و سپاس را به جای آورد ؛ اول آنکه در این حادثه زشت اتفاق ناگوار جسمی و فیزیکی برای یادگار شهید مطهری رخ نداد و عمق فاجعه را عمیق تراز این نکرد و دوم آنکه بصیرت آقای مطهری را نسبت به خطر هنجار شکنان و افراد معارض به حقوق دیگران از جمله فتنه گران 88 را افزایش داد.

رسانه نوشت:این مطلب و اختصاصا برای پایگاه خبری دولت اعتدال نوشتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:42  توسط محمد قنبرنیا  | 

مرور بر اندیشه های مردی که دغدغه ای استعمار و استبداد داشت

18 اسفند ماه مصادف است با سالروز بزرگداشت مردی که نزدیک به دو قرن بیش تمام عمر و زندگی خود را صرف بیداری اسلامی و رهایی جامعه اسلامی از استعمار غربی و استبداد داخلی کرد.به بهانه 18 اسفند روز بزرگ داشت سید جمال الدین اسد آبادی نگاهی می اندازیم به اندیشه ها و تفکرات این انقلابی غرب ستیز که  در مواجه با دشمنان خارجی و داخلی روشی منحصر به فرد را برای مبارزه انتخاب کرد.

سید جمال الدین اسد آبادی سال 1217 هجری شمسی در روستای اسد آباد همدان چشم به جهان گشود ، در دوازده سالگی به دست سید محمد صادق طباطبایی معمم شد و در 17 سالگی به درجه اجتهاد رسید ، زندگی پر فراز و نشیب او در سن 19 سالگی همراه با سفر های خارجی او آغاز می شود و سید جمال وارد مرحله ای جدیدی از زندگی اجتماعی خود می شود.

ویژگی های سید جمال الدین اسد آبادی

سید جمال دارای یک سری مزایای طبیعی و اکتسابی بود که او را نسبت به دیگران شخصیتی بی نظیر میکرد ؛از نظر طبیعی سید جمال از هوش و استعداد خارق العاده ای برخوردار بود و ذهنی بسیار فعال و خلاق داشت ،از نفوذ کلام و قدرت القا و تلقین فوق العاده ای برخوردار بود به طوریکه در خطبه هایش در مصر گاه جنب و جوش ایجاد میکرد و مردم را نسبت به اوضاع و احوال خودشان سخت می گریاند و به هیجان می آورد.امتیاز دیگر سید جمال فرهنگ اسلامی و تاثیر پذیری شدید و عمیق او از این فرهنگ بود به طوریکه در مواجه و پس از آشنایی با فرهنگ غرب دل باخته و مستسبع فرهنگ آنان نشد .

آشنایی سید جمال با جهان و زبان های زنده دنیا از دیگر ویژگی های او به شمار می رفت ؛ سید جمال زبانهای متعدد خارجی مانند انگلیسی ، فرانسه و حتی روسی را به خوبی می دانست.امتیاز بعدی سید جمال  آن بود که به دلیل سفر های متعدد ویژگی های جهان اسلام و راه های نجات آن را به خوبی می دانست ؛ او به بسیاری از کشور های اسلامی از جمله حجاز ، مصر ، هند ، ترکیه و افغانستان مسافرت کرده بود و با فرهنگ و روحیه مسلمانان آنجا از نزدیک آشنا بود.

سید جمال علاوه بر ویژگی های  ذکر شده نسبت به ایدولوژی ها ، نهضت ها و مکاتب فلسفی غرب ، جغرافیای جهان و تحولات اجتماعی جهان معاصر خود شناخت خوبی به دست آورده بود.

سفر های خارجی

سید جمال برای نشر افکار اسلامی و اشرافیت کامل بر جامعه غربی در طول عمر شصت ساله خود سفر های متعددی به نقاط مختلف جهان انجام داد و متمرکز بر یک کشور و یا حتی یک قاره نشد ، او در این زمینه و در راه مبارزات خود از تمامی امکانات از جمله :مسافرت ها ،تماسها ،سخنرانیها ،نشر کتاب ،مجله ،تشکیل حزب و جمعیت و حتی ورود به ارتش استفاده می کرد.

سید جمال در آغاز راه سفر های خود ابتدا وارد هندوستان می شود سپس به مکه مشرف می شود و آز آنجا عازم کابل می شود و شش سال در کابل زندگی می کند و بعد از آن مجددا به هندوستان می رود و پس از مدتی از هندوستان اخراج و به مصر می رود و در دانشگاه الازهر صاحب کرسی تدریس می شود ؛ وی در مصر وارد حزب فراماسونری می شود که به نظر می رسد دلیل این امر دست یافتن شناخت کاملی از این حزب باشد زیرا سید جمال پس از مدتی به دلیل انتشار کتابی علیه فراماسونری از مصر اخراج شده و مصر را به مقصد جده ترک می کند و پس از مدت کوتاهی به هندوستان می رود و از آنجا عازم اروپا (انگلستان و فرانسه ) می شود.

اندیشه ها و روش مبارزه

نکات حائز اهمیت در سفرهای سید جمال به نقاط مختلف دنیا نوع روش مبارزاتی او در این زمینه است ،سید جمال با توجه به مطالعه و بررسی اقشار مختلف مردم در ممالک اسلامی راه حل درمان امت اسلامی را رهایی از خرافات ،بازگشت به اسلام نخستین و توجه به قسمت پویای فقه می داند و با توجه به شناختی که از بافت هر کشور و مردم آن به دست آورده بود راه های مختلفی برای مبارزه در پیش گرفت .

سید جمال در هندوستان بیشتر در مناظره و تضاد با اندیشه های سر سید احمد خان هندی بود ؛سر سید احمد خان که از متفکران اسلامی و منتقدین استعمارگرایی انگلستان بود بعد از سفر به انگلستان و مشاهده زر و برق غربی  به دلیل استسباع فکری ، مرعوب غرب می شود و نه تنها از مبارزه با غرب دست می کشد بلکه تنها راه پیشرفت کشور های اسلامی را تقلید بی چون چرا از غرب و اجرای نسخه غربی در ممالک اسلامی می پندارد ، بدین جهت اگر سید احمد از اصلاح دین سخن می گفت ، سید جمال مسلمانان را از فریبکاری برخی مصلحان و خطرات افراط در اصلاح بر حذر می داشت ، اگر سید احمد ضرورت فرا گرفتن اندیشه های نو را برای مسلمانان تاکید می کرد سید جمال بر این موضوع اصرار داشت که اعتقادات دینی بیشتر از هر عامل دیگری انسان را به رفتار درست رهنمود می کند و اگر سید احمد مسلمانان را به پیروی از اندیشه های نو تشویق میکرد سید جمال این شیوه ها را طبعا برای دین و قومیت مردم هند زیان آور می دانست ، به این دلیل سید جمال که تا آن زمان به کارآمدی اندیشه های نو و فقه پویا معتقد بود ناگزیر در زمان اقامت در هند در برابر متفکر نوخواهی چون سید احمد هندی به پاسداری از عقاید و سنن قدیمی پرداخت اما با این همه از عقاید قبلی خود درباره ضرورت تحرک فکر دینی دست نکشید.

همچنین روش های دیگر سید جمال برای اصلاح جامعه اسلامی جالب توجه بود ، او بعد از شناخت جامعه ایران بهترین راه اصلاح جامعه را برقراری ارتباط با روحانیون می دانست و نامه نگاری او با میرزای شیرازی در جریان تحریم تنباکو از همین موارد است ؛ با این حال او با توجه بافت مردم افغانستان در کابل بیشتر وقت خود را صرف سخنرانیها می کرد و در مصر بهترین راه نشر عقاید خود را نگارش کتاب و تدریس می دید.

در واقع روش انتخابی وی برای نشر عقاید؛ انتقال مستقیم  مفاهیم فکری و عقیدتی خود به نخبگان و ادامه این زنجیره به مردم بود.به طور مثال او بر خلاف جوامع شیعی که روحانیون در آن نفوذ زیادی در میان اقشار مردم داشتند در جوامع سنی مذهب به دلیل وابستگی عالمان دین به دستگاه حکومت و نفوذ کم رنگ در میان مردم به سراغ نخبگان دانشگاهی رفت و در این بین شاگردان ممتازی از اهل سنت را تربیت کرد که از مهمترین آنان می توان به محمد عبده اشاره کرد.

مزمن ترین درد جامعه اسلامی از دیدگاه سید جمال الدین اسد آبادی و تلاش برای بیداری و اتحاد مسلمانان

سید جمال مهمترین و مزمن ترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و در تمامی عمر خود با این دو عامل به شدت به مبارزه بر خواست و در نهایت جان خود را هم در این راه از دست داد .

او برای مبارزه با این دو عامل فلج کننده آگاهی سیاسی و شرکت فعالانه مسلمانان را در سیاست لازم می دانست و برای به دست آوردن مجدد عظمت از دست رفته مسلمانان و به دست آوردن مقامی که در جهان شایسته آن هستند ؛ بازگشت به اسلام نخستین را فوری و حیاتی می دانست و بدعت زدایی و خرافه شویی را شرط آن بازگشت می شمرد.

سید جمال همچنین ریشه انحطاط و قدرت گذشته مسلمین و عدم توسعه اقتصادی و صنعتی کشور های مسلمان را جنگ و نزاع سلاطین و امرای مسلمان می دانست و از این رو تلاش فراوانی برای وحدت مسلمانان به خرج داد.

به نظر می رسد اولین فردی که ندای اتحاد اسلام در مقابل غرب را سر داد سید جمال باشد، به عبارت دیگر آرمان اصلاحی سید جمال و جامعه ایده آلش در جامعه اسلامی ای خلاصه می شود که وحدت بر سراسر آن حاکم باشد.

البته منظور سید جمال از وحدت نه فقط وحدت مذهبی(که غیر ممکن به نظر می رسید) بلکه منظور وی اتحاد جبهه ای سیاسی بود یعنی تشکیل صف واحد در مقابل دشمنان ، که همین اندیشه وی اجازه می دهد تا منتقدین وی را به پان اسلامیسم متهم کنند اما با کنکاش در اندیشه های او می توان به این موضوع پی برد که هدف سید جمال از اتحاد مسلمانان اثبات نژاد برتر یا حمله به دیگر ملل نبود بلکه هدف وی مقاومت و ایستادگی امت اسلامی در برابر خطر تهاجم بیگانگان و رشد و بالندگی جامعه ای اسلامی است و بدین جهت می توان خط بطلانی بر فرضیه پان اسلامیسم بودن سید مال کشید.

ماندگاری سید جمال الدین اسد آبادی در تاریخ

سید جمال در نهایت در سال 1275 هجری شمسی با دسیسه سلطان عبد الحمید در استانبول مسموم و به شهادت می رسد از مهمترین ویژگی هایی که به طور اعم سبب شده تا تاریخ همواره او را به یاد داشته باشد نامه معروف او به میرزای شیرازی در زمینه نهضت تحریم تنباکو و تربیت شاگردی همانند میرزا رضا کرمانی است که با ترور ناصرالدین شاه به حکومت پنجاه ساله ای وی پایان می دهد ؛ اما به طور اخص دلیل ماندگاری سید جمال در تاریخ تفکر و فرهنگ اسلامی وی است بطوریکه نوع دیدگاها و نظریات ؛ وی را نسبت به دیگر متفکران هم عصر خویش متفاوت می سازد تا جایی که شهید مطهری درکتاب مجموعه آثار24 سید جمال را سلسله جنبان نهضت های اصلاحی صد ساله اخیر می نامد (توجه شود که  با توجه به تاریخ نگارش آثار شهید مطهری این زمان از نیمه ای دهه 50 تا تاریخ شهادت سید جمال می باشد)

در ایران به دلیل اینکه وی از پیشرویان بیداری اسلامی در عصر استعمار و استبداد بود روز 18 اسفند ماه را به احترام او روز بزرگداشت سید جمال الدین اسد آبادی نام نهادند تا قدردانی ای باشد نسبت به فردی که تمام عمر خود را وقف کرد تا راه نجاتی برای جوامع غرق شده در استعمار خارجی و استبداد داخلی پیدا کند
 
پی نوشت:
سید جمال الدین اسد آبادی در کنار شهید آوینی و شهید عباس دوران ، الگوی زندگی من هستند
این مطلب را اختصاصا برای شفاف نوشتم
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:37  توسط محمد قنبرنیا  | 

جهاد ادامه دارد .. . شعار نباشه !

مهم نیست دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد هستم یا وبلاگ نویس برگزیده استانی بودم یا قرار مشاور رسانه ای فرماندار باشم و در باد این منزلت های اجتماعی بخوابم.

ویژگی های کار جهادی را در تقریبا دو سال پیش در اردوی جهادی بسیج دانشگاه یاد گرفتم ، جایی که تمام مدعیان دفتر بسیج  ؛ تا روز آخر از شدت مشکلات فرار را بر قرار ترجیح دادند و در پایان کار تنها فرمانده بسیج دانشگاه ماند و گروهی از دانشجو هایی که سمبل اخراجی های مسعود ده نمکی بودند.

اونجا بود که فهمیدم کار جهادی علاوه بر اخلاق و ایمان درست ، داش مشتی گری و لوتی گری و احساس هم می خواد.

اونجا بود که فهمیدم "ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست  ...  روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است"

اونجا بود که یاد گرفتم اگه گفتم جهاد ادامه دارد .. . شعار نباشه !

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:9  توسط محمد قنبرنیا  | 

هالیوود کارگردان است و سینمای ایران بازیگر (!)

خبر های امسال جشنواره فجر باز هم حکایت از ساخت فیلم هایی دارد که تنها برای جشنواره های کن و برلین و ... ساخته شده اند.

تمامی فیلم هایی که در جشنواره های خارج از کشور برای سینمای ایران مقام آوردند دارای محتوایی است که نشان از عقب ماندگی ، بی فرهنگی و بی چارگی مردم ایران دارد.

سینمایی که هر روز نقش بازی می کند ، فرش قرمز را ساختند که بگویند تمامی بازیگران ایرانی مرعوب غرب نیستند ، یا فلان بازیگر آمده است در شبکه ی اجتماعی از پیامبر خاتم اسلام در برابر توهین شارلی ابدو حمایت کرده است ، وقتی نگاه به پروفایل همان بازیگر می اندازی پر است از ابتذال و فرهنگی که بویی از تعلیمات پیامبر اکرم و اسلام نبرده است.

فرش قرمز می سازند که بگویند این سینما قدر دان جانبازان و ایثارگران است ! اصلا نیازی به قدردانی از جانبازان نیست همین که لطف کنید خود را نماد فرهنگی ایران در برزیل جا نزنید کافی است.

تنها سوالم این است که تا به حال سینمای ایران چه دستاورد فرهنگی قابل توجه و چه فایده ای برای جامعه ایرانی داشته است؟!

ننگ بر سینمای بی غیرتی که بعد از سی سال فیلم ضعیف و آماتورانه "شیار 143" می شود محبوب مردم !سی سال از انقلاب گذشت و در این مدت یک شیر مرد مثل "نرگس آبیار" پیدا نشد که فیلمی با محتوای شیار 143 بسازد.فیلمی که بدون سیاه نمایی فرهنگ خوب و بد ملت ما را نشان دهد و مورد توجه مردم قرار بگیرد .فیلمی که مردم را فریب ندهد .

شیار 143 باید مدت ها قبل به دست کارگردانهایی خبره سینمای ایران و با امکانات قابل قبول ساخته میشد نه توسط کارگردانی که اولین تجربه ای فیلمسازی اش را پشت سر می گذارد.

ولی افسوس که معیار و خط کش کارگردانها و فیلم سازان شده است هالیوود .انگار هالیوود کارکردان است و سینمای ایران بازیگر ... .!

 

درد نوشت :در این میدان چهار گوشه ؛ مرتضی آوینی ام آرزو است .. !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعت 13:18  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطهری برای عاقلان این همه جارو جنجال نداره .. !

نمی دونم اصلا قضیه مطهری در مجلس نیازی به این همه جا رو جنجال داره یا نه ؟! اصلا گره ای که میشه با دست باز کرد چرا با دندون باز کنیم ؟!

اینها واقعا برای من جای سوال باقی گذاشته ؛ و احساس میکنم کسانی که منافعی در کار دارن و یا در استدلال عقیده خودشون دچار ضعف هستند میل به جار و جنجال در این قضیه دارند!

این مطالب و استدلال های بنده تنها مخاطب افرادی است که به دنبال حقیقت اند آن هم فرا از تعصبات و در عین منطق ، طبیعی است در اون صورت بنده هم پذیرای نظرات هستم.

ابتدا در مورد این قسمت از تاریخ که مورد توجه دوستداران آقای مطهری قرار گرفته و اون اینکه در زمان امام علی (ع) افراد در خطابه های ایشون اقدام به قطع سخنان حضرت و نقد امام میکردند باید ذکر شود که آیا این افراد مردم عادی بودند یا مسئولیین؟! و الحمد الله مردم ما به حدی از آزادی بیان افراطی(!) رسیدند که علاوه بر نقد هر سطوحی از نظام به بهانه ای آزادی بیان اقدام به توهین هم میکنند .. !

اما بنده که نخواندم مسئولی در زمان مسئولیت خود امام علی (ع) را در ملا عام مورد نقد قرار دهد ؛ شاید از کم سوادی ما است (!!)

دوما این دسته از افرادی که می گویند این چه رفتاری بود که با مطهری در مجلس شد باید اینگونه بیان کرد که گاهی مسئولی نقد داره ، اما اگر اون مسئول به جای نقد درست در اشتباه باشه در آن زمان باید چه کرد؟! قطعا نباید چاله میدانی برخورد کرد و رفتار نمایندگان با مطهری درست نبود ، اما قطع کردن صحبت های مطهری توسط رئیس جلسه کاملا قانونی و طبق اصول بود ، نه بر ضد قانون آزادی بیان !

سوما اصلا کجای حبس خانگی فتنه گران که مطهری اینگونه بر طبل آن می کوبد مشکل دارد؟! از نظر اسلام ؟! مگر حضرت علی (ع) بعد از جنگ جمل که نقد های از سر دنیا طلبی طلحه و زبیر و عایشه تبدیل به محاربه شد ؛ عایشه را به احترام پیامبر خاتم تا آخر عمر در حبس خانگی نگه نداشت؟! مگر نه اینکه اینجا از نظر اسلام حکم ولی بالاتر از قانون است؟!

رابعا ؛ آقای مطهری ایراد کردند که نگذارید 9 دی تبدیل به روز تفرقه شود و لفظ یوم الشیطان را هم به همین منظور از منطق خود بیان کردند ! جواب بسیار واضح است و اینگونه به نظر می رسد که آقای مطهری دید عمیقی نسبت به این قضیه ندارند .مگر می شود به بهانه ای وحدت عده ای که در منطق و خواست خود دچار گمراهی هستند را پذیرفت ؟! این خیانت در حق همان جمعی است که از 9دی بیزار است زیرا ممکن است در امتداد 9دی عده ای از این جمع به خود بیایند و حق را بپذیرند ، اما پذیرش منطق باطل آنها به بهانه ای وحدت ممکن است آنها را همچنان در گمراهی و توهم نگه دارد .

به هر حال در پایان لازم به ذکر است که وجود شهید مطهری برای نظام یک برکت به تمام معنا بود و ای کاش ایشان زنده می مانند تا تعلیمات و تفکرات خود را به طور کامل به مردم عرضه کنند.و برای آقای مطهری (علی آقا) آروزی عافیت دارم (اصولا عافیت طلبی برای انسانها زیاد خوب نیست ، اما به نظرم اینجا از معدود جاهایی است که عافیت به درد انسان می خورد بخصوص برای این روز های آقای مطهری)

 

رسانه نوشت:

همین یادداشت در پایگاه خبری هراز نیوز

همین یادداشت در پایگاه خبری بهجت نیوز

همین یادداشت در پرتال جامع صالحین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ساعت 13:8  توسط محمد قنبرنیا  | 

مدیون یک تلنگر

 

 

ما امت خداجوی بودیم!

در 88 ما مردمان خداجوی بودیم ؛ خودمان هم به این باور رسیده بودیم که خداجوی هستیم .کسی که به موسوی رای داده بود برای حق تنها یک معیار داشت و آن هم میرحسین موسوی بود. در آن فضای متوشش ؛ امت خداجوی آماده بود تا از طرف رقیب پیروز "خس و خاشاک" نامیده شود تا خیابانها را به صحنه نزاع تبدیل کند.

طعنه ریس جمهور پیروز سرپوشی بود برای قانون شکنی ها و بهانه ای برای نیروی بیش اندازه مردمانی که خیال می کردند کلاه گشادی سرشان رفته،

زمان گذشت و گذشت تا به عاشورای حسینی رسیدیم ؛ می شد این سرپوش کذایی را آنقدر به شکل توهمی بزرگش کرد که حتی تا اهانت ها به امام (ره) و رهبری هم از آن استفاده کرد اما چه بهانه ای می توانست سرپوشی بر بی احترامی و اهانت به بزرگترین حماسه تاریخ شود؟! مردان خداجوی و اهانت به حسین (ع) ؟!

تا آن زمان هر کس دلش پاک تر و منطقش قوی تر بود با تحلیل وقایع هوشیار می شد اما از آن پس به بعد را تنها منطقی به تیزی عاشورا و تلنگری به هیبات مظلومیت حسین (ع) می توانست دلهای مسموم را نوش دارو باشد.

88 که گذشت تازه فهمیدیم چه بلایی سر خودمان آوردیم ، غبار ها نشست و فهمیدیم که گرد و غبار این فتنه اول به چشم های ما رفته بود و ما را کر و کور و بی منطق کرده بود.

ما عدالت را به تمسخر گرفته بودیم در حالی که شعار های زیبایی می دادیم .. !

یک عادت خوب

یکی از عادت های خوب اعتراف به اشتباه است ؛نه عادت کردم مثل افرادی که در فتنه 88 مهر سکوت بر لب زدند و بعد ها که آب ها از آسیاب افتاد خود را عاشق نظام و ولایت نشان دادند باشم و نه اینکه مدعی شوم از ابتدا در مسیر درست بودم که اولی پررویی می خواهد و دومی سعادت .. !لکن ما جز دسته افرادی بودیم که در 88 به موسوی رای داد و تا عاشورا هم به پای هدف های پوچ و کذایی جنبش سبز می ایستاد و دفاع نظری میکرد ؛ اما خدارو هزاران مرتبه سپاس که عاشورای حسین (ع) نجاتمان داد ؛ ما رهایی یافتگان حسینیم که می ایستیم و اشتباه خود را جبران میکنیم .

ویروس و واکسن

فتنه حواسمان را تیز تر کرد و شعاع دیدمان را وسیع تر تا بفهمیم که حق را نه با اشخاص بلکه با جان می سنجند و میزان این ترازو ایمان وجودمان است ؛ و فتنه که همانند ویروسی در ما نفوذ کرد و با درمان حسینی از پا درآمد روحمان را در برابر هجوم های دیگر مقاوم کرد و چه زیبا سخنی از جان بر آمد که ما بیمه ایم ؛ با این تعبیر که "فتنه 88 کشور را واکسینه کرده است" .. . .

 

 رسانه نوشت:

همین یادداشت در خبرگزاری فارس

iهمین یادداشت در خبرگزاری دانشجو

همین یادداشت در باشگاه خبرنگاران جوان

همین یادداشت در پایگاه اینترنتی تبیان

همین یادداشت در پایگاه خبری مذهبی ظهور

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 12:52  توسط محمد قنبرنیا  | 

اربعین حماسه !

ز ماه دورترم امشب از همه شب ؛ کمی بیشتر باده بنوشان این دیوانه را، یک امشب .. . !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:44  توسط محمد قنبرنیا  | 

درمان اقتصادی که کشته می دهد .. .

در خبر ها خواندم روزنامه ی کویتی الوطن در بخش عجایب، توزیع سبد کالا در ایران را نسبت به کویت ناچیز خواند و با این استدلال که ذخایر زمینی و ثروت طبیعی ایران صد ها برابر کویت است به مردم خود سفارش کرده که شکرگزار نعمت های خداوند باشند ..

22 بهمن 92 سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفتیم و همچنان در کنترل مدیریت کشور دچار نقص و مشکلیم .

خدا لعنت کند بانی این راه کج را که در مسیر انقلاب قرار داد ،این خصلت نا پسند که تا مدیران پاداش های چندین میلیونی نگیرند کار رو روال پیش نمی رود و تازه بعد از این است که پروژه های دو ساله سی ساله افتتاح میشوند ..! و یا همین مردم که برای قرونی بیشتر ارزش های دینی که به کنار ارزش های انسانی رو هم زیر پا میگذارند .. .

البته برای خالی نبودن عریضه باید اشارتی هم به روال کار شهرداری تهران در 8 سال گذشته و به ویژه شعار ناب "جهاد ادامه دارد" کرد که ان شاالله روزی تبدیل به گفتمان شود هر چند که در همین شهرداری کارها همیشه رو روال پیش نمی رود .. .

اما تا زمانی که منافع اشخاص نسبت به منافع مردم ایران در خطر باشد نه مدیری درست کار میکند و نه توجه ی به فرهنگ اقتصاد مقاومتی آقا میشود .اینکه اول مردم باید پا پیش بگذارند یا مسئولان به کنار مهم این است که فرهنگ اقتصاد مقاومتی باید از جایی بالاخره شروع شود و گیر کار هم در همین شروع شدن است ، چه شروعی ؟! وقتی مردم ما هنوز با ابعاد این گفتمان آشنا نیستند و فرهنگ اقتصاد مقاومتی رو فرهنگ بخور و نمیر می پندارند .. .

سالیانه چند صد جشنواره و همایش برگزار میشود که بسیاری از آنها جز هدر دادن ثروت مردم بهای دیگری ندارد ، میلیونها ریال در این ملکت صرف ساخت فیلم های زرد و بی محتوا میشود ، کاغذ های سوبسیتی در تیر رس جنگ رسانه ای جناح های سیاسی به بازی گرفته میشوند و همچنان دغدغه ای دلسوزان برای برگزاری همایشی مناسب در خور موضوع اقتصاد مقاومتی ، یا فیلمی رسا و یا در حد تیتری روشن گر بی جواب می ماند.

ان شالله روزی دم نا اهلان در این نظام برچیده شود و کار به دستان متخصصان مشروع بیافتد که دیگر دشمنی نقشه ی محاصره اقتصادی برای این ملت نکشد و پیرمردی در صف سبد کالا جان نسپارد و یا حتی یاوه گویی جرات گرسنه نامیدن ملت ایران را به خود ندهد .. .



برچسب‌ها: سبد, کالا, کشته, اقتصاد مقاومتی, فرهنگ جهادی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:8  توسط محمد قنبرنیا  | 

سکوت میکنیم تا جامعه به بلوغ برسد ..!


ان شاالله در توافقات هسته ای آنچه مد نظر مردم هست محقق شود.

هر چند در این موضوع سکوت اختیار کردیم ،اما من باب اولتیماتوم به ملت بیدار (!) ایران باید متذکر شوم که در طول تاریخ ،آمریکاه هیچ گاه با رقیبانش سازش نکرده است ..! اصلا معنایی برای سازش در دیکشنری سیاست این کشور وجود ندارد ، صلح جهانی و راه حل دیپلماتیک یکی از شگردهای آمریکا در مبارزه با حریفانی است که با جنگ علنی از پسشان بر نمی آید ،نگاه به کشور های مخالف نظام کدخدایی دنیا بیاندازید که بعد از توافق (!) با آمریکا یا استقلال خویش را از دست داده و مانند نلسون ماندلا قیمی آمریکا رو پذیرفته یا مانند روسیه از اعتماد به آمریکا پشیمان و کلاهشان را پس معرکه دیدند ... سکوت ما از جنس سکوت 25 ساله است ،زمانی که زر و برق دنیا جلوی واقعیت را نگرفته باشد ..!


برچسب‌ها: ایالات متحده امریکا, سازش, توافق هسته ای با غرب, اورانیوم 20درصد, مصارف پزشکی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:47  توسط محمد قنبرنیا  | 

مرحوم مهربانی ..

مرحوم محمود احمدی نژاد

مرحوم محمد باقر قالیباف

مرحوم محسن رضایی

مرحوم علی مطهری

مرحوم احمد توکلی

مرحوم علی لاریجانی

مرحوم حمید رسایی

مرحوم حداد عادل

مرحوم عماد افروغ

مرحوم سعید جلیلی

مرحوم الیاس نادران

مرحوم حسین شریعتمداری

...

سلام

یک لحظه با هر سمت و سوی سیاسی که دارید فکر کنید خبر فوت یکی از این سیاست مداران رو بهتون دادند .تازه اون موقع است که واسه یه لحظه تمامی خطاها در ذهنتون از بین میرن و فقط به خوبی هاشون فکر میکنید.پس بیاید واسه یه لحظه بدی ها رو فراموش کنیم و جنجالها و دعواها رو کنار بذاریم تا از وجود هم برای هم برای آبادی برای پیشرفت و صعود استفاده کنیم.بیاید قدر هم و تا هستیم بدونیم ،چرا مرده پرست باشیم؟ چرا از داشته هامون تا هستند استفاده نکنیم ..؟!

عکس العمل ها به فوت مرحوم عسگر اولادی ذهنم رو درگیر کرده بود که دیدن طنز جواد رضویان در جشنواره جام جم صدا و سیما ایده ی این مطلب رو به ذهنم انداخت

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ساعت 0:27  توسط محمد قنبرنیا  | 

خدمتی که به تئوری معکوس فوکویاما شد

زمانی که فرانسیس فوکویاما در کنفرانس "باز شناسی هویت شیعه" در اورلشیم با اتکا به تحقیقاتی که در زمان پهلوی از ایرانیان بعمل اورده بود گفت:شیعه پرنده ی است که افق بال هایش خیلی بلند تر از تیر های ما است ،پرنده ی که یک بالش نشات گرفته از گذشته ی سرخ (کربلا ) و بال دیگرش نشات گرفته از آینده ی سبز و باور به مهدویت است و این دو بال با زرهی به نام ولایت فقیه محافظت میشوند ،انقلاب اسلامی ایران تنها یک دهه از عمرش میگذشت.

دو دهه بعد از انتشار این نظریه معاندان نظام اسلامی در روز عاشورا دست به حتک حرمت میزنند ،طبق تئوری مهندسی معکوس فوکویاما برای نابودی شیعه ابتدا باید ولایت فقیه از بین می رفت سپس بال سرخ و در نهایت بال مهدویت .این پروسه طولانی و مرحله بندی شده بود که در حال حاضر توضیح بند بند این مراحل از حوصله ی مخاطب خارج است اما مسئله ی اصلی اینجا است که فتنه ی 88 فضایی توسط خودی ها ایجاد کرد که مورد هدف قرار دادن هر سه عامل اقتدار اسلام و شیعه را یکجا فراهم میکرد و این دقیقا همان استدلالی است که نگارنده را مجاب به خیانت کار نامیدن سران فتنه میکند .

و اما با توجه به تمامی این صحبت ها در چارچوب ذهن نمی گنجد که چرا برخی در داخل در حمایت از سبز ها خواهان رفع حصر خائنین هستند..!در کدام منطق و استدلال به سهولت از گناه خیانت کاران می گذرند ،حتی اگر در نظر بگیرم که اعتراض سران فتنه درست بوده (که اینطور نبود) آیا باز هم آنان اجازه ی همچین فضاسازی رو داشتند؟ 

برای فهم بیشتر بهتر است مثالی زده شود از مهد آزادی جهان(این جمله ابدا کنایه آمیز نیست!) آمریکا و تحولات این کشور جایی که ادوارد اسنودن با افشای خیانت دستگاه جاسوسی این کشور علیه مردم خود تحت تعقیب و محاکمه قرار میگیرد ، اما در ایران نه تنها بابت محاکمه نشدن سران فتنه روشن فکران فیتلیه ی زیاده خواهی ها رو پایین نمی کشند بلکه خواهان رفع حصر هم میباشند ..!

فکر میکنم برای رفع این سو تفاهم باید اجازه دهیم که سبز ها هم بیایند و در درون جامعه مانند دانشگاها در فضای مناظره و بحث شرکت کنند .البته این نقد همواره بر مسئولان بوده که همواره یک طرفه به قاضی میروند اما بنده بعنوان یک نمانده ی کوچک جامعه اصولگرایی معتقد به سیاست اسلامی حاضر به مناظره و بحث در حد و اندازه های خودم با هر فرد،دانشجو و مسئولی هستم و اساسا معتقدم کسی که به اندیشه ی خودش ایمان داره از مناظره با دیگران نمی ترسد مگر اینکه طرف مقابل از منطق خارج و بر جهل خود اصرار داشته باشد یا اینکه اساسا از بطلان عقاید خود اگاه و در مناظره تنها به فکر فضا سازی باشد که البته این خصایص هم در سبز ها کم دیده نمی شود.


رسانه نوشت:

همین یادداشت در تیتر یک پایگاه خبری تحلیلی هراز نیوز



برچسب‌ها: نظریه فوکویاما, رفع حصر موسوی, مناظره, ادعای روشن فکری, دانشگاه و 9دی
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ساعت 17:41  توسط محمد قنبرنیا  | 

تمامی مطالبی که باید در مورد روز دانشجو می گفتم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ساعت 19:47  توسط محمد قنبرنیا  | 

?! Is it right to ignore the rights of a country by force

When the Iranian nuclear negotiation team at the negotiation table with 5+1 mentioned that in the absence of 20% enriched uranium for the usage of industry and also medical Expenditures we will make it in iran everyone in that meeting started to laugh!

However Few months later with the theme of “bomb burst: iran Achieved 20% enriched uranium”!!

…Yet

A few months later, on November 29, 2010 a bomb had exploded in the car of Dr Majid Shahriyari who was one of the Effective scientists in producing 20% enriched uranium.

?! Is it right to ignore the rights of a country by force 




Dr M.shahriyari
تاریخ نوشت:
هشتم آذر سالروز شهادت شهید علم دکتر مجید شهریاری گرامیباد


برچسب‌ها: Dr Majid Shahriyari, 20, enriched uranium, 5, 1
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:15  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطالب قدیمی‌تر