نگاه آزاد

اين وبلاگ در جهت نگاه منصفانه به موضوعات مختلف بنا شده است

خطر هنجار شکن با برائت از اندیشه سخیف رفع می شود ؛ نه مجازات قضایی

گاهی وقت ها انسان آنچنان از خوی لطیف و روحی که خداوند از خود در آن دمیده است فاصله میگیرد که نسبت دادن آن به خوی حیوانی حتی توهین به دنیای حیوانات است ؛ هیچ گاه نمی توان منطق بشر را قانع کرد که چطور عده ای آنچنان درهای عقلانیت و مروت را بر خود می بندند که در قبال یکدیگر اقدام به انجام حرکتی خشن و تند می کنند .البته فضایی که طرف مقابل در تشنج محیط فراهم می کند بی تاثیر بر بسته شدن راه عقل انسانهای کوته فکر نیست ؛ اما این هم نیز دلیلی مستدل برای اقدامات فیزیکی خارج از عرف بشر نیست چرا که اگر اینگونه بود نیمی از مردم جهان باید به جان هم بیافتند و یکدیگر را بدرند!

باید این اصل را در جهان ارتباطات پذیرفت که روی آوردن به خشونت و نبرد خارج از میدان اندیشه یعنی عجز و ناتوانی فکری و بن بست عقلی گروه مهاجم در اثبات اندیشه و نظر خود ؛ فلذا در قضیه حمله به علی مطهری در شیراز باید پذیرفت که هر چند کاروان حمله کننده به مطهری توانست مانع از سخنرانی وی در دانشگاه شود اما حقیت ضلال آن است که امروز صدای مطهری به واسطه این برخورد زشت و زننده رسا تر از گذشته در جامعه پیچیده است و رای به حقانیت وی می دهد .

البته زحمی که امروز در جامعه سر باز کرده است ریشه ای کهنه در مجلس دارد و کافی است تا به آرشیو اخبار خانه ملت از چند سال اخیر تا همین اواخر مراجعه کنند تا با کلکسیونی از درگیری های لفظی و فیزیکی برخورد کنند ؛ به طبع نقش آن درگیری ها و نحوه ای برخورد گروه های متضاد در مجلس بر هنجارهای امروز جامعه تاثیر گذاراست که نمود عینی آن در شیراز اتفاق افتاد.

با این همه امروز دو اصل برای دست یابی به جامعه ای ایده آل لازم به نظر می رسد ؛ اول آنکه برخوردی قانونی و مستحکم با این هنجارشکنی ها صورت بگیرد و دوم اینکه جامعه با انتقال عرصه تقابل اندیشه ها به میدان استدلال و گفتگو به صورت خودجوش به ترد اینگونه رفتار ها اقدام کند.

به طور مثال امروز حتی منتقدان اندیشه ای علی مطهری هم بر انزجار این گونه رفتار ها تاکید می کنند و این نشان از عزم و اراده جامعه در ایجاد محیطی دارد که مقدمه پیشرفت فکری و ارتقا سطح فرهنگی کشور است.

نکته مهم دیگر عدم تعمیم دادن فکری این اراذل و اوباش به تمامی منتقدین دیدگاه های علی مطهری است ؛ هر چند جرات و جسارت این اراذل در روز حادثه نشانه هایی از آن دارد که می توان احتمال داد این حرکت از طرف جریان و یا گروه هایی مورد حمایت قرار گرفته است و به زبان ساده "پشتشان گرم بود" اما این مورد دلیل محکمی برای تعمیم دادن این حرکت زشت به منطق فکری تمامی منتقدین علی مطهری نیست ؛ زیرا به همان اندازه که وسعت حامیان فکری علی مطهری گسترده است به همان میزان هم شعاع منتقدان وی بزرگ است.

با این همه شاید یک موضوع برای آقای مطهری در این جریان به اثبات رسیده باشد ؛ اینکه آزادی بیان در نگاه اسلامی معنایی خاص دارد که نظم و انظباط جامعه را تضمین می کند ؛ در حالی که معنای آزادی در تعبیر غربی مفهومی عام دارد که بر خلاف اینکه تفکر مثبت ایده آلیسمی در ذهن شهروندان غربی از آزادی حق و حقوق خود ایجاد می کند کارکردی منفی در عالم واقع دارد.

آزادی بیان در نگاه اسلامی اینگونه تعریف می شود که " حق طبیعی همه افراد و آدمی به مقتضای انسان بودن خود، که به طور یکسانی از آن برخوردار و به موجب آن در بیان اندیشه و فکر خود، تا جایی که موجب نقض حقوق دیگران و اصول ارزشی مورد احترام جامعه نشود، مجازند" در اینجا باید ذکر شود که کلمه "بیان" را می توان به عنوان نماینده مفاهیم دیگر از جمله "نوشتار" "گفتار" "رفتار" و... دانست. اما آزادی بیان در نگاه غربی یعنی "هر کسی حق دارد عقاید و نظرات خود را آزادانه و بدون ترس مطرح کند" .

حال شاید برای آقای مطهری اثبات شده باشد که اگر گروهی از سر لج و لجبازی فردی را مورد تعارض قرار بدهد چه میزان بر پایه های جامعه تاثیر منفی می گذارد و برای کشور خطرناک است حال اگر این اتفاق  چه در وسعت اردوکشی های خیابانی سال 88 باشد و چه در واقعه ای که در شیراز برای علی مطهری رخ داد ،هر دو تلخ و ناگوار است.

اما نکته ای که مطمئن خود اقای مطهری هم بر آن اعتقاد خواهند داشت این است که باید این قشر اصلاح شود و این رویه ها برچیده شود ، اما آیا واقعا آقای مطهری فکر میکنند برای افرادی که در واقعه شیراز دخیل بودند 80 ضربه شلاق به موجب توهین به ایشان و یا مجازات های سنگین تر که در قوانین قضایی آمده است موجب اصلاح و تغییر فکر متجاوزان می شود ؟! قطعا این افراد ممکن است جزای عمل ناشایستی که مرتکب شدند را بپردازند اما تفکر و دیدگاه رادیکالی آنان همچنان ممکن است پا برجا بماند و بعد از مدتی ؛ مشابه عملی که بر سر علی مطهری در شیراز آوردند را بر سر دیگران بیاورند.

به همین میزان باید پذیرفت که در بحث مورد مناقشه آقای مطهری در مورد سران فتنه اگر این سران مجازات عمل خود را تحمل کنند و دیدگاهشان را (که طبق معیار اسلامی خارج از آزادی بیان است) تغییر ندهند مجددا ممکن است سبب آن شوند تا کشور و جامعه را در مواجه با خطر بزرگی قرار دهند.

بنابراین به اعتقاد نویسنده در این جریان باید دو حمد و سپاس را به جای آورد ؛ اول آنکه در این حادثه زشت اتفاق ناگوار جسمی و فیزیکی برای یادگار شهید مطهری رخ نداد و عمق فاجعه را عمیق تراز این نکرد و دوم آنکه بصیرت آقای مطهری را نسبت به خطر هنجار شکنان و افراد معارض به حقوق دیگران از جمله فتنه گران 88 را افزایش داد.

رسانه نوشت:این مطلب و اختصاصا برای پایگاه خبری دولت اعتدال نوشتم


برچسب‌ها: حمله, به مطهری, شیراز, ازادی اندیشه, اصلاح رادیکالها
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 17:42  توسط محمد قنبرنیا  | 

مرور بر اندیشه های مردی که دغدغه ای استعمار و استبداد داشت

18 اسفند ماه مصادف است با سالروز بزرگداشت مردی که نزدیک به دو قرن بیش تمام عمر و زندگی خود را صرف بیداری اسلامی و رهایی جامعه اسلامی از استعمار غربی و استبداد داخلی کرد.به بهانه 18 اسفند روز بزرگ داشت سید جمال الدین اسد آبادی نگاهی می اندازیم به اندیشه ها و تفکرات این انقلابی غرب ستیز که  در مواجه با دشمنان خارجی و داخلی روشی منحصر به فرد را برای مبارزه انتخاب کرد.

سید جمال الدین اسد آبادی سال 1217 هجری شمسی در روستای اسد آباد همدان چشم به جهان گشود ، در دوازده سالگی به دست سید محمد صادق طباطبایی معمم شد و در 17 سالگی به درجه اجتهاد رسید ، زندگی پر فراز و نشیب او در سن 19 سالگی همراه با سفر های خارجی او آغاز می شود و سید جمال وارد مرحله ای جدیدی از زندگی اجتماعی خود می شود.

ویژگی های سید جمال الدین اسد آبادی

سید جمال دارای یک سری مزایای طبیعی و اکتسابی بود که او را نسبت به دیگران شخصیتی بی نظیر میکرد ؛از نظر طبیعی سید جمال از هوش و استعداد خارق العاده ای برخوردار بود و ذهنی بسیار فعال و خلاق داشت ،از نفوذ کلام و قدرت القا و تلقین فوق العاده ای برخوردار بود به طوریکه در خطبه هایش در مصر گاه جنب و جوش ایجاد میکرد و مردم را نسبت به اوضاع و احوال خودشان سخت می گریاند و به هیجان می آورد.امتیاز دیگر سید جمال فرهنگ اسلامی و تاثیر پذیری شدید و عمیق او از این فرهنگ بود به طوریکه در مواجه و پس از آشنایی با فرهنگ غرب دل باخته و مستسبع فرهنگ آنان نشد .

آشنایی سید جمال با جهان و زبان های زنده دنیا از دیگر ویژگی های او به شمار می رفت ؛ سید جمال زبانهای متعدد خارجی مانند انگلیسی ، فرانسه و حتی روسی را به خوبی می دانست.امتیاز بعدی سید جمال  آن بود که به دلیل سفر های متعدد ویژگی های جهان اسلام و راه های نجات آن را به خوبی می دانست ؛ او به بسیاری از کشور های اسلامی از جمله حجاز ، مصر ، هند ، ترکیه و افغانستان مسافرت کرده بود و با فرهنگ و روحیه مسلمانان آنجا از نزدیک آشنا بود.

سید جمال علاوه بر ویژگی های  ذکر شده نسبت به ایدولوژی ها ، نهضت ها و مکاتب فلسفی غرب ، جغرافیای جهان و تحولات اجتماعی جهان معاصر خود شناخت خوبی به دست آورده بود.

سفر های خارجی

سید جمال برای نشر افکار اسلامی و اشرافیت کامل بر جامعه غربی در طول عمر شصت ساله خود سفر های متعددی به نقاط مختلف جهان انجام داد و متمرکز بر یک کشور و یا حتی یک قاره نشد ، او در این زمینه و در راه مبارزات خود از تمامی امکانات از جمله :مسافرت ها ،تماسها ،سخنرانیها ،نشر کتاب ،مجله ،تشکیل حزب و جمعیت و حتی ورود به ارتش استفاده می کرد.

سید جمال در آغاز راه سفر های خود ابتدا وارد هندوستان می شود سپس به مکه مشرف می شود و آز آنجا عازم کابل می شود و شش سال در کابل زندگی می کند و بعد از آن مجددا به هندوستان می رود و پس از مدتی از هندوستان اخراج و به مصر می رود و در دانشگاه الازهر صاحب کرسی تدریس می شود ؛ وی در مصر وارد حزب فراماسونری می شود که به نظر می رسد دلیل این امر دست یافتن شناخت کاملی از این حزب باشد زیرا سید جمال پس از مدتی به دلیل انتشار کتابی علیه فراماسونری از مصر اخراج شده و مصر را به مقصد جده ترک می کند و پس از مدت کوتاهی به هندوستان می رود و از آنجا عازم اروپا (انگلستان و فرانسه ) می شود.

اندیشه ها و روش مبارزه

نکات حائز اهمیت در سفرهای سید جمال به نقاط مختلف دنیا نوع روش مبارزاتی او در این زمینه است ،سید جمال با توجه به مطالعه و بررسی اقشار مختلف مردم در ممالک اسلامی راه حل درمان امت اسلامی را رهایی از خرافات ،بازگشت به اسلام نخستین و توجه به قسمت پویای فقه می داند و با توجه به شناختی که از بافت هر کشور و مردم آن به دست آورده بود راه های مختلفی برای مبارزه در پیش گرفت .

سید جمال در هندوستان بیشتر در مناظره و تضاد با اندیشه های سر سید احمد خان هندی بود ؛سر سید احمد خان که از متفکران اسلامی و منتقدین استعمارگرایی انگلستان بود بعد از سفر به انگلستان و مشاهده زر و برق غربی  به دلیل استسباع فکری ، مرعوب غرب می شود و نه تنها از مبارزه با غرب دست می کشد بلکه تنها راه پیشرفت کشور های اسلامی را تقلید بی چون چرا از غرب و اجرای نسخه غربی در ممالک اسلامی می پندارد ، بدین جهت اگر سید احمد از اصلاح دین سخن می گفت ، سید جمال مسلمانان را از فریبکاری برخی مصلحان و خطرات افراط در اصلاح بر حذر می داشت ، اگر سید احمد ضرورت فرا گرفتن اندیشه های نو را برای مسلمانان تاکید می کرد سید جمال بر این موضوع اصرار داشت که اعتقادات دینی بیشتر از هر عامل دیگری انسان را به رفتار درست رهنمود می کند و اگر سید احمد مسلمانان را به پیروی از اندیشه های نو تشویق میکرد سید جمال این شیوه ها را طبعا برای دین و قومیت مردم هند زیان آور می دانست ، به این دلیل سید جمال که تا آن زمان به کارآمدی اندیشه های نو و فقه پویا معتقد بود ناگزیر در زمان اقامت در هند در برابر متفکر نوخواهی چون سید احمد هندی به پاسداری از عقاید و سنن قدیمی پرداخت اما با این همه از عقاید قبلی خود درباره ضرورت تحرک فکر دینی دست نکشید.

همچنین روش های دیگر سید جمال برای اصلاح جامعه اسلامی جالب توجه بود ، او بعد از شناخت جامعه ایران بهترین راه اصلاح جامعه را برقراری ارتباط با روحانیون می دانست و نامه نگاری او با میرزای شیرازی در جریان تحریم تنباکو از همین موارد است ؛ با این حال او با توجه بافت مردم افغانستان در کابل بیشتر وقت خود را صرف سخنرانیها می کرد و در مصر بهترین راه نشر عقاید خود را نگارش کتاب و تدریس می دید.

در واقع روش انتخابی وی برای نشر عقاید؛ انتقال مستقیم  مفاهیم فکری و عقیدتی خود به نخبگان و ادامه این زنجیره به مردم بود.به طور مثال او بر خلاف جوامع شیعی که روحانیون در آن نفوذ زیادی در میان اقشار مردم داشتند در جوامع سنی مذهب به دلیل وابستگی عالمان دین به دستگاه حکومت و نفوذ کم رنگ در میان مردم به سراغ نخبگان دانشگاهی رفت و در این بین شاگردان ممتازی از اهل سنت را تربیت کرد که از مهمترین آنان می توان به محمد عبده اشاره کرد.

مزمن ترین درد جامعه اسلامی از دیدگاه سید جمال الدین اسد آبادی و تلاش برای بیداری و اتحاد مسلمانان

سید جمال مهمترین و مزمن ترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و در تمامی عمر خود با این دو عامل به شدت به مبارزه بر خواست و در نهایت جان خود را هم در این راه از دست داد .

او برای مبارزه با این دو عامل فلج کننده آگاهی سیاسی و شرکت فعالانه مسلمانان را در سیاست لازم می دانست و برای به دست آوردن مجدد عظمت از دست رفته مسلمانان و به دست آوردن مقامی که در جهان شایسته آن هستند ؛ بازگشت به اسلام نخستین را فوری و حیاتی می دانست و بدعت زدایی و خرافه شویی را شرط آن بازگشت می شمرد.

سید جمال همچنین ریشه انحطاط و قدرت گذشته مسلمین و عدم توسعه اقتصادی و صنعتی کشور های مسلمان را جنگ و نزاع سلاطین و امرای مسلمان می دانست و از این رو تلاش فراوانی برای وحدت مسلمانان به خرج داد.

به نظر می رسد اولین فردی که ندای اتحاد اسلام در مقابل غرب را سر داد سید جمال باشد، به عبارت دیگر آرمان اصلاحی سید جمال و جامعه ایده آلش در جامعه اسلامی ای خلاصه می شود که وحدت بر سراسر آن حاکم باشد.

البته منظور سید جمال از وحدت نه فقط وحدت مذهبی(که غیر ممکن به نظر می رسید) بلکه منظور وی اتحاد جبهه ای سیاسی بود یعنی تشکیل صف واحد در مقابل دشمنان ، که همین اندیشه وی اجازه می دهد تا منتقدین وی را به پان اسلامیسم متهم کنند اما با کنکاش در اندیشه های او می توان به این موضوع پی برد که هدف سید جمال از اتحاد مسلمانان اثبات نژاد برتر یا حمله به دیگر ملل نبود بلکه هدف وی مقاومت و ایستادگی امت اسلامی در برابر خطر تهاجم بیگانگان و رشد و بالندگی جامعه ای اسلامی است و بدین جهت می توان خط بطلانی بر فرضیه پان اسلامیسم بودن سید مال کشید.

ماندگاری سید جمال الدین اسد آبادی در تاریخ

سید جمال در نهایت در سال 1275 هجری شمسی با دسیسه سلطان عبد الحمید در استانبول مسموم و به شهادت می رسد از مهمترین ویژگی هایی که به طور اعم سبب شده تا تاریخ همواره او را به یاد داشته باشد نامه معروف او به میرزای شیرازی در زمینه نهضت تحریم تنباکو و تربیت شاگردی همانند میرزا رضا کرمانی است که با ترور ناصرالدین شاه به حکومت پنجاه ساله ای وی پایان می دهد ؛ اما به طور اخص دلیل ماندگاری سید جمال در تاریخ تفکر و فرهنگ اسلامی وی است بطوریکه نوع دیدگاها و نظریات ؛ وی را نسبت به دیگر متفکران هم عصر خویش متفاوت می سازد تا جایی که شهید مطهری درکتاب مجموعه آثار24 سید جمال را سلسله جنبان نهضت های اصلاحی صد ساله اخیر می نامد (توجه شود که  با توجه به تاریخ نگارش آثار شهید مطهری این زمان از نیمه ای دهه 50 تا تاریخ شهادت سید جمال می باشد)

در ایران به دلیل اینکه وی از پیشرویان بیداری اسلامی در عصر استعمار و استبداد بود روز 18 اسفند ماه را به احترام او روز بزرگداشت سید جمال الدین اسد آبادی نام نهادند تا قدردانی ای باشد نسبت به فردی که تمام عمر خود را وقف کرد تا راه نجاتی برای جوامع غرق شده در استعمار خارجی و استبداد داخلی پیدا کند
 
پی نوشت:
سید جمال الدین اسد آبادی در کنار شهید آوینی و شهید عباس دوران ، الگوی زندگی من هستند
این مطلب را اختصاصا برای شفاف نوشتم

برچسب‌ها: سید جمال الدین اسد آبادی, سلسه جنبان نهضت های اصلاحی صد سال اخیر, بیداری اسلامی
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:37  توسط محمد قنبرنیا  | 

جهاد ادامه دارد .. . شعار نباشه !

مهم نیست دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد هستم یا وبلاگ نویس برگزیده استانی بودم یا قرار مشاور رسانه ای فرماندار باشم و در باد این منزلت های اجتماعی بخوابم.

ویژگی های کار جهادی را در تقریبا دو سال پیش در اردوی جهادی بسیج دانشگاه یاد گرفتم ، جایی که تمام مدعیان دفتر بسیج  ؛ تا روز آخر از شدت مشکلات فرار را بر قرار ترجیح دادند و در پایان کار تنها فرمانده بسیج دانشگاه ماند و گروهی از دانشجو هایی که سمبل اخراجی های مسعود ده نمکی بودند.

اونجا بود که فهمیدم کار جهادی علاوه بر اخلاق و ایمان درست ، داش مشتی گری و لوتی گری و احساس هم می خواد.

اونجا بود که فهمیدم "ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست  ...  روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است"

اونجا بود که یاد گرفتم اگه گفتم جهاد ادامه دارد .. . شعار نباشه !

 


برچسب‌ها: جهاد, ادامه, دارد
+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:9  توسط محمد قنبرنیا  | 

هالیوود کارگردان است و سینمای ایران بازیگر (!)

خبر های امسال جشنواره فجر باز هم حکایت از ساخت فیلم هایی دارد که تنها برای جشنواره های کن و برلین و ... ساخته شده اند.

تمامی فیلم هایی که در جشنواره های خارج از کشور برای سینمای ایران مقام آوردند دارای محتوایی است که نشان از عقب ماندگی ، بی فرهنگی و بی چارگی مردم ایران دارد.

سینمایی که هر روز نقش بازی می کند ، فرش قرمز را ساختند که بگویند تمامی بازیگران ایرانی مرعوب غرب نیستند ، یا فلان بازیگر آمده است در شبکه ی اجتماعی از پیامبر خاتم اسلام در برابر توهین شارلی ابدو حمایت کرده است ، وقتی نگاه به پروفایل همان بازیگر می اندازی پر است از ابتذال و فرهنگی که بویی از تعلیمات پیامبر اکرم و اسلام نبرده است.

فرش قرمز می سازند که بگویند این سینما قدر دان جانبازان و ایثارگران است ! اصلا نیازی به قدردانی از جانبازان نیست همین که لطف کنید خود را نماد فرهنگی ایران در برزیل جا نزنید کافی است.

تنها سوالم این است که تا به حال سینمای ایران چه دستاورد فرهنگی قابل توجه و چه فایده ای برای جامعه ایرانی داشته است؟!

ننگ بر سینمای بی غیرتی که بعد از سی سال فیلم ضعیف و آماتورانه "شیار 143" می شود محبوب مردم !سی سال از انقلاب گذشت و در این مدت یک شیر مرد مثل "نرگس آبیار" پیدا نشد که فیلمی با محتوای شیار 143 بسازد.فیلمی که بدون سیاه نمایی فرهنگ خوب و بد ملت ما را نشان دهد و مورد توجه مردم قرار بگیرد .فیلمی که مردم را فریب ندهد .

شیار 143 باید مدت ها قبل به دست کارگردانهایی خبره سینمای ایران و با امکانات قابل قبول ساخته میشد نه توسط کارگردانی که اولین تجربه ای فیلمسازی اش را پشت سر می گذارد.

ولی افسوس که معیار و خط کش کارگردانها و فیلم سازان شده است هالیوود .انگار هالیوود کارکردان است و سینمای ایران بازیگر ... .!

 

درد نوشت :در این میدان چهار گوشه ؛ مرتضی آوینی ام آرزو است .. !


برچسب‌ها: سینمای, مبتذل, ایران
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعت 13:18  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطهری برای عاقلان این همه جارو جنجال نداره .. !

نمی دونم اصلا قضیه مطهری در مجلس نیازی به این همه جا رو جنجال داره یا نه ؟! اصلا گره ای که میشه با دست باز کرد چرا با دندون باز کنیم ؟!

اینها واقعا برای من جای سوال باقی گذاشته ؛ و احساس میکنم کسانی که منافعی در کار دارن و یا در استدلال عقیده خودشون دچار ضعف هستند میل به جار و جنجال در این قضیه دارند!

این مطالب و استدلال های بنده تنها مخاطب افرادی است که به دنبال حقیقت اند آن هم فرا از تعصبات و در عین منطق ، طبیعی است در اون صورت بنده هم پذیرای نظرات هستم.

ابتدا در مورد این قسمت از تاریخ که مورد توجه دوستداران آقای مطهری قرار گرفته و اون اینکه در زمان امام علی (ع) افراد در خطابه های ایشون اقدام به قطع سخنان حضرت و نقد امام میکردند باید ذکر شود که آیا این افراد مردم عادی بودند یا مسئولیین؟! و الحمد الله مردم ما به حدی از آزادی بیان افراطی(!) رسیدند که علاوه بر نقد هر سطوحی از نظام به بهانه ای آزادی بیان اقدام به توهین هم میکنند .. !

اما بنده که نخواندم مسئولی در زمان مسئولیت خود امام علی (ع) را در ملا عام مورد نقد قرار دهد ؛ شاید از کم سوادی ما است (!!)

دوما این دسته از افرادی که می گویند این چه رفتاری بود که با مطهری در مجلس شد باید اینگونه بیان کرد که گاهی مسئولی نقد داره ، اما اگر اون مسئول به جای نقد درست در اشتباه باشه در آن زمان باید چه کرد؟! قطعا نباید چاله میدانی برخورد کرد و رفتار نمایندگان با مطهری درست نبود ، اما قطع کردن صحبت های مطهری توسط رئیس جلسه کاملا قانونی و طبق اصول بود ، نه بر ضد قانون آزادی بیان !

سوما اصلا کجای حبس خانگی فتنه گران که مطهری اینگونه بر طبل آن می کوبد مشکل دارد؟! از نظر اسلام ؟! مگر حضرت علی (ع) بعد از جنگ جمل که نقد های از سر دنیا طلبی طلحه و زبیر و عایشه تبدیل به محاربه شد ؛ عایشه را به احترام پیامبر خاتم تا آخر عمر در حبس خانگی نگه نداشت؟! مگر نه اینکه اینجا از نظر اسلام حکم ولی بالاتر از قانون است؟!

رابعا ؛ آقای مطهری ایراد کردند که نگذارید 9 دی تبدیل به روز تفرقه شود و لفظ یوم الشیطان را هم به همین منظور از منطق خود بیان کردند ! جواب بسیار واضح است و اینگونه به نظر می رسد که آقای مطهری دید عمیقی نسبت به این قضیه ندارند .مگر می شود به بهانه ای وحدت عده ای که در منطق و خواست خود دچار گمراهی هستند را پذیرفت ؟! این خیانت در حق همان جمعی است که از 9دی بیزار است زیرا ممکن است در امتداد 9دی عده ای از این جمع به خود بیایند و حق را بپذیرند ، اما پذیرش منطق باطل آنها به بهانه ای وحدت ممکن است آنها را همچنان در گمراهی و توهم نگه دارد .

به هر حال در پایان لازم به ذکر است که وجود شهید مطهری برای نظام یک برکت به تمام معنا بود و ای کاش ایشان زنده می مانند تا تعلیمات و تفکرات خود را به طور کامل به مردم عرضه کنند.و برای آقای مطهری (علی آقا) آروزی عافیت دارم (اصولا عافیت طلبی برای انسانها زیاد خوب نیست ، اما به نظرم اینجا از معدود جاهایی است که عافیت به درد انسان می خورد بخصوص برای این روز های آقای مطهری)

 

رسانه نوشت:

همین یادداشت در پایگاه خبری هراز نیوز

همین یادداشت در پایگاه خبری بهجت نیوز

همین یادداشت در پرتال جامع صالحین


برچسب‌ها: یوم الشیطان علی مطهری, عافیت, عاقبت به خیری, منطق
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ساعت 13:8  توسط محمد قنبرنیا  | 

مدیون یک تلنگر

 

 

ما امت خداجوی بودیم!

در 88 ما مردمان خداجوی بودیم ؛ خودمان هم به این باور رسیده بودیم که خداجوی هستیم .کسی که به موسوی رای داده بود برای حق تنها یک معیار داشت و آن هم میرحسین موسوی بود. در آن فضای متوشش ؛ امت خداجوی آماده بود تا از طرف رقیب پیروز "خس و خاشاک" نامیده شود تا خیابانها را به صحنه نزاع تبدیل کند.

طعنه ریس جمهور پیروز سرپوشی بود برای قانون شکنی ها و بهانه ای برای نیروی بیش اندازه مردمانی که خیال می کردند کلاه گشادی سرشان رفته،

زمان گذشت و گذشت تا به عاشورای حسینی رسیدیم ؛ می شد این سرپوش کذایی را آنقدر به شکل توهمی بزرگش کرد که حتی تا اهانت ها به امام (ره) و رهبری هم از آن استفاده کرد اما چه بهانه ای می توانست سرپوشی بر بی احترامی و اهانت به بزرگترین حماسه تاریخ شود؟! مردان خداجوی و اهانت به حسین (ع) ؟!

تا آن زمان هر کس دلش پاک تر و منطقش قوی تر بود با تحلیل وقایع هوشیار می شد اما از آن پس به بعد را تنها منطقی به تیزی عاشورا و تلنگری به هیبات مظلومیت حسین (ع) می توانست دلهای مسموم را نوش دارو باشد.

88 که گذشت تازه فهمیدیم چه بلایی سر خودمان آوردیم ، غبار ها نشست و فهمیدیم که گرد و غبار این فتنه اول به چشم های ما رفته بود و ما را کر و کور و بی منطق کرده بود.

ما عدالت را به تمسخر گرفته بودیم در حالی که شعار های زیبایی می دادیم .. !

یک عادت خوب

یکی از عادت های خوب اعتراف به اشتباه است ؛نه عادت کردم مثل افرادی که در فتنه 88 مهر سکوت بر لب زدند و بعد ها که آب ها از آسیاب افتاد خود را عاشق نظام و ولایت نشان دادند باشم و نه اینکه مدعی شوم از ابتدا در مسیر درست بودم که اولی پررویی می خواهد و دومی سعادت .. !لکن ما جز دسته افرادی بودیم که در 88 به موسوی رای داد و تا عاشورا هم به پای هدف های پوچ و کذایی جنبش سبز می ایستاد و دفاع نظری میکرد ؛ اما خدارو هزاران مرتبه سپاس که عاشورای حسین (ع) نجاتمان داد ؛ ما رهایی یافتگان حسینیم که می ایستیم و اشتباه خود را جبران میکنیم .

ویروس و واکسن

فتنه حواسمان را تیز تر کرد و شعاع دیدمان را وسیع تر تا بفهمیم که حق را نه با اشخاص بلکه با جان می سنجند و میزان این ترازو ایمان وجودمان است ؛ و فتنه که همانند ویروسی در ما نفوذ کرد و با درمان حسینی از پا درآمد روحمان را در برابر هجوم های دیگر مقاوم کرد و چه زیبا سخنی از جان بر آمد که ما بیمه ایم ؛ با این تعبیر که "فتنه 88 کشور را واکسینه کرده است" .. . .

 

 رسانه نوشت:

همین یادداشت در خبرگزاری فارس

iهمین یادداشت در خبرگزاری دانشجو

همین یادداشت در باشگاه خبرنگاران جوان

همین یادداشت در پایگاه اینترنتی تبیان

همین یادداشت در پایگاه خبری مذهبی ظهور


برچسب‌ها: فتنه 88, 9دی, عاشورای حسینی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 12:52  توسط محمد قنبرنیا  | 

اربعین حماسه !

ز ماه دورترم امشب از همه شب ؛ کمی بیشتر باده بنوشان این دیوانه را، یک امشب .. . !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:44  توسط محمد قنبرنیا  | 

پنجمین آن تراک دانشجویی .. .!

روز دانشجوی امسال در حالی فرا رسید که در پنجمین سال دوران دانشجویی ام در مقطع کارشناسی ارشد از علوم طبیعی به علوم انسانی کوچ کردم و طی این مدت به نهایت برنامه ریزی و هدف گذاری که برای این دوران از زندگی انجام داده بودم رسیدم و از این جهت خداوند را سپاس گزارم.

یادداشت کوتاه زیر ادامه ای عادتی است که هر سال در این روز انجام می دهم و چند خطی از تراوش افکارم رو روی کاغذ می آورم.

افکارم امسالم دغدغه ای است اندر احوالات دانشجویی و سبک تدریس اساتید که در ادامه می خوانید:

دانشجو نه از آن جهت که یک منبع انرژی غیر قابل انتها و یا یک قشر تشنه ای ارضای احساس مشارکت و اجتماعی پذیر شدن است بلکه مهمترین عامل اهمیت این تیپ از بشر احساس خالص و ناب بی طرفی و میل بی نهایت به کشف حقایق است و از این جهت هر کس به این میل عامدانه جهت دهی کند و یا این احساس را به بازی بگیرد خائن به آینده است.

سخت به این ادعا پایبندم که استاد در کلاس درس نباید تنها به مباحث اعتقادی خود بپردازد بلکه مباحث الحادی را هم باید رو به روی دانشجو قرار دهد و در تلاش برای ایجاد فضایی کنجکاوانه به دانشجو چگونگی حل مسئله را بیاموزد.

در تاریخ پیدایش جوامع دانشگاهی منزجر ترین خباثت ها را اساتیدی مرتکب شدند که از سر راحت طلبی و بی مسئولیتی جواب را در مرحله ای اول در اختیار دانشجو قرار دادند و این بدان جهت خطرناک است که جامعه حقیقی هیچ وقت جواب را در اختیار دانشجو قرار نمی دهد و یکی از دلایل محکم ظهور پدیده های مانند دکترین و مهندسان بی سواد در جامعه همین است.

دانشگاه یک اصل است  فرع نیست ، جامعه است کارگاه نیست ،آغاز حرکت است پیش آزمون نیست و دانشجو باید آگاه باشد که در این مرحله مانند پیله ای است که می خواهد پروانه شود ، اگر کسی به او در کنار زدن پیله کمک کند هیچ گاه فرصت پرواز کردن را به دست نخواهد آورد اما با کمی تلاش و پشتکار می تواند عمری در آسمان آبی مردمانش بالاتر از ابرها به پرواز در آید و در تاریخ ثبت شود.

 

محمد قنبرنیا فعال سیاسی _ رسانه ای دانشگاه  16 آذر 93


برچسب‌ها: روز دانشجو, 16 آذر
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:25  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطالب قدیمی‌تر