نگاه آزاد

اين وبلاگ در جهت نگاه منصفانه به موضوعات مختلف بنا شده است

جهاد ادامه دارد .. . شعار نباشه !

مهم نیست دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد هستم یا وبلاگ نویس برگزیده استانی بودم یا قرار مشاور رسانه ای فرماندار باشم و در باد این منزلت های اجتماعی بخوابم.

ویژگی های کار جهادی را در تقریبا دو سال پیش در اردوی جهادی بسیج دانشگاه یاد گرفتم ، جایی که تمام مدعیان دفتر بسیج  ؛ تا روز آخر از شدت مشکلات فرار را بر قرار ترجیح دادند و در پایان کار تنها فرمانده بسیج دانشگاه ماند و گروهی از دانشجو هایی که سمبل اخراجی های مسعود ده نمکی بودند.

اونجا بود که فهمیدم کار جهادی علاوه بر اخلاق و ایمان درست ، داش مشتی گری و لوتی گری و احساس هم می خواد.

اونجا بود که فهمیدم "ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست  ...  روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است"

اونجا بود که یاد گرفتم اگه گفتم جهاد ادامه دارد .. . شعار نباشه !

 


برچسب‌ها: جهاد, ادامه, دارد
+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند 1393ساعت 14:9  توسط محمد قنبرنیا  | 

هالیوود کارگردان است و سینمای ایران بازیگر (!)

خبر های امسال جشنواره فجر باز هم حکایت از ساخت فیلم هایی دارد که تنها برای جشنواره های کن و برلین و ... ساخته شده اند.

تمامی فیلم هایی که در جشنواره های خارج از کشور برای سینمای ایران مقام آوردند دارای محتوایی است که نشان از عقب ماندگی ، بی فرهنگی و بی چارگی مردم ایران دارد.

سینمایی که هر روز نقش بازی می کند ، فرش قرمز را ساختند که بگویند تمامی بازیگران ایرانی مرعوب غرب نیستند ، یا فلان بازیگر آمده است در شبکه ی اجتماعی از پیامبر خاتم اسلام در برابر توهین شارلی ابدو حمایت کرده است ، وقتی نگاه به پروفایل همان بازیگر می اندازی پر است از ابتذال و فرهنگی که بویی از تعلیمات پیامبر اکرم و اسلام نبرده است.

فرش قرمز می سازند که بگویند این سینما قدر دان جانبازان و ایثارگران است ! اصلا نیازی به قدردانی از جانبازان نیست همین که لطف کنید خود را نماد فرهنگی ایران در برزیل جا نزنید کافی است.

تنها سوالم این است که تا به حال سینمای ایران چه دستاورد فرهنگی قابل توجه و چه فایده ای برای جامعه ایرانی داشته است؟!

ننگ بر سینمای بی غیرتی که بعد از سی سال فیلم ضعیف و آماتورانه "شیار 143" می شود محبوب مردم !سی سال از انقلاب گذشت و در این مدت یک شیر مرد مثل "نرگس آبیار" پیدا نشد که فیلمی با محتوای شیار 143 بسازد.فیلمی که بدون سیاه نمایی فرهنگ خوب و بد ملت ما را نشان دهد و مورد توجه مردم قرار بگیرد .فیلمی که مردم را فریب ندهد .

شیار 143 باید مدت ها قبل به دست کارگردانهایی خبره سینمای ایران و با امکانات قابل قبول ساخته میشد نه توسط کارگردانی که اولین تجربه ای فیلمسازی اش را پشت سر می گذارد.

ولی افسوس که معیار و خط کش کارگردانها و فیلم سازان شده است هالیوود .انگار هالیوود کارکردان است و سینمای ایران بازیگر ... .!

 

درد نوشت :در این میدان چهار گوشه ؛ مرتضی آوینی ام آرزو است .. !


برچسب‌ها: سینمای, مبتذل, ایران
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن 1393ساعت 13:18  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطهری برای عاقلان این همه جارو جنجال نداره .. !

نمی دونم اصلا قضیه مطهری در مجلس نیازی به این همه جا رو جنجال داره یا نه ؟! اصلا گره ای که میشه با دست باز کرد چرا با دندون باز کنیم ؟!

اینها واقعا برای من جای سوال باقی گذاشته ؛ و احساس میکنم کسانی که منافعی در کار دارن و یا در استدلال عقیده خودشون دچار ضعف هستند میل به جار و جنجال در این قضیه دارند!

این مطالب و استدلال های بنده تنها مخاطب افرادی است که به دنبال حقیقت اند آن هم فرا از تعصبات و در عین منطق ، طبیعی است در اون صورت بنده هم پذیرای نظرات هستم.

ابتدا در مورد این قسمت از تاریخ که مورد توجه دوستداران آقای مطهری قرار گرفته و اون اینکه در زمان امام علی (ع) افراد در خطابه های ایشون اقدام به قطع سخنان حضرت و نقد امام میکردند باید ذکر شود که آیا این افراد مردم عادی بودند یا مسئولیین؟! و الحمد الله مردم ما به حدی از آزادی بیان افراطی(!) رسیدند که علاوه بر نقد هر سطوحی از نظام به بهانه ای آزادی بیان اقدام به توهین هم میکنند .. !

اما بنده که نخواندم مسئولی در زمان مسئولیت خود امام علی (ع) را در ملا عام مورد نقد قرار دهد ؛ شاید از کم سوادی ما است (!!)

دوما این دسته از افرادی که می گویند این چه رفتاری بود که با مطهری در مجلس شد باید اینگونه بیان کرد که گاهی مسئولی نقد داره ، اما اگر اون مسئول به جای نقد درست در اشتباه باشه در آن زمان باید چه کرد؟! قطعا نباید چاله میدانی برخورد کرد و رفتار نمایندگان با مطهری درست نبود ، اما قطع کردن صحبت های مطهری توسط رئیس جلسه کاملا قانونی و طبق اصول بود ، نه بر ضد قانون آزادی بیان !

سوما اصلا کجای حبس خانگی فتنه گران که مطهری اینگونه بر طبل آن می کوبد مشکل دارد؟! از نظر اسلام ؟! مگر حضرت علی (ع) بعد از جنگ جمل که نقد های از سر دنیا طلبی طلحه و زبیر و عایشه تبدیل به محاربه شد ؛ عایشه را به احترام پیامبر خاتم تا آخر عمر در حبس خانگی نگه نداشت؟! مگر نه اینکه اینجا از نظر اسلام حکم ولی بالاتر از قانون است؟!

رابعا ؛ آقای مطهری ایراد کردند که نگذارید 9 دی تبدیل به روز تفرقه شود و لفظ یوم الشیطان را هم به همین منظور از منطق خود بیان کردند ! جواب بسیار واضح است و اینگونه به نظر می رسد که آقای مطهری دید عمیقی نسبت به این قضیه ندارند .مگر می شود به بهانه ای وحدت عده ای که در منطق و خواست خود دچار گمراهی هستند را پذیرفت ؟! این خیانت در حق همان جمعی است که از 9دی بیزار است زیرا ممکن است در امتداد 9دی عده ای از این جمع به خود بیایند و حق را بپذیرند ، اما پذیرش منطق باطل آنها به بهانه ای وحدت ممکن است آنها را همچنان در گمراهی و توهم نگه دارد .

به هر حال در پایان لازم به ذکر است که وجود شهید مطهری برای نظام یک برکت به تمام معنا بود و ای کاش ایشان زنده می مانند تا تعلیمات و تفکرات خود را به طور کامل به مردم عرضه کنند.و برای آقای مطهری (علی آقا) آروزی عافیت دارم (اصولا عافیت طلبی برای انسانها زیاد خوب نیست ، اما به نظرم اینجا از معدود جاهایی است که عافیت به درد انسان می خورد بخصوص برای این روز های آقای مطهری)

 

رسانه نوشت:

همین یادداشت در پایگاه خبری هراز نیوز

همین یادداشت در پایگاه خبری بهجت نیوز

همین یادداشت در پرتال جامع صالحین


برچسب‌ها: یوم الشیطان علی مطهری, عافیت, عاقبت به خیری, منطق
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 13:8  توسط محمد قنبرنیا  | 

مدیون یک تلنگر

 

 

ما امت خداجوی بودیم!

در 88 ما مردمان خداجوی بودیم ؛ خودمان هم به این باور رسیده بودیم که خداجوی هستیم .کسی که به موسوی رای داده بود برای حق تنها یک معیار داشت و آن هم میرحسین موسوی بود. در آن فضای متوشش ؛ امت خداجوی آماده بود تا از طرف رقیب پیروز "خس و خاشاک" نامیده شود تا خیابانها را به صحنه نزاع تبدیل کند.

طعنه ریس جمهور پیروز سرپوشی بود برای قانون شکنی ها و بهانه ای برای نیروی بیش اندازه مردمانی که خیال می کردند کلاه گشادی سرشان رفته،

زمان گذشت و گذشت تا به عاشورای حسینی رسیدیم ؛ می شد این سرپوش کذایی را آنقدر به شکل توهمی بزرگش کرد که حتی تا اهانت ها به امام (ره) و رهبری هم از آن استفاده کرد اما چه بهانه ای می توانست سرپوشی بر بی احترامی و اهانت به بزرگترین حماسه تاریخ شود؟! مردان خداجوی و اهانت به حسین (ع) ؟!

تا آن زمان هر کس دلش پاک تر و منطقش قوی تر بود با تحلیل وقایع هوشیار می شد اما از آن پس به بعد را تنها منطقی به تیزی عاشورا و تلنگری به هیبات مظلومیت حسین (ع) می توانست دلهای مسموم را نوش دارو باشد.

88 که گذشت تازه فهمیدیم چه بلایی سر خودمان آوردیم ، غبار ها نشست و فهمیدیم که گرد و غبار این فتنه اول به چشم های ما رفته بود و ما را کر و کور و بی منطق کرده بود.

ما عدالت را به تمسخر گرفته بودیم در حالی که شعار های زیبایی می دادیم .. !

یک عادت خوب

یکی از عادت های خوب اعتراف به اشتباه است ؛نه عادت کردم مثل افرادی که در فتنه 88 مهر سکوت بر لب زدند و بعد ها که آب ها از آسیاب افتاد خود را عاشق نظام و ولایت نشان دادند باشم و نه اینکه مدعی شوم از ابتدا در مسیر درست بودم که اولی پررویی می خواهد و دومی سعادت .. !لکن ما جز دسته افرادی بودیم که در 88 به موسوی رای داد و تا عاشورا هم به پای هدف های پوچ و کذایی جنبش سبز می ایستاد و دفاع نظری میکرد ؛ اما خدارو هزاران مرتبه سپاس که عاشورای حسین (ع) نجاتمان داد ؛ ما رهایی یافتگان حسینیم که می ایستیم و اشتباه خود را جبران میکنیم .

ویروس و واکسن

فتنه حواسمان را تیز تر کرد و شعاع دیدمان را وسیع تر تا بفهمیم که حق را نه با اشخاص بلکه با جان می سنجند و میزان این ترازو ایمان وجودمان است ؛ و فتنه که همانند ویروسی در ما نفوذ کرد و با درمان حسینی از پا درآمد روحمان را در برابر هجوم های دیگر مقاوم کرد و چه زیبا سخنی از جان بر آمد که ما بیمه ایم ؛ با این تعبیر که "فتنه 88 کشور را واکسینه کرده است" .. . .

 

 رسانه نوشت:

همین یادداشت در خبرگزاری فارس

iهمین یادداشت در خبرگزاری دانشجو

همین یادداشت در باشگاه خبرنگاران جوان

همین یادداشت در پایگاه اینترنتی تبیان

همین یادداشت در پایگاه خبری مذهبی ظهور


برچسب‌ها: فتنه 88, 9دی, عاشورای حسینی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم دی 1393ساعت 12:52  توسط محمد قنبرنیا  | 

اربعین حماسه !

ز ماه دورترم امشب از همه شب ؛ کمی بیشتر باده بنوشان این دیوانه را، یک امشب .. . !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت 18:44  توسط محمد قنبرنیا  | 

پنجمین آن تراک دانشجویی .. .!

روز دانشجوی امسال در حالی فرا رسید که در پنجمین سال دوران دانشجویی ام در مقطع کارشناسی ارشد از علوم طبیعی به علوم انسانی کوچ کردم و طی این مدت به نهایت برنامه ریزی و هدف گذاری که برای این دوران از زندگی انجام داده بودم رسیدم و از این جهت خداوند را سپاس گزارم.

یادداشت کوتاه زیر ادامه ای عادتی است که هر سال در این روز انجام می دهم و چند خطی از تراوش افکارم رو روی کاغذ می آورم.

افکارم امسالم دغدغه ای است اندر احوالات دانشجویی و سبک تدریس اساتید که در ادامه می خوانید:

دانشجو نه از آن جهت که یک منبع انرژی غیر قابل انتها و یا یک قشر تشنه ای ارضای احساس مشارکت و اجتماعی پذیر شدن است بلکه مهمترین عامل اهمیت این تیپ از بشر احساس خالص و ناب بی طرفی و میل بی نهایت به کشف حقایق است و از این جهت هر کس به این میل عامدانه جهت دهی کند و یا این احساس را به بازی بگیرد خائن به آینده است.

سخت به این ادعا پایبندم که استاد در کلاس درس نباید تنها به مباحث اعتقادی خود بپردازد بلکه مباحث الحادی را هم باید رو به روی دانشجو قرار دهد و در تلاش برای ایجاد فضایی کنجکاوانه به دانشجو چگونگی حل مسئله را بیاموزد.

در تاریخ پیدایش جوامع دانشگاهی منزجر ترین خباثت ها را اساتیدی مرتکب شدند که از سر راحت طلبی و بی مسئولیتی جواب را در مرحله ای اول در اختیار دانشجو قرار دادند و این بدان جهت خطرناک است که جامعه حقیقی هیچ وقت جواب را در اختیار دانشجو قرار نمی دهد و یکی از دلایل محکم ظهور پدیده های مانند دکترین و مهندسان بی سواد در جامعه همین است.

دانشگاه یک اصل است  فرع نیست ، جامعه است کارگاه نیست ،آغاز حرکت است پیش آزمون نیست و دانشجو باید آگاه باشد که در این مرحله مانند پیله ای است که می خواهد پروانه شود ، اگر کسی به او در کنار زدن پیله کمک کند هیچ گاه فرصت پرواز کردن را به دست نخواهد آورد اما با کمی تلاش و پشتکار می تواند عمری در آسمان آبی مردمانش بالاتر از ابرها به پرواز در آید و در تاریخ ثبت شود.

 

محمد قنبرنیا فعال سیاسی _ رسانه ای دانشگاه  16 آذر 93


برچسب‌ها: روز دانشجو, 16 آذر
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 18:25  توسط محمد قنبرنیا  | 

درسی که کوثر به من داد .. !

این نکته را از بنده داشته باشید که حین گزارش خبرنگار نباید تحت تاثیر جو محیط قرار بگیرد ؛ چون سوژه های خوبی که می تواند تیتر خبرش باشد را از دست می دهد.

به همین دلیل دیگر دوست ندارم برای عکس گرفتن از کوثر به آن مدرسه بروم .. .

گزارشی همرا با درس و عبرت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر 1393ساعت 21:40  توسط محمد قنبرنیا  | 

بسیج جای چه کسانی است؟!

آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که هدف بسیج چیست و باید آنرا چگونه پنداشت؟! آفات و تهدید های این نهاد مردمی کدامند و بعنوان یک بسیجی چگونه باید رفتار کرد و تصمیم گرفت؟! اینها از جمله پرسش هایی هستند که هر فرد قبل از عضویت در این نهاد باید از خود بپرسد و بعد از مجهز شدن به پاسخ هایی منطقی به عضویت بسیج در آید.

اگر شما بعنوان کسی که بخواهید کمی در مورد بسیج تحقیق کنید باید این مسئله را بدانید که هیچ وقت در کلام معمار کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری ؛ بسیج به صورت یک نهاد رسمی استوار بر نظام بوروکراسی معرفی نشده است ،بلکه همواره اسم از عشق و احساس و روحیه ارزش مدارانه است ؛ به طور مثال شما از کلام امام خمینی (ره) می شنوید که : بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنام است.

ذکر این پرسش ضروری است که چرا معمار کبیر انقلاب به واژه شاهدان بسنده نکرد و از کلمه شهیدان گمنام استفاده کرده است؟!

بگذارید پاسخ را از کلام سید شهیدان اهل قلم شهید مرتضی آوینی بشنویم آنجا که می گوید : گمنامی برای شهرت پرستان درد آور است وگرنه تمامی اجر ها در گمنامی است.

تخلص مهم گمنامی ویژه چه کسانی است؟ آیا صرفا اگر در خانه بنشینید و از اجتماع دوری کنید می توان به شما گمنام گفت؟ قطعا نه ، صفت گمنامی شامل کسانی می شود که در عمل خیر و خدمت رسانی به مردم کوشش کنند بدون آنکه کسی متوجه شود ؛ این از آن جهت حائز اهمیت است که در این صورت احساس خود نمایی ، غرور و تکبر در انسان از کار می افتد و به جهت آن راه برای بیدار شدن دیگر احساسات ارزشمندانه آدمی باز میشود .

اگر به تاریخ اسلام تسلطی حتی در حد ضعیف هم داشته باشید پی خواهید برد که این صفت(گمنامی) بیشتر از همه در منش مولای متقیان امام علی (ع) نمود دارد آنجا که نیمه شب ها کیسه آذوقه را پشت در خانه ای یتیمان کوفه می گذاشت و در مقابل دشنمام های زنی که شوهرش را در رکاب علی (ع) از دست داده بود با کودکانش بازی میکرد و از این جهت پر بی راه نیست که رهبر معظم انقلاب بسیجی را به امام علی (ع) وصل می کند و می گوید :" بسیجی یعنی علی (ع)" در واقع می توان گفت "بسیجی یعنی گمنامی".

اما این گمنامی برای چه این همه مهم است؟ جواب را باید در اهداف بسیج دنبال کرد ؛ خدمت رسانی در همه زمینه ها بخصوص در زمان های ضروری ، اما اینگونه خدمت رسانی برای انسان مادی گرا میسّر نیست؛ شاید از همین رو باشد که ماکس وبر جامعه شناس کلاسیک قرن بیستم آینده جامعه بشری و انسانهای فرو رفته در گرداب مادیات را به متخصصان بی روح ، شهوت پرستان و احساس باوران بی قلب تشبیه میکند.برای خلاصی از این گرداب انسان ها  باید بتوانند بر نفس خود غلبه کنند و در خلوص و معرفت غرق شوند تا ارزش های فرا انسانی را درک کنند ؛ یکی از این راه ها گمنامی است .

اما مسئله به همین جا ختم نمی شود .فرض کنید به درجه ای از معرفت و خلوص نیت رسیده اید اما برای خدمت رسانی تنها همین خصیصه کافی نیست بلکه باید از استعداد های لازم هم برخوردار باشید اینجا است که مرحله ای دوم تکامل در بسیج شکل میگیرد.

فرض کنید بسیج هم مانند دیگر نهاد ها درگیر پیچ و تاب های قوانین جوامع انسانی و بوروکراسی های دولتی بود ، آنگاه شما در بهترن شرایط ملزم به بهترین خدمت رسانی به مردم در چارچوب آنچه فکر میکنید وظیفه ای قانونی شما است می شدید، یعنی حصار دغدغه ای شما به اندازه شعاع وظیفه قانونی کوچک و بی ارزش می شود.این بدان معنا نیست که کارکرد دیگر نهادی های دولتی بی ارزش است بلکه نتیجه ای بدست آمده در مقابل بهترین نتیجه ی ممکن بی ارزش است.

حال اگر دغدغه ی شما فراتر از قوانین ساخته شده ای بشری باشد و رها از هر پشتوانه ای مادی به فکر خدمت رسانی باشید آنگاه از تمام نیروها و و استعداد های خود که در وجود هر انسانی است و برای شکوفا شدن نیاز به تلنگر دارد استفاده کرده اید و نه تنها به بهترین نتیجه ای ممکن خواهید رسید بلکه به توانایی های که امروزه ممکن است به آن فرا انسانی اطلاق شود دست یافته اید و شاید به همین خاطر باشد که کنش ها و رفتار های بسیجیان در طول 8 سال جنگ تحمیلی برای جهانیان و حتی برای نسل های فعلی غیر قابل پذیرش باشد ، جایی که هر وقت ارتش با تمام تجهیزات و آموزش های لازم و نیرو های انسانی درمانده می ماند بسیجیان وارد میدان میشدند و غیر ممکن های ذهن بشر را ممکن می ساختند.

برگردیم به سوالاتی که در ابتدای بحث عنوان کردیم ، تقریبا به همه پاسخ داده شد به غیر از آفات و تهدید های که بسیج را تهدید می کند.برای پاسخ به این پرسش لازم بود که پاسخ های قبلی را تشریح کنیم و حال با دانستن اهداف بسیج و راه هایی دست یابی به آن پاسخ سوالات بخش دوم هم قابل دست یابی است.

مهم ترین ، بدترین و مخرب ترین آفت بسیج درگیر کردن آن با ارزش های مادی است که در ذهن افراد لانه میکند ، فرقی نمیکند که این ارزش مادی در چه حدی باشد ؛ چه در حد ناچیز و داشتن کارت فعال و چه در بیشترین حد خود مانع از شکوفایی استعداد و ارائه ای بهترین خدمت ها می شود ، در واقع مادی گرایی موریانه ای است که به آرامی ریشه ای این شجره طیبه را میخورد .اگر این موضوع را از دیدی وسیع تر و نگاهی عمیق تر بنگیریم متوجه ی تفاوت آن با دیگر نهاد های رسمی و زیان حاصل از مادی گرایی می شوید، اگر فعالیت در بسیج را در ازای بهترین سنوات مادی انجام دهیم (حالا هرچه که هست) چه چیزی به دست می آوریم؟ نهایت شش ماه کسری خدمت؟! یعنی در بهترین حالت شش ماه از عمر 60 یا 70 ساله خود را بیمه کرده ایم ، اما اگر ارزش های خود را از مادی گرایی به ارزش های انسانی تغییر بدهیم با فعالیت در بسیج استعداد هایی را در خود شکوفا می کنید که در تمام عمر با شما خواهد بود ، و این یعنی یک تفاوت معنا دار.

در پایان ذکر این مطلب لازم است که در این مطلب سعی شده است با استفاده از تجربیات و آموخته های خود نکاتی را بیان کنیم که به درد کنشگران کنجکاو بیاید .حال داوری و قضاوت بر عهده ای کسانی که احساس می کنند دارای وجودی بی تعصب و روحی آزاد هستند و تفاوتی میان آنها و بشر اطرافشان است.

 

رسانه نوشت: همین یادداشت در پایگاه خبری تحلیلی هراز نیوز


برچسب‌ها: شجره طیبه بسیج, مدرسه عشق
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آذر 1393ساعت 11:34  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطالب قدیمی‌تر