نگاه آزاد

اين وبلاگ در جهت نگاه منصفانه به موضوعات مختلف بنا شده است

آزادی اندیشه یا آزادی عقیده

آزادی اندیشه یا آزادی عقیده؟

چند روز پیش این سوال و  تو صفحه ای فیس بوکم پرسیدم تا نظرات بقیه رو هم بدونم اما علل ظاهر کسی براش این سوال مهم نبود !!

 

فرق آزادی تفکر و آزادی عقیده: تفکر یعنی همان استعداد انسانی بشر که می تواند در مسائل ، علمی و منطقی بیندیشد ؛این استعداد حتما باید آزاد باشد زیرا پیشرفت و تکامل انسان در گرو این ازادی است.اما می دانیم هر عقیده ای ناشی از تفکر نیست بلکه بسیاری از عقاید بشر ناشی از یک سلسله عادتها ، تقلید و تعصبها است.عقیده از فکر نه بلکه از عادت است و یکی از اهداف استعمار نوین گرفتن آزادی تفکر از جوامع و افزایش آزادی عقیده است به طور مثال بعد از انقلاب صنعتی در اروپا و افزایش نیاز به نیروی انسانی ، غرب به فکر استفاده از زن در بازار کار افتاد ؛ اما شلیته های بلند چین دار زنان اروپایی یک مشکل اساسی در بازده کاری آنان بود و به این سبب عقیده ی فمینیستی زنان رواج پیدا کرد.

 

حال جواب قسمت دوم سوالم بر عهده ی وجدانهای بیدار ؛ ما ملتی با آزادی تفکر هستیم یا آزادی عقیده؟!

 

آزادی اندیشه و آزادی عقیده


برچسب‌ها: آزادی اندیشه, آزادی عقیده, استاد شهید مطهری, استعمار نوین
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مهر 1393ساعت 21:39  توسط محمد قنبرنیا  | 

یکی عرف قدسی رو ترجمه کنه

امروز در حال مطالعه کتاب عرق قدسی استاد رحیم پور ازغدی بودم ؛واقعا کتاب زیبایی که شامل سخنرانیها و صحبت های استاد در کلاس درس و قبل از هر چیزی پیشنهاد میکنم حتما تهیه کنید.

رحیم پور ازغدی سکولاریسیم را با ظرافت خاصی روشن تر از همه به چالش میکشونه اما بدی کتاب اینه که از کلماتی بسیار (یعنی بسیار) تخصصی استفاده کرده که به نظرم کتاب در حد سه مرحله باید ترجمه و به فارسی سلیس برگردوند.

خواستم بگم خیلی خوب بود اگه تا جایی که لازم نباشه کلماتی رو بکار برد که قابل فهم برای عموم باشه تا افرادی بی سوادی مثل بنده هم اگر از سر علاقه نیاز به مطالعه همچین کتاب هایی پیدا کردند به مشکل بر نخورند . ولی جدا از اینها واقعا کتاب خوبیه حتما تهیه کنید حتی اگه از لغات اختصاصی جامعه شناسی اطلاعی ندارید .

عرف قدسی

 


برچسب‌ها: عرف قدسی, رحیم پور ازغدی
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 22:31  توسط محمد قنبرنیا  | 

حتی نزدیک به کلمه "تخریب" هم نشدید ..

بخش اول:

محمد باقر قالیباف سه ماه پس از شکستش در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 گفت:

به آقای روحانی گفتم اگر کمکی از دستم بر بیاید و دریغ کنم آن دنیا نزد دوستان شهیدم مدیونم (نقل به مضمون)

بخش دوم :

چند روز پیش در اثر حادثه ای (دروغ چرا مادر حین گرد گیری فصلی خانه بود)کاغذ پاره های قدیمی که جان می دهند برای شیشه پاک کردن نظرمو جلب کرد .. ویژه برنامه انتخاباتی دکتر قالیباف در سال 84 !اولین چیز بعد از حوصله ای مادرم در امر نگهداری یک کاغذ به مدت 10 سال ؛ برنامه های دکتر قالیباف بود و البته مسئله ای که آنرا جذاب می کرد تطبیقش با برنامه های انتخاباتی سال 92  ...

میان آن همه برنامه که بعدها اکثرشان در سال 92 به کتاب تبدیل شد نظر دکتر قالیباف در مورد رسانه نظرمو بیشتر از بقیه جلب کرد :

"آزادی های مطبوعات نباید دستخوش سلایق سیاسی خاص شود.گسترش فرهنگ نقد و پرسش گری و پاسخ گویی مسئولانه و اقناعی مسئولان به مردم از طریق مطبوعات آزاد و احزاب مسئول ، بهتر و سریع تر محقق خواهد شد"

تلنگر: دقت شود (تاکید می کنم دقت شود) که این برنامه برای زمانی است که هنوز رسانه ها جان نگرفته بودند

قالیباف 84

 

بخش سوم:

فرامرز سید آقایی خبرنگار روزنامه دولتی "ایران" در سال 1393 در یادداشتی (که نقد یا تخریب بودنش را بر عهده ی مخاطب می گذاریم) درصفحه فیسبوکش نوشت :

(پنجه بوکس، مجازات رای ندادن بیچاره ها به باقر)

من شک ندارم که قالیباف درحال انتقام گرفتن از مردمی است که در 24 خرداد 92 به او رای ندادند.

سردار محمدباقر درست زمانی که اکثریت آرای انتخاباتی را در صندوق خودش می دید، ورق برگشت و مردم به شیخ حسن روحانی رای دادند و باقر را برای بار دوم ناکام گذاشتند.

او چند ماه بعد، زمانی که شورای شهر خواست شهردار تهران را انتخاب کند، با آلترناتیوی به اسم مهندس محسن هاشمی روبرو شد که اتفاقا بازتاب نظرات مردم تهران نشان می داد او را بر باقر ترجیح می دهند و حال و هوای شورای شهر هم به سمت هاشمی گرایش داشت. باقر بالاخره به هر شکلی که بود خودش را دوباره شهردار کرد اما این اتفاق و اتفاق 24 خرداد بذر کینه ای عمیق را در دل باقر نشاند. کینه از چه کسی؟ مردمی که او را نمی خواهند و بلکه از او بدشان می آید.

باقر قالیباف از اوایل پاییز 91 در تهران دستفروشان را آزاد گذاشته بود که هر جا دوست دارند بساط کنند و هیچگونه برخوردی نیز با آنها نمی کرد. کسبه و مغازه داران خیابان ولی عصر و سه راه جمهوری و پاساژ شانزه لیزه برای فروش بیشتر، اجناس مغازه های خود را از همان زمان در پیاده روهای ولیعصر بساط کردند. همین اتفاق در میدان 7 حوض تا چهارراه سرسبز هم افتاد و در بقیه جاهای پر تردد تهران. باقر خیال می کرد اگر به دستفروشان اجازه کار بدهد و کاری به کارشان نداشته باشد، آنها در انتخابات ریاست جمهوری 6 ماه بعد روی برگه های رای خواهند نوشت: "محمدباقر قالیباف" اما چنین نشد و باقر هنوز نمی دانست که فوتبال 90 دقیقه است و تا دقیقه 90 می توان ورق بازی را برگرداند. به همین دلیل، تمام شهر را پر کرد از دستفروش تا جایی که تمام چهارراهها را وانت های عرضه و فروش میوه اشغال کردند؛ هم راه عبور مردم را بستند هم تهران پایتخت را به روستایی تبدیل کردند که تا همین الآن بی قانونی و هرج و مرج چهارراهی در فرعی ها و بعضی از اصلی های آن موج می زند.

باقر، حالا از دست مردم شاکی است. او از لطفی که به دستفروشان و قشر زحمتکش کرده به امید گرفتن رای، لطفی ندیده است و حالا باید حرص و عقده 14 ماهه خود را بر سر کسانی خالی کند و چه کسانی بهتر از همان قشر زحمتکشی که نمک باقری را خورد و نمکدان را شکست؟ باقر اکنون می داند صندلی زیر پایش بیشتر از هر زمانی سست است و دیگر از خودش و از مردمی که روی آنها حساب کرده بود و از گردش روزگار سخت ناامید است و به همین دلیل به خشونت رو آورده.

سردار دکتر پاسدار پاسبان خلبان شهردار باقر، حالا غول تشن های چماق به دست و پنجه بوکس در جیب را به اسم شهربان به سراغ دستفروشان می فرستد. می زنند، می برند، می کشند و خود نمی دانند که مشغول گرفتن انتقام شهردار تهران از مردمی هستند که دلشان نخواست به او رای دهند.

 روزنامه ایران

بخش چهارم:

این بخش بیشتر شبیه به صحبت های خصوصی داغ با دوستانم است:

علاقه ام نسبت به آقای قالیباف (که البته نه به خاطر خوشگلی و بور بودنش) بلکه به جهت تفکرات سیاسی و عملکرد میدانی اوست را نه انکار میکنم و نه قصد گرفتن ژست بی طرفی دارم .اتفاقا حتما باید بگویم سابقه مسئولیت جذب و سازماندهی ستاد دانشجویی ایشان در مازندران را در کارنامه دارم و فعلا هم همکاری هایی با پایگاه خبری منتسب به ایشان دارم. نیازی به انکار اینها ندارم بلکه نیت ؛ اثبات برادری ام نسبت به کسانی است که هنوز قالیباف را نشناخته اند و یا نمی خواهند بشناسند !

با این حال اگر قالیباف هم جایی اشتباه کرد نقدش میکنیم (همان طوری که خودش دوست داره) اما در حال حاضر از رایی که به ایشان دادم پشیمان نیستم و اگر صد بار دیگه هم برگردیم به خرداد 92 مجددا به ایشان رای می دهم.الحمد الله نه دیگر انتخابات ریاست جمهوری است و نه بعد از این قرار نیست که آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند تا متهم به طرفداری جانبدارانه از ایشان شویم!

بخش پنجم:

حتی نزدیک به کلمه ی "تخریب" هم نشد.یک بار دیگر بخش سوم را مطالعه کنید!

 

تاریخ نوشت:

مقام معظم رهبری: آقای قالیباف برای من ،شما و ملت یک نعمت الهی است.

 


برچسب‌ها: قالیباف, ریاست جمهوری84, روزنامه ایران, تخریب قالیباف
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 21:29  توسط محمد قنبرنیا  | 

خدا رو شکر در ایران زندگی می کنیم .. .

در آمریکا جوانی به جرم "روحیات نژاد پرستی پلیس" با چندین گلوله به قتل می رسد و با وجود بحرانهایی شبه جنگی در "فرگوسن" مقامات آمریکایی از مجازات پلیس خاطی طفره می روند.
در ایران یک وبلاگ نویس ،که قلمش تنها شعاع الفاظ رکیک را در رادار دارد توسط پلیس در بازجویی به قتل می رسد و مقامات فرد خاطی را به سه سال حبس و تبعید محکوم می کنند.
مجددا برگردیم به ایالات متحده ی آمریکا جایی که یک وبلاگ نویس نابغه که بر خلاف وبلاگ نویس ایرانی هوش سرشاری دارد و با تحلیل های تخصصی در حرفه ای خودش به چالش سیاست های آمریکا می پردازد به طرز مشکوکی به قتل می رسد و کسی حتی جرات پیگیری موضوع را ندارد ..

و امروز همین به تعبیر بی نقص سید شهیدان قلم "مرعوبان غربی" برای مرحوم بهشتی جشن تولد می گیرند اما کسی در غرب جرات چنین کاری برای آرون شوارتز را ندارد ..

 

محمد نوری زاد+ستار بهشتی


برچسب‌ها: آرون شوارتز, ستار بهشتی, محمد نوری زاد, سحر بهشتی, نسرین ستوده
+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 19:1  توسط محمد قنبرنیا  | 

سیر تحولی وبلاگ ها از پیدایش تا افول قدرت

محمد قنبرنیا، سرویس وبلاگستان شفاف: وبلاگ نویسی صحنه ای عالی برای به اشتراک گذاشتن علایق شماست.این کار نه تنها بهترین راه برای به اشتراک گذاشتن نظرات است بلکه شما میتوانید به این وسیله پول قابل توجه ای به دست آورید.میلیون ها وبلاگ در دنیای اینترنت وجود دارند اما تعداد اندکی هستند که به طور خارق العاده ای متفاوتند.

وبلاگ ها برای اولین بار در اواسط دهه ای 90 میلادی  پا به دنیای مجازی گذاشتند ؛ "جاستین هال" اولین فردی است  که با ایجاد وبلاگی در سال 1994 داستانهای زندگی خود را در اختیار خوانندگانش قرار می داد .دو سال بعد از آن "مت دراج" در وبلاگ شخصی خود برای اولین بار رابطه پنهانی بیل کلینتون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و منشی کاخ سفید را افشا می کند و بعد از آن هفته نامه "نیوز ویک" مجبور به چاپ گزارش کامل آن می شود.

نقش وبلاگ ها در اوایل قرن 21 هم زمان با حمله به برج های تجارت جهانی در 11 سپتامبر و حمله نظامی آمریکا به عراق پر رنگ تر از گذشته شد.در آن زمان اهمیت اطلاع رسانی ، اشتراگ گذاری اخبار و اشتیاق به بحث و گفتگو دو طرفه سبب تحولی عظیم در اهمیت وبلاگ ها شد چنانچه بعد از آن و در جریان رقابت های انتخاباتی سال 2004 وبلاگ ها تبدیل به ابزاری تیلیغاتی برای نامزدها شدند ،در این میان جان کری نامزد حزب دموکرات و رقیب جورج بوش پا را فراتر از آن گذشت و در سوم ژوئیه سال 2004 اعلام کرد که اخبار مربوط به تصمیمات خود را نخست در وبلاگش قرار خواهد داد.

"دین رایت" نایب رئیس ارشد خبرگزاری رویترز با اعتراف به از دست رفتن اعتبار رسانه های رسمی نزد مردم در این باره معتقد است: "در حالی که در بعضی زمینه ها اعتبار رسانه های رسمی نزد مردم کم شده است ،وبلاگ ها خودشان را بعنوان یک رسانه ای بزرگ مطرح کرده اند، رسانه ای که دیگر باید آن را به حساب آورد".

بر اساس آمار پایگاه اینترنتی technorati.com در سال 2004 تنها 4میلیون وبلاگ در دنیا وجود داشت این آمار در سال 2007 به حدود 70 میلیون وبلاگ و در سال 2010 به بیش از 150 میلیون وبلاگ رسید اما بعد از آن سال و با رونق پیدا کردن شبکه های اجتماعی که سبک های نوین وبلاگ نویسی به شمار می روند روند صعودی پیداش وبلاگ ها با کاهش چشمگیری رو به رو شده است.

از مهمترین موارد برتری شبکه های اجتماعی نسبت به وبلاگ ها را می توان 1_ دست یابی آسان به دیگران 2_تغییر ذائقه مخاطبان نسبت به مطالب و تحلیل های طولانی وبلاگ نویسان 3_سهولت فعالیت در شبکه های اجتماعی 4_افزایش سرعت انتشار مطالب  و ... اشاره کرد.
 
در این میان اما افرادی هم هستند که موفق شدند با پشتکار ،نبوغ و خلاقیت خود پولی کلان از وبلاگ های خود به جیب بزنند. در اینجا لیست 10 وبلاگ نویس مشهور را می بینید که در این زمینه کارهای برجسته ای انجام دادند و در آمد بسیاری به دست آورده اند.

 

Richard MacManus 

ریچارد مؤسس و سردبیر ارشد وبسایت "بخوان و بنویس" است. او وبلاگ خود را در سال 2003 راه اندازی کرد. یک وبلاگ مربوط به تکنولوژی که برای او شصت هزار دلار در ماه درآمد ایجاد میکند.

 

 

 

Vitaly Friedman


فریدمن نویسنده و همچنین سردبیر ارشد مجله ای" فوق العاده" است. مجله ای آنلاین که به طراحان و  توسعه گران اختصاص داده شده است.او ماهیانه در حدود صد و پنجاه هزار دلار از طریق این وبلاگ درآمد دارد.

 

 

 

Gina Trapani

 

جینا دارنده وبلاگی به نام "لایف هکر" است. این وبلاک محبوب دارای نرم افزارهایی برای دانلود و راهنمایی است. این وبلاگ همه روزه بیش از300 هزار بازدید کننده دارد و درآمد ماهیانه ای آن بالغ بر صد و هشتاد هزار دلار است.

 

 

 

 

Matt Marshall

مت دارنده ی وبلاگی خبرنگاری درباره ضرب و شتم (خشونت ها) است. این مرد روند روزنامه نگاری آنلاین را تغییر داد  مقاله های اندیشمندانه اش او را تبدیل به وبلاگ نویسی محبوب کرده است.درآمد او از وبلاگش ماهیانه بیش از صد هزار دلار دلار است.

 

 

 

Jake Dobkin

جک وبلاگ خود"گوتا میست" را در سال 2003 تاسیس کرد. تمرکز اصلی او بر روی زندگی در نیویورک سیتی و اتفاقات و وقایع درون آن است. این وبلاگ ماهیانه بیش از 3 میلیون و ششصد هزار بازدید کننده دارد و در آمد ماهیانه آن صد و ده هزار دلار است.

 

 

Collis Taeed

کالیس تایید دارنده ی وبلاگی است به نام "تاتس پلاس". وبلاگ او پوشش دهنده ی برنامه های آموزشی درباره ی طراحی و نکات آن است. تایید وبلاگ خود را طوری محبوب ساخته که از آن ماهیانه بیش از صد هزار دلار درآمد کسب می کند.

 

 

 

 

Timothy Sykes 

تیموتی دارنده ی وبلاگی به اسم خود یعنی"تیموتی سایکس" است. تمرکز این وبلاگ بر روی سهام است.او از طریق طرح های مربوط به تبلیغات و همچنین برنامه های عضویتش کسب درآمد میکند. درآمد ماهیانه ی او صد و هشتاد هزار دلار است.

 

 

 

Mario Lavandeir

ماریو وبلاگی به نام "پریس هیلتون" را راه اندازی کرده است.این وبلاگ بر روی شایعات داغ مربوط به افراد مشهور متمرکز شده است.این وبلاگ او را طوری محبوب و مشهور ساخته که باعث شرکت در بسیاری از مصاحبه ها و شوهای تلوزیونی شده است. او روزانه بین 25 تا 30 پست می نویسد . وبلاک او روزانه بیش از یک میلیون بازدید کننده دارد و ماهیانه بیش از دویست هزار  دلار درآمد.

 

 

Pete CashMore

پیت کشمور صاحب وبلاگی است به نام "مشابل". این وبلاگ نویس 26ساله تاثیر بسیاری در فضای وبلاگ نویسی از خود به جای گذاشته است. مشابل وبلاگی بر اساس تکنولوژی است که تمرکز عمده آن بر روی اخبار، رسانه های اجتماعی و همچنین بررسی فن آوری های جدید است.این وبلاگ ماهیانه دارای بیش از 25 میلیون بازدید کننده است. کشمور درآمدی ماهیانه بالغ بر ششصد هزار دلار دارد.

 

 

Michael Arrington

مایکل ارینگتون وبلاگ "تک کرانچ" را در سال 2005 راه اندازی کرد. تمرکز اصلی این وبلاگ بر روی انواع  سیلیکون(!) و طریقه ی راه اندازی و ساخت آن است. این وبلاگ ماهیانه بیش از 26میلیون بازدید کننده و بیش از هشتصد هزار دلار درآمد برای صاحبش دارد.

 


برچسب‌ها: 10وبلاگ نویس مشهور, اولین وبلاگ در دنیا, bloger, وبلاگ نویس
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 18:7  توسط محمد قنبرنیا  | 

پیام پنهان رتبه بندی 10 کشور نخست تجاوز جنسی به جهان سومی ها

شفاف_محمد قنبرنیا :در روز های اخیر آماری از پایگاه اینترنتی  wonderslist.com  مبنی بر 10 کشوری که در رتبه ای نخست تجاوز جنسی به زنان قرار دارند منتشر شده است که همانند پتکی بر سر کمپین "آزادی های یواشکی" و گردانددگان معلوم الحال آن خراب شده است.البته هدف این قلم پرداختن مجدد به این زاویه از آمار منتشر شده و قرار دادن آن مقابل کمپین آزادی های یواشکی نیست زیرا نگارنده معتقد است سرشت بانوان (به خصوص بانوان مسلمان ایرانی) پر مغز تر از آن است که تحت تاثیر این کمپین ،آزادی را در تک بعد جسم معنا کنند و مردان را برده ای جنس خویش سازند ،این عمل بیشتر از انسان های ضعیف النفس و دارای خلاء های شخصیتی بر می آید.
اما بهتر آن است که حاشیه ها را ورق بزنیم و به اصل ماجرا که بسیار مهم تر از خاله زنک بازی های معصومه علی نژاد است  بپردازیم ؛ در آمار منتشر شده توسط پایگاه اینترنتی  wonderslist.com ده کشور نخست در رتبه بندی تجاوز جنسی به زنان به ترتیب شامل کشور های زیر است :

1_ا یالات متحده آمریکا
2_ آفریقای جنوبی
3_ سوئد
4_ هند
5_ بریتانیا
6_ آلمان
7_ فرانسه
8_ کانادا
9_ سری لانکا
10_ اتیوپی

نکته ای اول در این رتبه بندی این است که اگر کشور های بالا را از دیدگاه سطح پیشرفت مورد بررسی قرار دهیم به خوبی به این نکته پی خواهیم برد که از میان این 10 کشور تنها دو کشور جهان سومی (سری لانکا و اتیوپی) وجود دارند و دو کشور هم (آفریقای جنوبی و هند) جز کشور های در حال توسعه قرار میگرند و مابقی جز کشور های پیشرفته محسوب میشوند.حضور کشور هایی مانند آمریکا ،بریتانیا ،آلمان،فرانسه و کانادا که بیشترین سطح رفاه اجتماعی و توسعه را دارا هستند در این رتبه بندی تآمل برانگیز است و باید مورد کنکاش قرار داد که آیا پیشرفت این دست کشور ها رابطه ای با آمار بالای این رتبه بندی دارد یا خیر؟  
 


نکته ای دوم جایگاه کشور ما در جهان است .الحمدالله ایران سهمی در بین 10 کشوری که رتبه ای نخست تجاوز جنسی به زنان در آنان بالا است ندارد؛ اما میل به پیشرفت و گذر از دسته کشور های در حال توسعه به کشور های توسعه یافته خواست واراده ای همه ی ایران است ،حال سوال اینجا است که چطور میتوان به بالاترین سطح پیشرفت و توسعه رسید اما جز آمار منتشر شده توسط  wonderslist.com قرار نگرفت؟
از دیدگاه شخصی نویسنده توسعه یافتگی کشور های مدعی پیشرفت با نواقصی همراه بوده است که ادعای این کشور ها را به چالش می کشد.یک شهروند آمریکایی گمان می برد در آزاد ترین جامعه جهانی زندگی میکند اما چطور میتواند آمار بالای تجاوز در این کشور که مصداق بارز نقص حریم افراد و مخدوش ساختن معنای کلمه "آزادی" به تعیبر آمریکایی آن است را در این گمان هضم کند؟

البته هیچ انسانی( از جمله نگارنده ) مخالف توسعه و افزایش رفاه اجتماعی نیست بلکه هدف انتخاب مسیر درست و عقلانی است.اگر کشور ما یا دیگر کشور های جهان سومی و در حال توسعه به قصد پیشرفت و بدون در نظر گرفتن چارچوب های جامعه خود  دقیقا از همان نسخه ای که غرب طی نموده کپی برداری کنند در غایت هدف به جایی خواهند رسید که آمریکایی ها حضور دارند یعنی رتبه ای اول در پیشرفت و خشونت (!!!)

غرب یقینا پیشرفته تر وتوسعه یافته تر از شرق است اما کپی برداری بی چون و چرا از الگوی غربی ها برای پیشرفت؛ با توجه به آمار منتشر شده توسط  wonderslist.comیک عمل غیر عقلانی است که باید مورد توجه مرعوبان غربی  که مسخ قدرت شده اند قرار گیرد.

اما نکته ای بسیار مهم برای ما آن است که بتوانیم با ذره بینی دقیق مسیر کشورهای توسعه یافته(که از قضا بدون نقص نیست) را مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهیم و با رفع نواقص و و کاستی و البته بهره مندی از نکات مثبت ،مسیر خاص خود که منطبق با سبک زندگی اجتماعیه اسلامی _ایرانی است را ترسیم کنیم.برای تحقق این امر کشور نیاز به پرورش اندیشمندان و مشاوران(نگارنده برای  در امان ماندن از لفظ دولت مردان نسبت به منتقدین این قسمت را سریع ،قلم ! می زند) دارد که بتوانند با استقلال فکری و از آن مهم تر بدون رعب از کارآمدی دنیای مدرن غرب و با درس گرفتن از پیام پنهان شده در قالب این رتبه بندی و پیامد های آن ، مسیری خاص متناسب با کالبد جامعه ایرانی را بسازند.


برچسب‌ها: تجاوز جنسی, کشورهای توسعه یافته, ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت 13:38  توسط محمد قنبرنیا  | 

طعم تلخ پالم در کام شهروندان ایرانی

شفاف_ محمد قنبرنیا :اهمیت چربی در صنایع لبنی گذشته از بحث های اقتصادی و تاثیر آن در بهبود عطر و طعم شیر و فراوارده های لبنی به اثرآن در قابلیت نگه داری شیر و فراورده ها مربوط می شود.

در کشورهایی که علوم مربوط  به صنایع غذایی مانند کشور ما وارداتی است  دست بردن به فرمول مواد غذایی امری شایع است ،اگر این تغییر فرمول بدون اطلاع خریدار و یا بر خلاف استاندارد های رایج باشد تقلب نامیده می شود.تقلب در مواد غذایی یکی از آسان ترین راها برای صرفه جویی های اقتصادی است ،اما جدا از تشخیص تقلب در مواد غذایی که بعضا نیاز به داشتن آزمایشگاهی مجهز و پیشرفته است پیدا کردن متقلب هم کار دشواری است.

چه کسی به شیر پالم اضافه کرده است؟

کیفیت محصولات لبنی کشور به طور مستقیم به دو گروه دامداران و کارخانه داران مربوط می شود اما تشخیص اینکه چه گروهی به شیر روغن پالم اضافه کرده است نیاز به کارشناسی های دقیق تر دارد.

امروزه تقریبا تمامی کارخانه داران قبل از ورود شیر به کارخانه آزمایشات مختلفی از جمله اندازه گیری دانسیته ،اسیدیته و چربی را بر روی شیر تحویل گرفته شده از دامداران انجام می دهند و اگر تقلبی صورت گرفته باشد شیر را باز می گردانند.

حذف چربی شیر سبب کاهش دانسیته آن می شود اما اگر مقدار آب اضافی و چربی برداشته شده متناسب باشد دانسیته به محدوده ای نرمال باز میگردد، به همین دلیل بعد از آزمایش دانسیته کارخانه داران آزمایش میزان چربی را هم باید انجام دهند.به همین دلیل یکی از راه های استاندارد سازی میزان چربی شیر اضافه کردن روغن پالم به آن است.

روغن ها و لیپید ها گستره ی فراوانی از مواد غذایی را شامل می شوند که هر کدام ویژگی های منحصر به فرد خود را دارند در این میان روغن هایی هم وجود دارند که از نظر شیمیایی و فیزیکی شباهات های فراوانی  نسبت به هم دارند، دلیلی که باعث می شود کارخانه داران توپ را به زمین دامداران شوت کنند عدم آزمایش تشخیص نوع چربی در شیر قبل از ورود به کارخانه است به طور مثال اگر روغن های پالم توسط دامداران به شیر اضافه شده باشد کارخانه داران تنها می توانند میزان آنرا (که می توانند هر نوع چربی از جمله چربی شیر باشد) را مشخص کنند .دلیل این امر پیچیدگی شناسایی نوع چربی و روغن های گیاهی اضافه شده با چربی شیر و گران بودن تجهیزات آزمایشگاهی مربوط به آن است که تهیه ی آن  توجیه پذیری اقتصادی مناسبی برای کارخانه داران ندارد.

امروزه تکنولوژی ساخت دستگاهای مورد نیاز علوم صنایع غذایی منحصر به چند کشور است .اغلب کارخانه داران مواد غذایی دستگاهای مورد نیاز خود را از کشور های آلمان و ایتالیا وارد کشور می کنند که هزینه های زیادی بر دوش سرمایه گذاران بازار مواد غذایی میگذارد.بی شک توجه دولت به زیر ساخت های این رشته ازعلوم کشاورزی و بومی ساختن آن تاثیربلند مدتی بر کیفیت مواد غذایی و سلامت شهروندان ایرانی خواهد داشت.

راهکار مقابله چیست؟

به طور حتم نظارت گسترده و عمیق متولیان امر یکی از راه های پیشگری از تقلب در صنایع غذایی است ، نظارت در مرحله توزیع کالا تنها منجر به تشخیص تقلب است ،نکته حائز اهمیت آن است که این نظارت ها باید در مراحل ورود مواد خام به کارخانه ها و مراحل فراوری مواد غذایی صورت بگیرد.
راه دوم ملزوم کردن واحد های تولیدی به مجهز شدن به دستگاه های آزمایشگاهی پیشرفته است،با این عمل بهانه ای برای کارخانه داران باقی نمی ماند و اگر مشکلی در مواد خام ورودی به کارخانه وجود داشته باشد باید سریعا برگشت داده شود و اینگونه خیال مصرف کننده ای ایرانی از سلامت فراورده ای غذایی خریداری شده آسوده تر است.


برچسب‌ها: روغن پالم, صنایع غذایی, کاربرد پالم, لبنیات
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 11:16  توسط محمد قنبرنیا  | 

به دلیل عمق فاجعه از گذاشتن تصویر معذرویم !

چند سالی است .. . دقیقا نمی دانم کی اما میدانم از همان جایی که بچگی هایمان تمام شد از همان موقع ها عادت کردیم وقتی پاهایمان به شن های نرم ساحل رسید به جای شوق وصال دریا حواسمان پرت شود به فرهنگی که برایمان غریبه بود .. . فرهنگ برهنگی !این عادت کردن از نوع منفی اش هم عجب تبعاتی داشت و از آن بی خبر بودیم.

بی خبر بودیم از اینکه نم نمک بچه هایمان دیگر به جای شوق دریا اشتیاق ساحلش را دارند تا کمی خود را در فرهنگ وارداتی توریست ها غرق کنند ،کم کم این فرهنگ خود را از ساحل به خیابانهای منتهی به دریا کشاند و در حال حاضر که این دل نوشته را مکتوب میکنم هر کس هر طوری که میخواهد در خیابانهای شهرم راه می رود .

ما شنیده بودیم که انسان ذاتا بی نهایت طلب است و اگر برایش طرح ویژه هم  بگذاری باز هم بعضی ها دلشان هوس آزادی های یواشکی می کند اما والله بالله تا الله اینگونه که در خیابانهای شهر ما زندگی میکنید در اجتماعات شهرخودت حاضر میشوید؟

فرقی نمی کند منظور تنها بانوان محترم نیستند از آقایانی که حاضر نیستند تا سر کوچه ی محل خودشان با شلوار خانگی بیرون بروند و راست راست در شهر من با شلوارک و آستین بیخ قدم می زنند هم دل خوشی نمانده ..

آقا جان من اصلا این ساحل و هوای پاک و دریای بیکرانی که برایمان زهر مارش کردید برای شما .. . یک لحظه فکر کنید تنفس در هوای آلوده شهرتان چه قدر بیماری زاست .. برای مردم شهر من تنفس در این هوا مثل نفس کشیدن عمیق تو دود تهرانه .. پس درک کن هموطن و اگر واقعا به آن شعار آزادی که روی لبهایت هست اعتقاد داری .. حریم صاحب خانه را هم حفظ کن.. .

 

توضیح نوشت: از آنجایی که دیگر از علائم (+18) کاری بر نمیاد از گذاشتن تصویر در مطلب معذورم .. !


برچسب‌ها: ساحل فریدونکنار, فرهنگ بیگانه, برهنگی, توریست
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعت 13:48  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطالب قدیمی‌تر