X
تبلیغات
نگاه آزاد

نگاه آزاد

اين وبلاگ در جهت نگاه منصفانه به موضوعات مختلف بنا شده است

احمدی نژادی ها

این مطلب را از وب اهستان برداشتم(وبی که به عنوان وب برتر سال 89 به انتخاب کاربران انتخاب شده)این مطلب از زبان امید حسینی مدیر وبلاگه که به خاطر این مطلب تا به اینجا مورد انتقاد و بی مهری های فراوانی قرار گرفته بنده در حمایت از ایشون این مطلب در وبلاگ خودم درج میکنم

دقیقا از شب سوم تیرماه ۱۳۸۴ یعنی همان شبی که مشتاقانه تا صبح بیدار ماندیم تا پیروزی احمدی‌نژاد را در انتخابات ریاست جمهوری جشن بگیریم، جریانی به نام احمدی‌نژادی‌ها هم شکل گرفت. جریانی که به سرعت همه تار و پود و شاکله جریان اصولگرایی را دگرگون کرد.

برای ما پیروزی احمدی‌نژاد یعنی نفس راحت کشیدن بعد از یک عقده ۸ ساله و شاید هم ۱۶ ساله! به همین دلیل شیرینی این پیروزی تاریخی را مدیون شخص احمدی‌نژاد بودیم. پس اسممان را گذاشتیم احمدی‌نژادی!

احمدی‌نژادی صفتی بود که نشان می‌داد ما به هیچ یک از معیارها و ملاک‌های چپ و راست، اصلاح طلب و اصولگرا پایبند نیستیم. احمدی‌نژادی لقبی بود که ما را از دیگر افراد جریان اصولگرایی جدا می‌کرد. احمدی‌نژادی یعنی اینکه تنها یک نفر می‌تواند انقلاب را از خطر سقوط و انحراف نجات دهد. احمدی‌نژادی یعنی اینکه همه آدم‌ها حتی اصولگراها برای نابودی احمدی‌نژاد برنامه دارند و ما باید در برابر همه آنها بایستیم.

احمدی‌نژاد هم یعنی نماد کامل یک آدم انقلابی و ولایتی. کم‌کم معیار سنجش ولایتمداری آدم‌ها، دوری و نزدیکی آنها به احمدی‌نژاد شد! هر کسی که جرات نقد احمدی‌نژاد و دولت او را به خود می‌داد، باید برای بیرون رفتن از دایره اصولگرایی و حتی نظام و انقلاب و ولایتمداری آماده می‌شد. فرقی نمی‌کرد که خوش‌چهره‌ی مناظره‌ی با حسین مرعشی باشد و یا عماد افروغ اصولگرا؛ اصلاح طلبان که جای خود داشتند.

من از خودم مایه می‌گذارم و به دیگران کاری ندارم. خوشبختانه آرشیو وبلاگ من، همه نشانه‌های یک نیروی احمدی‌نژادی متعصب را دارد. متهم کردن همه، ناحق پنداشتن همه، بدگمانی به همه. از نگاه من ِ احمدی‌نژادی، همیشه و در همه حال، حق با احمدی‌نژاد بود. اگر شخصی با مدرک جعلی و تقلبی وزیر می‌شد، حتما توطئه رییس مجلس بود برای لکه دار کردن آبروی احمدی‌نژاد. اگر وزیری استیضاح می‌شد، حتما توطئه مجلس مدعی اصولگرایی بود برای ضربه زدن به دولت اصولگرا! اگر مثلا با طرح دولت درباره تغییر نکردن ساعت رسمی کشور مخالفت می‌شد، حتما مخالفت با نظرات کارشناسی دولت بود!

البته شکی نیست که دیگران هم گاهی عمدا و یا سهوا در کار دولت کارشکنی می‌کردند، اما از نگاه احمدی‌نژادی‌ها حق همیشه با احمدی‌نژاد بود و احمدی‌نژاد هم همیشه با حق! دیگران اگر با او همکاری می‌کردند قابل ترحم بودند وگرنه حتما ریگی به کفش داشتند. احمدی نژادی ها حتی به وزرای برکنار شده دولت احمدی‌نژاد هم به دیده شک و تردید نگاه می‌کردند و هرگونه اظهار نظر آنها را بعد از برکناری، ناشی از کینه آنها نسبت به احمدی‌نژاد می‌دانستند. چه پور محمدی وزارت کشور و چه صفار هرندی وزارت فرهنگ و چه متکی برکنار شده در سنگال!

البته ماجرا به همینجا ختم نشد. کم کم این نگاه شک آلود و اهانت آمیز، دامن علما و مراجع را هم گرفت و باز هم معیار قضاوت درباره مراجع، حمایت و یا عدم حمایت آنها از دولت و احمدی‌نژاد شد. البته این فقط دیدگاه من نبود. کافیست همین امروز سری به نظرات حامیان متعصب بزنید. اگر من چهار سال پیش چنین نظراتی داشتم، آنها همین امروز چنین اعتقادی دارند. مثلا اگر مرجعی کمترین انتقادی به دولت و یا رییس جمهور بکند، از طرف احمدی‌نژادی‌ها متهم به بی‌بصیرتی می‌شود!

متاسفانه این نگاه، ناشی از تفکر حاکم بر دولت و اطرافیان رییس جمهور است. خود احمدی‌نژاد از ابتدا به شخصیت های مطرح اصولگرا اهمیتی نمی‌داد. ارتباط او با علما و مراجع به تدریج کمتر شد. به نظرات آنها کم‌اعتنایی و یا بی‌اعتنایی شد. مسائلی جنجالی پیش آمد که اعتراض مراجع را در پی داشت. احمدی‌نژاد به جای کم کردن حاشیه‌ها و راضی کردن مراجع، حاشیه‌ها را بیشتر کرد. جالب اینکه نظرات رهبری را هم بهانه می‌کرد: یعنی فاصله قائل شدن بین نظرات رهبری و مراجع؛ یعنی آغاز یک انحراف خطرناک که «ما به عنوان دولت اصولگرا کاری به مراجع نداریم و تنها نظرات رهبری برای ما کافیست!» با اینکه رهبر انقلاب چند بار درباره این مساله و لزوم احترام و توجه به نظرات مراجع تقلید به دولت توصیه‌هایی کردند.

کمترین تاثیر این رفتار، تغییر ذائقه، روحیه و اعتقاد حامیان و دوستداران دولت اصولگرا مخصوصا جوانان حزب‌اللهی بود. چرا که به تدریج حس بدگمانی آنها را نسبت به همه شخصیت‌های مذهبی و سیاسی انقلاب و از همه مهمتر نسبت به علما و مراجع بیشتر می‌کرد.

آنها که عمق مساله را می‌دیدند جانب احتیاط را ‌گرفتند و گاهی به صراحت و یا به کنایه حرفی ‌زدند اما فضای کلی، همچنان فضای اعتماد مطلق به احمدی‌نژاد و تصمیمات او بود. البته جریان احمدی‌نژاد بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و مخصوصا بعد از انتخاب رحیم مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهور از هم پاشید و به چند دسته مجزا تقسیم شد. گروهی با مساله کنار آمدند و گروهی هم کنار نیامدند. دسته دوم خودشان به چند دسته دیگر تقسیم شدند:

اول آنهایی که ادعا می‌کردند احمدی‌نژاد گرفتار سحر و جادوی مشایی شده و اعتقاد داشتند که باید برای جدایی این دو نفر از هم دعا کرد! دوم آنهایی که می‌گفتند فعلا وظیفه داریم از دولت اصولگرا حمایت کنیم تا فلانی و بهمانی از آب گل آلود ماهی نگیرند، سوم آنهایی که به کلی ناامید شدند و چهارم آنهایی که فهمیدند در تحلیل‌ها و قضاوت‌های گذشته خود درباره افراد مختلف دچار افراط و تفریط شده‌اند.

ما امروز بهتر و جامعتر می‌توانیم این جریان فکری و عملی را تحلیل کنیم. چرا که فضا شفافتر شده و احمدی‌نژادی‌های رسمی و واقعی، به صراحت حرف‌هایشان را می‌زنند. امروز احمدی‌نژادی‌های واقعی خودشان را اصولگرا نمی‌دانند مثل جناب آقای جوانفکر. احمدی‌نژادی‌های واقعی ولایتمداری را تقسیم‌بندی می‌کنند. احمدی‌نژادی‌های واقعی بین احمدی‌نژاد و مشایی فرقی قائل نیستند چرا که آنها هم بین خودشان فرقی قائل نیستند. احمدی‌نژادی واقعی به همه بدگمان است. اعتقاد دارد که همه منحرف شده‌اند. به مراجع و علمای دین احترام نمی‌گذارد. نظر آنها را نمی‌پذیرد. نگرانی آنها را کم اهمیت می‌داند. آنها را بی‌بصیرت می‌داند.

اما دیگرانی که هنوز از احمدی‌نژاد دم می‌زنند، احمدی‌نژادی واقعی نیستند؛ هرچند ترجیح می‌دهند هنوز به همین نام خوانده شوند! البته اینها از نظرات و تصمیمات احمدی‌نژاد مخصوصا درباره مکتب ایرانی، احترام به علما، مشایی و … در بهت و حیرتند اما با این وجود، همچنان احمدی‌نژاد را بر دیگر چهره‌های اصولگرا ترجیح می‌دهند!

به نظر من اشتباه اینها کمتر از احمدی‌نژادی‌های واقعی نیست. چرا که به جای آسیب شناسی و تاکید بر محاسن و انتقاد از اشتباهات و اصلاح اشتباهات، صورت مساله را پاک می‌کنند. منظورم این نیست که مساله فرعی را اصلی کنند، منظورم این است که لااقل خودشان و دیگران را فریب ندهند!

من با اینکه دیگر خودم را احمدی‌نژادی نمی‌دانم، اما دشمن او هم نیستم. سیاست یعنی همین آزمون و خطاها. امروز احمدی‌نژاد را فقط رییس جمهورم می‌دانم با محاسن و اشتباهات زیاد، همان طور که علی لاریجانی را هم رییس مجلسم می‌دانم؛ و به این نتیجه رسیده‌ام که دیگر به کسی اطمینان مطلق نداشته باشم مخصوصا در عرصه سیاست!

                                                                              برگرفته از اهستان

        

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 22:49  توسط محمد قنبرنیا  | 

شهادت حضرت فاطمه تسلیت باد

ایا غریبی؟؟ایا زمین گیری؟؟چرا؟

او خودش هم میدانست که حق با علی بود

خدایا گاهی انسان هارا چه میشود؟

چه در سینه می افرینی؟

می سوزد دلم برای مادرم

نمیدانم اگر روزی مادرم را ببینی چه از او می خواهی!

من اگر ببینمش

از اعمال نیکم عصایی برای او خواهم ساخت

تا در دنیای سیاه دلم زمین گیر نشود

می دانی

اخر مادرم به درد پهلوی عجیبی مبتلاست!!

                                                                    م.ق.سوته
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 18:26  توسط محمد قنبرنیا  | 

دل نوشته ی دانشجویی

سلام

این چند وقته این قدر غرق در مطالب سیاسی بودم که وقت نکردم اجتماعی فرهنگی علمی مطلب پست کنم.این مطلبم بیشتر دل نوشته است.امروز تو کلاس تاریخ تحلیلی به خاطر ازدیاد جمعیت و کمبود صندلی 6 7 دانشجو که دیر اومده بودند سر کلاس مجبور شدند رو زمین بشینند(این از جنبه هایی که فقط خاص دانشگاه ازاده).قبل از این هم وقتی داشتم از فریدونکنار به سمت امل می اومدم راننده کلی واسمون درد و دل کرد.می گفت زمانی که جبهه بودم زنم باردار بود و بعد سه چهار ماه که بچه اش به دنیا اومده بود رفته خونه و حالا که چسبیدم به این فرمون وقتی جوونایی رو میبینم که با وضع ناجوری سوار ماشینم میشن قلبم میسوزه.حق داشت بنده خدا.راستی دیروز تیم کاله تونست تو رشت سه بر یک تیم پر مدعای داماش رو شکست بده و بره جز چهارتا تیم به همه ی املی ها و مازندرانی ها این پیروزی رو تبریک میگم امیدوارم کاله بتونه امثال قهرمان بشه خوب سرتون رو درد نیارم(راستی امروز تو دانشگاه چه بادی میوزید اینم از جنبه های خاص دانشگاه زدن زیر کوهه!!!)موفق و در پناه حق


برچسب‌ها: دانشگاه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390ساعت 18:15  توسط محمد قنبرنیا  | 

مطهری خطاب به احمدی نژاد:چه کرامتی از مشائی دیدی که امام را رها کردی؟

شما در زمان انتخابات ۸۴ و ۸۸ صداقت کافی به خرج ندادید و این افکار خود را آشکار نکردید و نگفتید من فردی هستم مرید آقای مشایی و این افکار ویژه را درباره نوروز و مکتب ایران و مسئله حجاب و به طور کلی امور فرهنگی دارم. مردم به شما به عنوان یک فرد حزب اللهی و حساس نسبت به مسائل فرهنگی و اخلاقی رأی دادند اما امروز حرف های روشنفکرانه از جناب عالی می شنوند و البته همه می دانند که این حرف ها و فکرها از آثار ارادت و سرسپردگی فکری به آقای مشایی است و الا شما در زمان تحصیل در دانشگاه علم و صنعت که اینجانب نیز دو ترم با شما در آن جا بودم این افکار را نداشتید.

مطهری خطاب به رئیس جمهور: آیامتن سخنرانی تان درجشن نوروز راقبل از ایراد به اطلاع رهبرمعظم رساندید؟ 
علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه ای به رئیس جمهور در باره رویکردهای فرهنگی دولت تذکراتی داد.

به گزارش جهان بخشهای مهم این نامه که سایت «تابناک»، آن را منتشر کرده به شرح زیر است:


*در سخنان خود آن قدر برای نوروز محاسن و کرامات قائل شده اید که به طور طبیعی این سؤال برای انسان پیدا می شود که اگر نوروز چنین مکتبی است، چه نیازی به رسالت پیامبر اسلام و نزول قرآن و آن همه زحمات از روز بعثت تا به امروز برای زنده نگه داشتن اسلام و سپردن آن به نسل های بعدی بوده است؟


* همه ما نوروز را یک انتخاب خوب از سوی ایرانیان باستان می دانیم که بهترین ایام سال از نظر اعتدال طبیعت را برای گردش و تفریح و دید و بازدید انتخاب کردند، یعنی اهمیت نوروز در ظرف زمانی آن یعنی آغاز فصل بهار است که طبیعت بعد از آن که در پاییز و زمستان مرده بود، دوباره زنده می شود، و در آثار اسلامی نیز آمده است که هرگاه بهار را دیدید زیاد از قیامت یاد کنید، یعنی بهار نمونه ای از قیامت در همین دنیاست.آن چه که از نوروز به اذهان متبادر می شود همین مقدار است و این که بخواهیم نوروز را به عنوان یک مکتب و فرهنگ معرفی کنیم کاری است تکلف آمیز و عقل ها را قانع و دل ها را خاضع نمی کند. به علاوه خرافاتی که در نوروز هست مانند چهارشنبه سوری و سیزده به در هیچ گاه در اسلام تأیید نشده است


*جناب عالی در سخنرانی خود در دومین جشن جهانی نوروز فرمودید «نوروز فراتر از مرزهای جغرافیایی، نژادی، زبانی و جزء جدایی ناپذیری از فرهنگ الهی و انسانی مردمان منطقه ما و بسیاری دیگر از مردم جهان است» و بعد از آن که به قول خودتان ارزش های نوروز را برشمردید مانند «نو شدن و حیات دوباره طبیعت، تولد و شروعی مجدد، نگاه کریمانه آسمان به زمین، بارش رحمت و رویش زیبایی ها» که اکثر آن ها در «فرا رسیدن بهار» خلاصه می شود فرمودید «از این رو نوروز انسان ها را به فراسوی مرزهای جغرافیایی، نژادی و زبانی منتقل می کند.»
معلوم نیست این نتیجه چگونه از آن مقدمه گرفته می شود زیرا وقتی نوروز، سنتی مربوط به ملت های فارسی زبان است، حداکثر، پیوندی عاطفی و نه ایدئولوژیک واعتقادی میان این ملت ها پدید می آورد و پیام آن این است که ما ملت های فارسی زبان بهترین ایام سال را برای گردش و تفریح و دید و بازدید انتخاب کرده ایم...
آیا ملت های دیگر حق ندارند ادعا کنند که فلان سنت ما بهتر است، شما بیایید سنت ما را بپذیرید، چرا ما نوروز شما را بپذیریم؟


*فرموده اید «در منطقه ما و هر جا که سفره نوروز پهن است ارزش های انسانی در اوج است». آیا این که ارزش های انسانی در منطقه ما نسبت به دنیای غرب زنده تر است ناشی از اسلام است یا نوروز؟ اگر اسلام نبود و فقط نوروز بود آیا ما در همین سطح از رعایت ارزش های انسانی بودیم؟ در ایران ساسانی که فقط نوروز بود و اسلام نبود چه جنایاتی علیه ملت ایران رخ می داد؟ آیا جامعه، طبقاتی نبود به گونه ای که کشاورز زاده و کفاش زاده حتماً باید کشاورز و کفاش می شد و استعدادهای خدادادی آن ها تباه می گردید؟ آیا ظلم های انوشیروان را که به غلط «عادل» نامیده شده است در تاریخ نخوانده اید؟ آیا داستان سه هزار زنی را که در حرمسرای خسرو پرویز زندگی شان تباه می شد نشنیده اید؟ اگر نوروز این همه کرامات دارد که به قول شما «زمینه ساز روابط عمیق و گسترده انسانی بین انسان ها و ملت هاست» پس چرا ایرانیان دوره ساسانی آن گونه از اسلام استقبال کردند و مقاومت جدی در مقابل سپاه مسلمین از خود نشان ندادند؟

*با اشاره به ظهور امام زمان علیه السلام فرموده اید «او خواهد آمد و با کمک صالحان و نوروزیان یگانه پرستی، یک رنگی، عدالت و عشق را به انسان هدیه خواهد کرد». در کدام یک از متون اسلامی «نوروزیان» هم ردیف «صالحان» قرار گرفته است و اساساً با عقل جور در می آید که هر کس که در روزهای اول بهار به گردش و تفریح و دید و بازدید رفت و نوروزی بود لزوما جزو صالحان است؟

تعبیر «یگانه پرستی، عدالت و عشق» ترجیع بند سخنان شما در موارد گوناگون است، هم چنان که در جای دیگرِ همین نطق خود نیز گفته اید «تجلی حقیقی نوروز آن گاه است که خداپرستی، عدالت و عشق در جهان حاکم شود» و در پایان نیز فرموده اید «از خداوند متعال برای همه بشریت صلح و سلامتی و رفاه و شکوفایی در سایه توحید، عدالت و عشق مسئلت می کنم» و در موارد زیاد دیگری نیز سعی داشته اید به جای استفاده از کلمه «اسلام» یا «آرمان های اسلامی» از سه گانه «یگانه پرستی، عدالت و عشق» استفاده نمایید، به خیال این که با این عناوین کلی و گاه مبهم بهتر می شود مردم جهان را جذب کرد، در حالی که فرضاً به این وسیله جذب شوند اهداف ما تأمین نمی شود.

*صهیونیست ها و آل سعود و صدام نیز یگانه پرست اند. اسلام بالاتر از این می خواهد، یعنی ایمان و عمل به دستوراتی که پیامبر اسلام به عنوان صراط مستقیم زندگی و یگانه راه نجات بشر از سوی خالق بشر آورده است.

*«عشق و محبت به همه انسان ها» نیز که در کلام شما زیاد تکرار می شود تعبیر درستی نیست. از نظر اسلام باید برخی انسان ها را دوست داشت و برخی را دشمن. تولی و تبری که در اسلام آمده است ناظر به همین مطلب است. باید مؤمنین را دوست داشت و کافران را ـ یعنی کسانی که از روی عناد اسلام را نپذیرفته اند ـ دشمن.


*به هر حال اسلام را نباید در سطح مکتب محبت که مکتب هندی است یا مکتب مسیحیت تحریف شده پایین آورد بلکه اساساً هنر اسلام به همین تک بعدی و تک ساحتی نبودن آن و توجه به همه ارزش های انسانی است و به تعبیر شهید آیت الله مطهری «انسان کامل انسانی است که همه ارزش های انسانی را به طور هماهنگ و در حد اعلی در خود رشد داده باشد». اسلام، هم دین محبت است و هم دین شدت، هم دین صلح است و هم دین جنگ، ولی هر کدام در جای خود.

*استدلال شما و آقای مشایی این است که چون از اسلام برداشت های مختلفی شده و مثلاً عده ای عقاید و روش القاعده را اسلام می دانند پس بهتر است ما از اسلام سخن نگوییم بلکه از فرهنگ نوروز و حداکثر از اسلام ایرانی و برداشت ایرانی از اسلام سخن بگوییم! این یک فکر خطرناک و نوعی دست برداشتن از اسلام است و مانند این است که کسی در صدر اسلام بگوید «چون خوارج خود را مظهر اسلام دانسته و از اسلام سخن می گویند، ما دیگر از اسلام سخن نمی گوییم و تعبیر دیگری به کار می بریم». این یک نوع عقب نشینی در مقابل گروه های منحرف است. همیشه باید از اسلام دم بزنیم و مقصودمان هم اسلام واقعی است.


*اینجانب در سال ۸۵ یعنی بعد از گذشت یک سال از ریاست جمهوری شما، زمانی که برای بزرگداشت شهید مطهری به منزل ما آمده بودید، به دلیل برخی نشانه ها، نسبت به روند فرهنگی دولت شما تذکری دادم اما احساس کردم که آن را جدی نگرفتید. در همان زمان در نامه ای سرگشاده هشدارهای لازم را دادم اما توجهی نشد. در نطقی که در زمان رأی اعتماد به وزرای دولت دهم در مجلس داشتم در حضور خود شما و آقای مشایی گفتم که این دولت از نظر فرهنگی لیبرال است و باعث ناراحتی شما و دوستانتان شد و تلاش کردید پاسخ آن را بدهید که قانع کننده نبود. امروز همه آن دوستانتان این واقعیت را تایید می کنند و برخی به من می گویند تو زودتر از همه این مطلب را دریافتی.

* این مطلب به ذهن متبادر می شود که شما در زمان انتخابات ۸۴ و ۸۸ صداقت کافی به خرج ندادید و این افکار خود را آشکار نکردید و نگفتید من فردی هستم مرید آقای مشایی و این افکار ویژه را درباره نوروز و مکتب ایران و مسئله حجاب و به طور کلی امور فرهنگی دارم. مردم به شما به عنوان یک فرد حزب اللهی و حساس نسبت به مسائل فرهنگی و اخلاقی رأی دادند اما امروز حرف های روشنفکرانه از جناب عالی می شنوند و البته همه می دانند که این حرف ها و فکرها از آثار ارادت و سرسپردگی فکری به آقای مشایی است و الا شما در زمان تحصیل در دانشگاه علم و صنعت که اینجانب نیز دو ترم با شما در آن جا بودم این افکار را نداشتید.

* نمی خواهم وارد ماهیت این قضیه شوم. شاید کراماتی از ایشان دیده اید که به موجب آن، افکار امام (ره) و شهید مطهری را رها کرده اید و به افکار وی چسبیده اید. حضوراً به من گفتید که «مشایی مثل خودت زلال است». ولی زلالی افراد دلیل درستی افکار آنها نیست. ای بسا افراد زلالی که افکار غلطی دارند.

*به راستی اگر امام خمینی (ره) و شهید آیت الله مطهری اکنون در قید حیات بودند جرأت داشتید متن سخنرانی خود در دومین جشن جهانی نوروز را به آن ها نشان بدهید؟ و اساساً آیا قبل از این سخنرانی این متن را به رؤیت رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی رساندید؟ بعید می دانم. متن نطق یک رئیس جمهور باید بر اساس واقعیات باشد نه بر اساس مجاز و توام با تعابیر شاعرانه.

* راهی که درباره نوروز و ترویج به قول خودتان فرهنگ نوروز در پیش گرفته اید معلوم نیست به کجا ختم می شود. امسال جشن جهانی نوروز در ایران برگزار شد. شاهد موارد خلاف شرع بودیم، مانند برنامه گروه قرقیزستانی در تالار وحدت که شامل تک خوانی و حرکات موزون یک زن بود. در سال های بعد که این جشن در سایر کشورها برگزار می شود معلوم نیست شامل چه موسیقی ها و رقص و آوازهای زنان باشد و معلوم نیست که اساساً هیأت ایرانی مجاز به شرکت در آن هست یا نه. بدین ترتیب جناب عالی و آقای مشایی بانی یک برنامه گناه آلود شده اید.


*برادرانه توصیه می کنم که بر روش فرهنگی خود پافشاری نفرمایید و اندک توجهی به هشدارهای دلسوزانه مراجع عظام تقلید، علما و روحانیون، نمایندگان مجلس و بخش عظیمی از مردم بنمایید و سیاست های فرهنگی دولت را بر اساس اسلام تنظیم نمایید نه بر اساس آراء آقای مشایی. نوروز را در حد خودش ببینید، به مسئله پوشش اسلامی که همچنان رو به انحطاط است و ریشه آن بیشتر نطق تلویزیونی سال گذشته جناب عالی است اهمیت لازم را بدهید.

* از ابزار شدن مسئله امام عصر علیه السلام در دولت خود جلوگیری کنید. اخیرا لوح فشرده«ظهور نزدیک است» در سطح وسیع توزیع شد و آقای مشائی نیز افاضه فرمودند که «شناخت زمانه ظهور جزو الزامات منتظر بودن است و مهمترین مسئله برای دولت جمهوری اسلامی مدیریت صحیح فرایند ظهور است» در حالی که در روایات ما دستور تکذیب کسانی که برای ظهور زمان تعیین می کنند رسیده است و به علاوه، آقای مشائی باید از ظهور نگران باشد چون با توجه به این که ایشان فرهنگ نوروز و مکتب ایران را جایگزین اسلام کرده است معلوم نیست برخورد امام زمان علیه السلام با وی چگونه باشد.

                                                                                      برگرفته از جهان نیوز

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 20:26  توسط محمد قنبرنیا  | 

توجیه کواکبیان برای پیام تسلیت هاشمی

مصطفی کواکبیان در نطق امروز خود با بیان اینکه انسجام سه قوه و دستیابی به اهداف سند چشم انداز و قوانین مصوب پیش زمینه تحقق «جهاد اقتصادی» است، افزود: در سالی که مقام معظم رهبری تمامی مسئولان و روسای قوا را به پرهیز از مسائل حاشیه​ای توصیه کرده​اند، چرا به بهانه صدور یک پیام تسلیت، روزنامه منتسب به دولت علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، جار و جنجال به راه می​اندازد؟
یکی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس، اعتراض به پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی به مناسبت درگذشت پدر موسوی را با پیام تسلیت رهبرانقلاب به مناسبت درگذشت یدالله سحابی مقایسه کرد.​

به گزارش خبرآنلاین، مصطفی کواکبیان در نطق امروز خود با بیان اینکه انسجام سه قوه و دستیابی به اهداف سند چشم انداز و قوانین مصوب پیش زمینه تحقق «جهاد اقتصادی» است، افزود: در سالی که مقام معظم رهبری تمامی مسئولان و روسای قوا را به پرهیز از مسائل حاشیه​ای توصیه کرده​اند، چرا به بهانه صدور یک پیام تسلیت، روزنامه منتسب به دولت علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، جار و جنجال به راه می​اندازد؟

وی یادآور شد: زمانی که رهبری انقلاب پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت یدالله سحابی دادند، باز هم عده​ای از افراطیون اعتراض کردند.

کواکبیان با اشاره به اظهارات اخیر حیدر مصلحی در خصوص ارائه پرونده اقدامات قانون‌ شکنانه برخی افراد به دستگاه قضایی، از وزیر اطلاعات تشکر کرد که پرونده عناصر خود سر را به دستگاه قضایی ارسال کرده است تا اینگونه افراد جرات نکنند به ادامه این رفتارها بپردازند و همانند سال گذشته مراسم ارتحال امام خمینی (ره)، را مخدوش نکنند.

وی در ادامه از هیات رئیسه مجلس خواست تا گزارشی از نحوه اجرای قانون هدفمند کردن یارانه​ها بدهند تا مشخص شود که  قانون چقدر در روابط اقتصادی کشور حاکم است.

نماینده سمنان سپس احمدی​نژاد را مخاطب قرار داد و گفت: آقای رئیس​جمهور صدای فریاد روستاییان را می​شنوید که از نرخ بالای گاز بهای خود اعتراض دارند؟ من متذکر اتهامات شما به مجلس نیستم که مجلس رئیس و هیات رئیسه دارد. اما در سال جهاد اقتصادی، مجلس می​تواند تخلفات اقتصادی دولت را بیشتر در انجام وظایف نظارتی خود بررسی کند.

به گفته وی، اگر حجم دولت کوچک و اصل 44 اجرایی شود، اساسی ترین مجاهده اقتصادی شکل گرفته است. همچنین اگر جهاد اقتصادی واقعی را بخواهیم پیگیری کنیم، باید سال به سال از وابستگی درآمدهای دولت به فروش نفت بکاهیم تا نهایتا این وابستگی صفر شود.

کواکبیان در ادامه نطق خود به مسائل منطقه نیز اشاره کرد و گفت: همانطور که رهبر فرمودند این انقلاب​های منطقه می​تواند برآمده از انقلاب ما باشد. اما انفعال وزارت خارجه در یمن و الجزایر و لیبی و مصر و تونس قابل بخشودنی نیست.

در حالیکه وقت کواکبیان تمام شده بود او به جای اشاره به مسائل حوزه انتخابیه​اش، یک دو بیتی از ابوسعید ابوالخیر خواند و گفت: ای آن که به ملک خویش پاینده تویی، در ظلمت شب، صبح نماینده تویی، کار من بیچاره قوی بسته شده. بگشای خدایا که گشاینده تویی.

 
                                                   برگرفته از تابناک
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 12:24  توسط محمد قنبرنیا  | 

اعتراض مازندران به پایتخت و ضرغامی

در پی پخش سریال پایتخت که در ان از زبان و لهجه ی مردم استان مازندران استفاده شده اعتراض هایی از سوی مقامات ارشد استان مازندران و فعالان دانشگاهی به این سریال شده طبرسی نماینده ی ولی فقیه در استان مازندران ادیانی نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان و مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه ازاد اسلامی قائمشهر از جمله این افراد بودند که خواستار عذر خواهی ضرغامی از مردم مازندران شدند.مازندران استانی است که برای اولین بار در ایران به تشیع روی اورد و با بیش از بیست هزار امام زاده که نشان از ارادت مردمان این خاک به اهل بیت و اسلام دارد این شب ها مورد خنده های مردم ایران شده است

(لطفا در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید)

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 23:41  توسط محمد قنبرنیا  | 

خاطره از شهدا

خاطره ای از خواهر شهید بابایی ....


«خانم اقدس بابایی»
عباس فرزند سوم خانواده بود و من حدود سه سال از او بزرگ تر بودم. او علاقه زیادی به من داشت و من هم به او عشق می ورزیدم.
از آن جایی که مادرم مرا مدیر خانه کرده بود، من هر چیزی را که عباس می خواست در اختیارش می گذاشتم و البته این بدان معنا نبود که نسبت به برادرهای دیگرم بی اعتنا باشم؛ بلکه در همان دوران کودکی ویژگی های فردی عباس مرا تحت تاثیر قرار داده بود.
همیشه می دیدم که او به نفع دیگران از حق خود چشم می پوشد؛ از این رو اگر عباس چیزی می خواست و به من می گفت، بدون اینکه از مادرم اجازه بگیرم، سعی می کردم تا برایش تهیه کنم و پس از اینکه خواسته اش را برآورده می کردم، موضوع را با مادرم در میان می گذاشتم.
روزها گذشت و عباس بزرگ تر شد؛ تا سرانجام پا به مدرسه گذاشت و در حالی که به گفته همکلاسی ها و معلمانش، در دوران تحصیل یکی از شاگردان خوب و باهوش کلاس بود، به بازی های فوتبال و والیبال علاقه فراوانی داشت و بیشتر در کوچه با دوستانش بازی می کرد.
به خاطر می آورم، زمانی که عباس در کلاس سوم ابتدایی بود، روزی همراه با دوستانش در کوچه مشغول «الک دولک» بازی بود و من در حال عبور از کوچه به بازی آنها نگاه می کردم.
باید بگویم شکل این بازی بدین ترتیب است که چوب کوتاهی را در روی زمین می گذارندو با چوب بلندتری آن را به هوا پرتاب می کنند و سایر بازیکنان باید آن چوب را در هوا بگیرند.
وقتی که یکی از بچه ها چوب را زد، ناگهان چوب به چشم من خورد و چشمم ورم کرد و کبود شد. در حالی که من از درد به خود می پیچیدم، مرا به بیمارستان بردند.
شنیدم، عباس که از این مساله به شدت متاثر شده بود و از طرفی بی تابی مرا می دید، جلو در بیمارستان گریبان دوستش را، که چوب به چشم من زده بود گرفته و با فریاد گفته است:
- اگر خواهرم کور شده باشد، تو باید او را بگیری؛ چون تو چشم او را کور کرده ای!
البته بعد از معاینه پزشکان، معلوم شد که بحمدالله چشمم صدمه ای ندیده است.

یکی از راوی های لشگر 17 اومده بود طلائیه (یکی از مناطق جنگی که خیلی شهید داده) می گفت من 8 ساله دارم کاروان میارم اینجا . یه روز یه کاروانی رو اوردم اینجا که بینشون یه دختر دانشجوی پزشکی کاشان بود .

تو راه رفتیم شلمچه مسخره کرد ، رفتیم فکه مسخره کرد ، آوردیم طلائیه مسخره کرد ، تو طلائیه من بعد از صحبت ها خاک تبرکی دادم دست این دانشجو ها گفتم اینجا قدمگاه اباالفضل العباسه ، این خاک رو ببرید هروقت دلتون گرفت یا دلاتون آلوده شد بشینید یه گوشه ای و این خاک رو بو کنید یاد طلائیه بیفتید تا دلاتون وا بشه تا خاک رو گذاشتم تو مشت این دختر خاک رو پرت کرد گفت : این مسخره بازیا چیه ، تحویل نگرفت. رفتیم از اینجا خرمشهر و شب تو خرمشهر خوابیدیم اول صبح دیدم یکی در اتاقم رو داره محکم میکوبه . در رو واکردم دیدم همون دختر داره چه جور اشک میریزه و میگه یاللا منو برگردون طلائیه .
گفتم تو که میگفتی مسخره بازیه ؟ گفت تورو خدا تو دیگه نگو ، شب خواب دیدم یه شهیدی از طلائیه اومد تو خوابم گفت : تو میدونی اونایی که میان طلائیه ما یکی یکی میریم در خونشون و دعوتنامه میدیم بهشون تا بیان طلائیه ؟ کی تو رو راه داده بود خونه ما اومدی؟ تو با اجازه کی اومدی طلائیه ؟ گفتم اخه خانوم دیگه مسیر ما طلائیه نیست . دختره در حالی که زار زار اشک میریخت گفت : یا منو میبری طلائیه یا من دیگه کاشان برنمی گردم .
گفت برداشتم بردمش طلائیه . خداشاهده تا از ماشین پیاده شد پا برهنه شد دوئید رو این خاکا و خودشو انداخت و اونقدر خودشو زد و گریه کرد که انگار نه انگار همون دختره .



                                            زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست(مقام معظم رهبری)


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 16:10  توسط محمد قنبرنیا  | 

بازديد هاشمي رفسنجاني از دانشگاه آزاد واحد آيت الله آملي

آمل نیوز: مدير روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد آمل گفت: آيت الله رفسنجاني از روند رو به رشد و پيشرفت‌ دانشگاه آزاد آمل ابراز رضايت‌مندي كرد.
به گزارش آمل نيوز به نقل از خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان روزبه نصيري از ابراز رضايت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از پيشرفت علمي و عمراني اين واحد دانشگاهي شمال كشور خبر داد.
وي با بيان اينكه آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني ظهر روز سوم فروردين وارد آمل شد، اظهار داشت: اين سفر آيت الله رفسنجاني به مازندران جنبه غيررسمي داشته و ايشان از دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي واحد نور و بابل نيز ديدن كردند.
مدير روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد آيت الله آملي در خصوص جزييات اين بازديد افزود: در اين سفر آيت الله رفسنجاني در نشستي با اساتيد و كاركنان دانشگاه به بيان فلسفه دانش و چگونگي تشكيل اين دانشگاه آزاد پرداخت و همچنين نشست صميمانه‌اي با رياست دانشگاه و اعضاي هيئت علمي برگزار شد.
وي با اشاره به بازديد رفسنجاني از فضاي علمي و آموزشي 72 هكتاري واحد آيت الله آملي يادآور شد: از سالن كنفرانس، سالن آمفي تئاتر، سايت كتابخانه‌اي ديجيتال و كتابخانه بزرگ واحد، خدمات و امكانات رفاهي و آموزشي، محوطه‌هاي علمي، دانشكده‌هاي مختلف و دانشكده كارشناسي ارشد مهندسي كشاورزي علوم و صنايع غذايي، سالن‌هاي تربيت بدني با حضور رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بازديد شد.
نصيري تصريح كرد: آيت الله هاشمي بعد از اقامت يك‌روزه خود در آمل صبح روز چهارم نورورز 90 اين شهرستان را ترك كرد.
هاشمي رفسنجاني شامگاه سه‌شنبه وارد مازندران و شهرستان نور شد و ظهر روز سوم فروردين سال‌جاري در سفري غيررسمي به آمل آمد.
آخرين سفر هاشمي رفسنجانی به استان مازندران به اواخر سال 89 برمي‌گردد كه وي براي افتتاح چند پروژه دانشگاهي دانشگاه آزاد اسلامي بابل به اين شهر سفر کرده بود.
دانشگاه آزاد اسلامي واحد آيت الله آملي در سال 1378 با دو رشته دانشگاهي كار خود را آغاز كرد كه هم‌اكنون دارای ۶۰ رشته تحصیلی، ۱۳۵ عضو هیات‌علمی و ۳۸ بورسیه مقطع دكتری است.
اين واحد با مساحت ۷۲ هكتار، بیش از ۳۰۰ هزار مترمربع فضای آموزشی و پژوهشی، ۸۴ آزمایشگاه و كارگاه پیشرفته آموزشی است و بیش از پنج هزار و ۵۰۰ دانشجو در ۶۰ رشته در مقاطع كاردانی، كارشناسی و كارشناسی‌ارشد در آن مشغول به تحصیل هستند.
فاز دوم پروژه‌های عمرانی واحد آیت‌الله آملی نيز در 25 دي ماه 1389 با حضور جاسبی رئيس دانشگاه آزاد اسلامي افتتاح شد.

خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان در آمل: قربانعلي مسافر

 

                                                                                            برگرفته از خبرگزاری امل نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 15:57  توسط محمد قنبرنیا  | 

سایت ها و خبرگزاری ها به کدام جناح وابسته اند؟

خبرگزاری ها

بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی شركت های مالك موتورهای جست وجوی اینترنتی، در حال حاضر، پر بازدیدترین خبرگزاری موجود در كشور، خبرگزاری فارس به شمار می رود. این خبرگزاری دومین رتبه پر بازدیدترین مجموع رسانه های سایبری اعم از سیاسی و غیرسیاسی نیز را به خود اختصاص داده است.


خبرگزاری فارس از جمله رسانه هایی است كه در بسیاری از حوزه ها، حامی دولت محسوب می شود و با تكیه بر حمایت از شخص رئیس جمهور نقش مهمی در انعكاس فعالیت های دولت داشته است.


در ماجراهایی چون اظهارات مشایی، فارس رویكردی منتقدانه به دولت داشته است. پس از فارس، خبرگزاری مهر قرار دارد. خبرگزاری مهر به سازمان تبلیغات اسلامی وابسته است و مناسبات بسیار خوبی با جریان های متعادل و سنتی اصولگرا دارد.


در روزهای اخیر با تغییر مدیرعامل خبرگزاری مهر و انتصاب یكی از چهره های نزدیك به جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی به عنوان مدیرعامل این خبرگزاری، انتظار می رود رابطه مهر با دولت بهبود یابد. خبرگزاری ایسنا نیز از دیگر رسانه های برجسته فعلی در عرصه مجازی به شمار می رود.


ایسنا وابسته به جهاد دانشگاهی است و تلاش دارد كه در حوزه سیاسی، نقش راوی بی طرف را بازی كند، با این وجود، در بررسی خبرها، حمایت از فعالیت های غیرسیاسی دولتی ها، توجه ویژه به چهره های سنتی اصولگرایان و چهره های معتدل اصلاح طلب در دستور كاری ایسنا قرار دارد.


دیگر خبرگزاری مهم، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی یعنی ایرناست كه اگرچه در طول سال های ۸۷ و ۸۸ به نحو بسیار برجسته ای به حمایت سیاسی از دولت مشغول بود ولی در ماه های اخیر كوشیده است كه رابطه بهتری با دیگر لایه های اصولگرا به ویژه چهره هایی كه منتقد دولت نیستند، برقرار كنند.


خبرگزاری ایلنا، وابسته به طیف اصلاح طلبان نیز دیگر خبرگزاری مهم كشور است كه با تمركز بر برجسته سازی اخبار این طیف و همچنین جبهه سیاسی نزدیك به هاشمی رفسنجانی و همچنین برخی چهره های وابسته به اصولگرایان منتقد، هویتی متفاوت با سایر خبرگزاری ها دارد.


دیگر خبرگزاری های موجود در كشور، عبارتند از خبرگزاری های ایسكانیوز و آنا وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی، خبرگزاری شانا وابسته به وزارت نفت، خبرگزاری حیات وابسته به بنیاد شهید و امور ایثارگران، خبرگزاری پانا وابسته به سازمان دانش آموزی، خبرگزاری شهر، خبرگزاری خانه ملت وابسته به مجلس شورای اسلامی و خبرگزاری های آریا، شبكه خبر دانشجو، رسا، ایونا، ایكنا و موج كه از رسانه های حامی دولت هستند.


خبرگزاری آریا، مواضع گروه های نزدیك به موتلفه و اصولگرایان سنتی را نیز پوشش می دهد. در همین حال باید از باشگاه خبرنگاران جوان و خبرگزاری برنا نیز نام برد كه از جمله سایت های خبری برجسته حامی دولت محسوب می شوند.


سایت های خبری

سایت های خبری اما در حال حاضر دنیایی متفاوت نسبت به خبرگزاری ها دارند. چه آنكه نفوذ افكار گروه های سیاسی در سایت های خبری مشهودتر است. همچنین انتساب سایت ها به افراد و جریان ها باعث شده است تا این مجرا، زمینه را برای بیان آزاد افكار و آرای اشخاص و گروه های سیاسی فراهم كند.


در حال حاضر پربازدیدترین سایت خبری داخلی، سایت تابناك است. تابناك هم اكنون با راه اندازی سرویس های جدید اجتماعی و ورزشی در تلاش است تا نفوذ خود در میان كاربران اینترنتی را حفظ كند.


این سایت خبری رابطه خوبی با اصولگرایان منتقد دارد و اخبار این جریان سیاسی را به طور برجسته پوشش می دهد. اما در لایه های بعدی رقابت میان سایت های اینترنتی و سایت خبری عصر ایران، در جایگاه دوم قرار دارد.


عصر ایران هم اكنون بیست و نهمین سایت پربازدید ایرانی است. این سایت با راه اندازی بخش عربی خود، نفوذ قابل توجهی در رسانه های عرب زبان پیدا كرده است و یكی از بهترین منابع برای دستیابی به آخرین اخبار مربوط به ایران در میان اعراب است. این سایت نیز اخبار اصولگرایان منتقد و همچنین برخی چهره های متعادل اصلاح طلب را با برجستگی بیشتری پوشش می دهد.


سایت خبری خبر آنلاین، منسوب به علی لاریجانی در یك رقابت تنگاتنگ درست بعد از عصرایران، در جایگاه سوم قرار گرفته است. خبرآنلاین، ارگان اینترنتی روزنامه خبر است كه با در اختیار داشتن تحریریه ای مجزا، در تمامی حوزه های خبری فعال است.


این سایت تنها سایت خبری نزدیك به جریان فكری دكتر علی لاریجانی و از رسانه های منتقد دولت به شمار می رود و در حال حاضر بیشترین اخبار تولیدی را در میان دیگر سایت های خبری به خود اختصاص داده است. سایت خبری تحلیلی آفتاب نیوز متعلق به اردوگاه اصلاح طلبان با تمركز بر طیف نزدیك به كارگزاران سازندگی نیز از دیگر سایت های ایرانی است.


سایت خبری رجانیوز، مهم ترین سایت خبری حامی دولت به شمار می رود كه البته در برخی ماجراها مانند اختلافات بر سر اظهارات رحیم مشایی، انتقادات نه چندان پررنگی از دولت داشت. افشاگری علیه جریان سبز، چهره های اصلاح طلب و نزدیك به هاشمی نیز از مهم ترین دستوركارهای رجانیوز است.


پس از رجا، سایت خبری فردانیوز قرار دارد كه با تمركز بر پوشش اخبار اصولگرایان منتقد و برخی اصلاح طلبان معتدل از جمله سایت های معتبر فارسی زبان به شمار می رود.


پایگاه خبری الف، وابسته به احمدی توكلی، نماینده تهران از مهم ترین سایت های منتقد دولت به شمار می رود كه در طول یك سال گذشته در بسیاری از جریان های معطوف به انتقاد از دولت، در رده نخست قرار داشته است.


سایت جهان نیوز نیز مشی سایت الف را دنبال می كند و برخی چهره های اصولگرای منتقد در این سایت با برجستگی خاص پوشش داده می شوند. این سایت به شدت علیه جریان سبز و برخی لایه های اصلاح طلب و همچنین چهره های نزدیك به هاشمی رفسنجانی نیز فعال است.


سایت جهان نیوز بر خلاف سایت الف كه بیشتر در حوزه های نظری و كلان، منتقد دولت است، رویه ای جزءنگرتر و انتقادی تر در حوزه های عمومی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نسبت به دولت دارد.


از دیگر سایت های وابسته به طیف اصولگرایان منتقد می توان به سایت های شفاف و فرارو اشاره كرد كه علاوه بر اصولگرایان منتقد، به فعالیت های گروه های اصلاح طلب معتدل نیز توجه دارند.


سایت آینده نیوز كه بیشترین تمركز را در پوشش اخبار اصولگرایان منتقد و لایه های مختلف اصلاح طلب دارد، از جمله سایت های برجسته منتقد دولت محسوب می شود.


مشرق نیوز نیز از جمله سایت های تازه تاسیسی است كه جزو حامیان دولت محسوب می شود. در همین حال، سایت های خبری جوان آنلاین(ارگان اینترنتی روزنامه جوان)، بولتن نیوز، خدمت، خیمه نیوز، صراط نیوز، عدالتخانه و قلم پرس نیز از سایت های خبری حامی دولت در دنیای مجازی هستند.


دیپلماسی ایرانی، فعال ترین سایت خبری در عرصه دیپلماسی و بین الملل است كه به پوشش خبری جریان های اصلاح طلب مشغول است.


نتیجه كلی

بدین ترتیب با مرور كلی سایت های خبری و خبرگزاری های فعال مجاز در عرصه مجازی و صرفنظر كردن از سایت هایی كه به تبلیغ مواضع جریان سبز و اصلاح طلبان رادیكال مشغول هستند و به دلیل مواضع ساختارشكنانه مشمول قانون فیلترینگ شده اند، می توان گفت كه در حال حاضر، چهار جریان حامی دولت، اصولگرای سنتی، اصولگرای منتقد و اصلاح طلبان سنتی و اصلاح طلبان معتدل در فضای مجازی در حال فعالیت هستند.

در این میان اصولگرایان سنتی و اصلاح طلبان سنتی از حداقل فعالیت در این حوزه برخوردارند و بیشترین تمركز سایت ها، بر پوشش اخبار اصولگرایان منتقد، حامیان دولت و اصلاح طلبان معتدل قرار دارد.


                                                               برگرفته از سایت خبری تحلیلی رشد

(در اخرین نتایج نظر سنجی وبلاگ ایت الله خامنه ی با اختلاف دو رای نسبت به سید محمد خاتمی سوم است)

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 19:4  توسط محمد قنبرنیا  | 

فریدونکنار همیشه پایدار

سلام

من فریدونکناریم

همون شهری که شما هم استانی های عزیز(مازندران)هیچ وقت از صدا سیمای استان مازندران اسمش را نمی شنوید مگر هر زمانی که نیاز به راهپیمایی داشته باشند با زیر نویس راه هارا مشخص میکنند

همون شهری که میزبان جام جهانی کشتی در سال 2008 بود اما از ان گرفتند و به ساری اعطا کردند

شهری که خلاف و اعتیاد در ان موج می زند

چرا؟؟؟

چون یک زمانی برای بازپسگیری حق خود به پا خواستند و به انها تهمت شورش علیه نظام را چسباندند(سال82 در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی که نماینده اصولگرا ی بابلسر به تقلب از نمایند ه ی اصلاح طلب فریدونکنار پیشی گرفته و خود را پیروز انتخابات معرفی کرد)

بعد ان جریان اعتیاد نزد جوانان ما افزون شد بی توجه ی به ما بیشتر شد به اسم شهرستان شدن فریدونکنار به قول خودشان سر ما را گرم کردند

همه ی مسئولین بدانند که ما فریدونکناریم و با بازپسگیری حقمان در ان دوره ی انتخابات مجلس نشان دادیم که هنوز خون پدرانمان که فاتحان فاو لغب گرفتند در خون ماست

خیلی وقت است که در صدا سیمای استان مازندران از شهرهای کوچکی همانند سرخرود(بین فریدونکنار و محمود اباد)اسم به میان میبرند ولی از شهرستان فریدونکنار نه(که همین موضوع باعث شد تا همچین مطلبی بنویسم)

ای مقامات مسئولین و تشریفات اگر میخواهید مارا بشناسید به تاریخ ما نگاه بیاندازید

ما همیشه استوار و پایدار میمانیم حتی اگر جوانانمان را معتاد کنید حقمان را ضایع کنید و حتی اگر سعی کنید مارا منزوی کنید ما همیشه فریدونکنار میمانیم

(در اخرین نتایج به دست امده از نظرسنجی وبلاگ اقای ریس جمهور همچنان با 52 درصد ارا اول است)



برچسب‌ها: فریدونکنار
+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 20:26  توسط محمد قنبرنیا  | 

دومین هشدار رهبر انقلاب به ما وبلاگ نویسان

این دومین ابراز نظر «آشکار» رهبر انقلاب است درباره نوشته‌های وبلاگی. شرمنده‌ایم که هر دوی این ابراز نظرها، هشدار است! هشدار نسبت به رعایت نکردن حدود اسلامی. هشدار نسبت به اینکه نوشته‌های وبلاگی ما، خداوند متعال را خشمگین می‌کند! این حرف خیلی سنگین است برای من و تویی که قرار بود بنویسیم برای خشنودی خدا. برای حمایت از «حزب الله». برای گروه خدا.

مرور کنیم:
فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه
، يكى از آن چيزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاى هتك حرمت:
» هم خلاف شرع است،
» هم خلاف اخلاق است،
» هم خلاف عقل سياسى است.
انتقاد، مخالفت، بيان عقايد با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛
اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها.
همه هم در اين زمينه مسئولند. اين كار علاوه بر اينكه:
» فضا را آشفته ميكند،
» و اعصاب آرام جامعه را به هم ميريزد،
- كه امروز احتياج به اين آرامش هست -
» خداى متعال را هم از ما خشمگين ميكند.
من ميخواهم اين پيامى باشد به همه‌ى آن كسانى كه
» يا حرف ميزنند،
» يا مينويسند؛
» چه در مطبوعات،

» چه در وبلاگ‌ها.

» هشدار و توصیه اول ایشان را از اینجا بخوانید.

                                                                               برگرفته از وبلاگ طعم عسل

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 23:25  توسط محمد قنبرنیا  | 

شیطان پرستی

شیطان پرستان دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها را بروی تیشرت ها، زیورآلات و بدلیجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و ... دیده ایم، بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم.

 


پنتاگـــرام (ستاره پنج ضلعي وارونه)
 

از جمله معروف ترين نمادهاي شيطان‌گراها پنتاگـــرام است، نشانه ستاره صبح، نامي كه به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم‌هاي مخفيانه و جادوگري براي احضار ارواح شيطاني استفاده مي‌‌‌شود.
پنتاگرام شيطاني نمادي پيچيده است كه از تركيب ستاره پنج پَر با سر بز به وجود آمده است و اين نوع استفاده درعين اين كه جديدترين مورد استفاده از پنتاگرام است به همان اندازه شناخته شده ترين و جدال آميزترين نوع استفاده از پنتاگرام نيز به شمار مي‌‌‌آيد. پنتاگرام شيطاني هميشه وارونه است با يك رأس رو به پايين و دو رأس رو به بالا. اين علامت نشاني از جادوي سياه است كه حاكي از پيروزي ماده و آرزوهاي فردي بر عقايد و تعصبات ديني و مذهبي است.
 

پنتاگـــرام:
 

ستاره پنج پر یا پنتاگرام یکی از مهمترین، قدرتمندترین و ماندگارترین سمبل ها در تاریخ بشر است. این علامت در فرهنگ و تمدن باستان مایان های امریکای لاتین، هند، چین، مصرو یونان از مهمترین و پرمعناترین علامتها بوده است. ابتدایی ترین شکل پنتاگرام بر روی دیوارهای غارهای عصر حجر کنده کاری شده بوده و در نقاشی های مردم بابل به عنوان الگوی ترسیم سیاره ونوس به چشم می خورد. رازهایی مابین سیر استفاده از این علامت، طراحی های قدیمی از مدار حرکت سیاره ونوس و رب النوع معروف بیشتر وجود دارد که گاهی باعث این تفکر غلط می‌شود که پنتاگرام سمبل ایشتر است. در کتب آسمانی مخصوصا کتابهای یهودیان بسیار زیاد به پنتاگرامها اشاره شده است.
 

پنتاگــرام در شیطان پرستـی
 

پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است که از ترکیب ستاره پنج پر با سر بز به وجود آمده است و این نوع استفاده درعین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام است به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز به شمار می آید. پنتاگرام شیطانی همیشه وارونه است با یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا. استفاده از پنتاگرام به عنوان یک نشان و علامت شیطانی به نیمه دوم قرن بیستم برمی گردد. جایی که شیطان پرستی مدرن توسط Anton Lavey موسس و بنیانگذار کلیسای شیطان پایه گذاری شد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است.
البته پنتاگرام متشابه و قابل قیاس با صلیب برعکس نیست. صلیب برعکس نماد جنبش Anti Christ و نشانی از طغیان، سرکشی در برابر فرهنگ مسیحی است.
همچنین پنتاگرام نباید با هگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام، ستاره شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود و نمونه آن ستاره داوود می باشد. این ستاره با اعتقادات یهودیان پیوند دارد.شیطان پرستی، شکل ظاهری شیطان تشکیل شده است از سر بز، بالا تنه انسان، پای جن و با دم کوتاه. در شیطان پرستی مدرن، شاهد اتخاذ کردن روش های فردی و توجه بیشتر به شخص هستیم. توجه بیشتر به ضمیر و خود بجای توجه به خدا و عالم بالا، تمایلات جنسی آزاد که شیطان پرستی آن را تمجید می کند. علامتی که به رایج ترین صورت با عقاید شیطانی SabbaticGoat یا بز طلسم ستاره پنج سر Mendes است.

استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی گردد. آنان همواره در توصیف ساحره ها، آنان را همراه با بزها می دانستند. آنان اغلب بز را نماینده شیطان می دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر گرفته می شود. نماد باستانی پنتاگرام در شیطان پرستی مدرن نمادی است از آزادی در برابر مسائل جنسی.

پنتاگرام در بالا و بافومت در پایین


به تر تیب از بالا ستاره 5 پر، ستاره 6 پر، آدجت

ستاره 5 پر
 

در جادوگری استفاده می‌شود و برای آنها نشانگر عناصر آب، خاک، آتش و روح اطراف آنهاست.
 

آدجت :
 

اين هم علامت لوسیفر(پادشاه جهنم!)، اشك زیرچشم هم نماد محیط محزون و افسرده اطرافش است.
 

هگزاگرام (ستاره شش پر)
 

هگزاگرام به صورت دو مثلث درون هم نشان داده مي‌‌‌شود و نمونه آن ستاره داوود مي‌‌‌باشد. كه با اعتقادات يهوديان پيوند دارد.اين نماد تشكيل شده است از سر بز، بالا تنه انسان، پاي جن و با دم كوتاه.
اين دو مثلث وقتي به صورت معناداري روي هم قرار مي‌‌‌‌گيرد، معناي عشق ـ البته از نوع جنسي آن ـ را بيان مي‌‌‌كند و اين همان ستارة داوود است كه امروزه در وسط پرچم اسرائيل ديده مي‌‌‌شود.
 

عدد 666 و FFF
 

عدد 666 و FFF ششمين حرف انگليسي كه متناظر عدد666 است. از نمادهاي شيطان‌پرستي است. 666 علامت انسان، نشانه جانور (هيولا) اين عدد به گفتة مكاشفة يوحنا كه يك يهودي تازه مسيحي بود، عدد شيطان معرفي شده است. در مكاشفات نوشته شده: "جانور عجيب ديگري ديدم كه از زمين بيرون آمد. اين جانور دو شاخ داشت مانند شاخ‌هاي بره و صداي وحشتناكش مثل صداي اژدها بود... بزرگ و كوچك، فقير و غني، برده و آزاد را وادار كرد تا علامت مخصوص را روي دست راست يا پيشاني خود بگذارند. و هيچ كس نمي‌توانست شغلي به دست آورد يا چيزي بخرد مگر اينكه علامت مخصوص اين جانور يعني اسم يا عدد او را بر خود داشته باشد. اين خود معمايي است و هركس با هوش باشد مي‌‌تواند عدد جانور را محاسبه كند. اين عدد اسم يك انسان است كه مقدار عددي آن به 666 مي‌‌‌رسد. (انجيل. مكاشفات يوحنا/11-18: 13)
 

بافومت(Baphomet)
 

يكي ديگر از اين نمادها كه در عرفان كابالا( عرفان يهودي) نيز جايگاهي دارد، بز يا قوچي به نام بافومت است كه هم با جانور شاخ ‌دار يوحنا همانندي دارد و هم در اسطوره‌هاي مصري خداي هوش و دانايي معرفي شده و آفرينش انسان به وسيلة چرخ سفالگري را به او نسبت مي‌‌‌دهند. و دو ماه سياه و سفيد در طرفين او نشانة تركيب روشنايي و تاريكي است. سر بافومت معمولاً در ميان ستارة پنج پر (پنتاگرام) طراحي مي‌‌شود.
استفاده از بز به خرافات قرون وسطي برمي گردد. آنان همواره در توصيف ساحره‌ها، آنان را همراه با بزها مي‌‌دانستند. آنان اغلب بز را نماينده شيطان مي‌‌دانستند. بز در اين مفهوم اغلب به عنوان نمادي از سركوبي جنسي در نظر گرفته مي‌‌شود.
Ankh : سمبل باروری و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت این جمع زنان ومردان می باشد.
wastika or Sun Wheel (صلیب شکسته یا چرخ خورشید): یک علامت مذهبی باستانی است که سالها قبل از قدرت گرفتن هیتلر به کار میرفت. این علامت در کتیبه های بودایی و مقبره های سلتی و یونانی استفاده شده است. در آیین پرستش خورشید، این علامت به نظر می رسد نشانه مسیر حرکت خورشید در آسمان باشد.
All Seeing Eye (چشمی که به همه جا می نگرد): آنها معتقدند که این چشم لوسیفر (شیطان) است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت می‌کند. این علامت در پیشگویی ها به کار میرود. جادوها ، نفرین ها ، کنترل های روحی و تمامی انحرافات تحت این علامت کار می‌کنند. این علامت روشنفکران است . به پول رایج ایالات متحده نگاهی بیندازید .این علامت اساس نظم نوین جهانی است.
Upside Down Cross صلیب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسیح می‌باشد. گردنبندهای آن توسط شیطان پرستان زیادی به کار می‌رود. این علامت را می‌توان همراه خواننده های راک و روی آلبوم های آنها دید.
Goat Head (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی). این یکی از راههای شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می‌شود که مسیح مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد.
Anarchy (هرج و مرج): این علامت به معنای از بین بردن تمام قوانین می‌باشد. به عبارت دیگر " هرچه تخریب کننده است تو انجام بده " یعنی همان قانون شیطان پرستی، این علامت توسط پانک ها، هوی متالها و راک ها به کار می‌رود.
Justice Anti (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قدیم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت یا شورش و طغیان می باشد. فمنیست ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر سالاری باستانی استفاده می نمایند.
 

ابليسك(obelisk)
 

مشهودترين نماد شيطان‌گرايي ستون چهار ضلعي بلندي است به نام ابليسك، كه سمبلي از "رع" خداي خورشيد در مصر بوده است. بزرگ‌ترين ابليسك دنيا در واشنگتن ساخته شده كه ارتفاع آن به 555 متر مي‌‌رسد اين ابليسك در نزديكي كنگره و خانه اصلي فراماسونري است و رئيس جمهور‌هاي آمريكا سوگند خود را در پاي آن ياد مي‌‌كنند.8
 

مشخصه های ظاهری
 

گذشته از اعتقادات، اعمال و سنبل ها، شیطان پرستان ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از جمع تشخیص داد.
بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتک های شیطانی و سنبل ها خال کوبی می کنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز می باشد، چکمه های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می پوشند.
ادامه دارد ...



+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 19:24  توسط محمد قنبرنیا  | 

لحظه تحویل سال که دست مادرت را بوسیدی و خندید و دعایت کرد تو هم دعا کن . . . برای برادرت که در کوچه های منامه دنبال سگهای صعودی میدود تا چادر مادرش را پس بگیرد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 1:34  توسط محمد قنبرنیا  |